یکشنبه/ 2 آبان / 1400

غزل 56 حافظ (دل سراپرده محبت اوست) به همراه شرح

شرح غزل 56 حافظ / دل سراپرده محبت اوست

دل سراپرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست

من که سر درنیاورم به دو کون
گردنم زیر بار منت اوست

تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هر کس به قدر همت اوست

گر من آلوده دامنم چه عجب
همه عالم گواه عصمت اوست

من که باشم در آن حرم که صبا
پرده دار حریم حرمت اوست

بی خیالش مباد منظر چشم
زان که این گوشه جای خلوت اوست

هر گل نو که شد چمن آرای
ز اثر رنگ و بوی صحبت اوست

دور مجنون گذشت و نوبت ماست
هر کسی پنج روز نوبت اوست

ملکت عاشقی و گنج طرب
هر چه دارم ز یمن همت اوست

من و دل گر فدا شدیم چه باک
غرض اندر میان سلامت اوست

فقر ظاهر مبین که حافظ را
سینه گنجینه محبت اوست

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 56 حافظ / دل سراپرده محبت اوست
شرح غزل 56 حافظ / دل سراپرده محبت اوست

شرح غزل 56 حافظ (غزل دل سراپرده محبت اوست)

دل سراپرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست

دلم جایگاه عشق معشوق است و چشمم مانند کسی است که آینه در برابر او نگه می دارد؛ یعنی دل و دیده ام محل تجلی چهره و جمال زیبای اوست.

سراپرده: بارگاه، خیمه و چادر

من که سر درنیاورم به دو کون
گردنم زیر بار منت اوست

من که سر به دو عالم فرود نمی آورم و از آن بی نیازم، گردنم زیر بار لطف اوست و از او بی نیاز نیستم.

دو کون: عالم غیب و شهادت

منت: لطف و نیکی

تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هر کس به قدر همت اوست

نهایت آرزوی تو این است که در بهشت زیر سایه درخت طوبی خوش باشی و غایت خواسته من رسیدن به قد و قامت زیبای یار و وصال به اوست و این خواسته و آرزو به بلندنظری و همت هر کس بستگی دارد.

طوبی: درخت طوبا، نام دیگر بهشت و یا نام درختی است در بهشت که شاخ و برگ آن تمام باغ عدن را می پوشاند.

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

گر من آلوده دامنم چه عجب
همه عالم گواه عصمت اوست

اگر تر دامن و گناهکارم، باکی نیست؛ زیرا دلم در پی عشق معشوقی است که همه مردم جهان بر بی گناهی و پاکدامنی او شاهدند. به عبارت دیگر آلودگی من سبب این نشده است که یارم بدنام شود، بلکه او در عین پاکی و بی گناهی است.

من که باشم در آن حرم که صبا
پرده دار حریم حرمت اوست

در سراپرده یار که صبا پرده دار حریم حرمت اوست، من چه کسی هستم که بتوانم به آنجا راه یابم؟

حرم: جایی که بیگانه اجازه ورود به آنجا را ندارد، گرداگرد خانه و مکان مقدس

پرده دار: حاجب و غلام

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

بی خیالش مباد منظر چشم
زان که این گوشه جای خلوت اوست

تصویر خیال چهره یار از برابر دیدگانم دور مباد زیرا این گوشه خلوت سرای اوست و جایگاه کسی جز او نیست.

خیال: عکس و تصویر

منظر: محل نظر، دیدگاه

هر گل نو که شد چمن آرای
ز اثر رنگ و بوی صحبت اوست

هر نوگل تازه و خوش رنگ و بویی که با حضور خود زینت بخش باغ و بوستان است، در اثر صحبت و هم نشینی با معشوق زیبا و دلفریب من این لطافت و خوبی را پیدا کرده است.

صحبت: همنشینی، مصاحبت

دور مجنون گذشت و نوبت ماست
هر کسی پنج روز نوبت اوست

روزگار مجنون و عشق ورزی او با لیلی سپری شد حال، دوران جنون و عشق بازی ما با معشوق زیباروی است. آری زمان و مهلت هرکس بیش از پنج روز نیست.

پنج روز: کنایه از مهلت و مدت اندک

ملکت عاشقی و گنج طرب
هر چه دارم ز یمن همت اوست

آنچه از سلطنت عشق و گنج شادی نصیبم شده، همه از همت فرخنده یار دلفریب من است.

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

من و دل گر فدا شدیم چه باک
غرض اندر میان سلامت اوست

اگر من و دل در راه عشق به معشوق فنا شدیم، چه باک. هدف تنها سلامتی اوست.

فقر ظاهر مبین که حافظ را
سینه گنجینه محبت اوست

به فقر ظاهری ام نگاه کن زیرا سینه ام خزانه ای است که عشق یار را هم چون گنجینه گران بها در خود پنهان کرده است.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا