دوشنبه/ 8 آذر / 1400

غزل 171 حافظ (دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد) به همراه شرح

شرح غزل 171 حافظ / دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد

دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد
کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد

خاک وجود ما را از آب دیده گل کن
ویرانسرای دل را گاه عمارت آمد

این شرح بی‌ نهایت کز زلف یار گفتند
حرفیست از هزاران کاندر عبارت آمد

عیبم بپوش زنهار ای خرقه می آلود
کان پاک پاکدامن بهر زیارت آمد

امروز جای هر کس پیدا شود ز خوبان
کان ماه مجلس افروز اندر صدارت آمد

بر تخت جم که تاجش معراج آسمان است
همت نگر که موری با آن حقارت آمد

از چشم شوخش ای دل ایمان خود نگه دار
کان جادوی کمانکش بر عزم غارت آمد

آلوده‌ ای تو حافظ فیضی ز شاه درخواه
کان عنصر سماحت بهر طهارت آمد

دریاست مجلس او دریاب وقت و در یاب
هان ای زیان رسیده وقت تجارت آمد

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 171 حافظ / دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد
شرح غزل 171 حافظ / دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد

شرح غزل 171 حافظ (شرح غزل دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد)

دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد
کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد

دیشب از درگاه آصف قاصد مژده آورد که از جانب حضرت سلیمان دستور عیش و خوش گذرانی داده شد.

آصف: آصف بن برخیا وزیر حضرت سلیمان که به حکمت شهرت داشت.

خاک وجود ما را از آب دیده گل کن
ویرانسرای دل را گاه عمارت آمد

هنگام آن رسیده است که با اشک از خاک وجود ما گل بسازی تا خانه ویران دل را آباد کنی.

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

این شرح بی‌ نهایت کز زلف یار گفتند
حرفیست از هزاران کاندر عبارت آمد

این شرح بی پایان که از زلف زیبای معشوق گفتند در واقع یک حرف از هزاران سخنی است که به بیان آمد و نوشته شد. یعنی حسن و جمال بی پایان یار قابل توصیف نیست.

عیبم بپوش زنهار ای خرقه می آلود
کان پاک پاکدامن بهر زیارت آمد

ای خرقه آلوده به می آگاه باش تا عیب من را فاش نسازی زیرا آن یار زیبای پاکدامن به دیدن من آمده است.

امروز جای هر کس پیدا شود ز خوبان
کان ماه مجلس افروز اندر صدارت آمد

امروز جایگاه حقیقی هر کس در میان خوبان آشکار می شود زیرا آن یاری که سبب روشنی مجلس است به صدر مجلس و وزارت نشست.

صدارت: بالانشینی، بر صدر مجلس نشستن

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

بر تخت جم که تاجش معراج آسمان است
همت نگر که موری با آن حقارت آمد

همت بلند مورچه ای را نگاه کن که با همه کوچکی، خود را بر بالای تخت سلیمان که تاج آن سبب صعود به آسمان است، رسانده است.

بیت به داستان حضرت سلیمان و مور که در آیه 18 سوره نمل آمده، اشاره دارد.

از چشم شوخش ای دل ایمان خود نگه دار
کان جادوی کمانکش بر عزم غارت آمد

ای دل از چشم گستاخ و زیبای یار بر حذر باش و ایمان خود را حفظ کن زیرا آن چشم فریبنده و زیبا به قصد غارت دل و دین آمده است.

شوخ: گستاخ و بی حیا

آلوده‌ ای تو حافظ فیضی ز شاه درخواه
کان عنصر سماحت بهر طهارت آمد

ای حافظ تو آلوده به گناهی. از شاه بخششی طلب کن زیرا او که اصل جوانمردی است، برای پاک کردن تو از گناه آمده است.

سماحت: جوانمردی

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

دریاست مجلس او دریاب وقت و در یاب
هان ای زیان رسیده وقت تجارت آمد

مجلس شاه دریای وسیع پر از مروارید است. ای زیان دیده وقت را غنیمت بدان و آن را دریاب که اکنون زمان تجارت و رسیدن به سود است.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه و شاخ نبات حافظ نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا