چهارشنبه/ 31 شهریور / 1400

غزل 10 حافظ (دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما) به همراه شرح

شرح غزل 10 حافظ / دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما

دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما

ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون
روی سوی خانه خمار دارد پیر ما

در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم
کاین چنین رفته‌ست در عهد ازل تقدیر ما

عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است
عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما

روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد
زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما

با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی
آه آتشناک و سوز سینه شبگیر ما

تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش
رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 10 حافظ / دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما

شرح غزل 10 حافظ (غزل دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما)

دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما

دیشب پیر ما از مسجد سوی میخانه آمد. ای همراهان طریقت بعد از این تدبیر کار ما چیست؟ در مسجد بمانیم یا به پیروی از پیر به میخانه برویم و در آنجا مقیم شویم.

دوش: دیشب

مسجد: در شعر حافظ مقابل میخانه و خرابات است و با صومعه یکی است.

این غزل یکی از دو غزلی است که حافظ به داستان شیخ صنعان نظر داشته است. غزل دیگری که حافظ به طور مستقیم نام شیخ صنعان را می آورد به مطلع زیر است:

بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت
واندر آن برگ و نوا خوش ناله های زار داشت

ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون
روی سوی خانه خمار دارد پیر ما

وقتی پیر و مرشد ما به جانب میخانه می رود ما مریدان چگونه به سوی خانه کعبه روی بیاوریم؟

مریدان: جمع مرید، روندگان راه طریقت

خمار: می فروش

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم
کاین چنین رفته‌ست در عهد ازل تقدیر ما

در میکده عشق و در طریق سیر و سلوک ما با پیر و مرشد خویش هم منزل می شویم زیرا در عهد ازل سرنوشت ما این گونه رقم خورده است.

عهد ازل: روز الست، پیمان ازل

عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است
عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما

اگر عقل آگاه شود که دل در بند گیسوی گره خورده معشوق چه حال خوشی دارد، عاقلان نیز عقل را رها می کنند و در پی زنجیر دیوانگی ما مجنون می شوند؛ یعنی آنها هم اسیر زلف گره گیر یار می گردند.

بند زلف: اضافه تشبیهی است، زلف از جهت به دام انداختن دل عاشقان به بند و دام مانند شده است.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد
زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما

چهره زیبای تو نشانه ای از لطف حق و جلوه ای از جمال جانان را به ما نمایان ساخت و از آن به بعد در سخن ما جز لطافت و نیکویی نیست.

آیت: دلیل، برهان

با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی
آه آتشناک و سوز سینه شبگیر ما

آیا آه آتشین و سوز و گداز ناله سحرگاهی ما شبی بر دل بی رحم تو اثر خواهد کرد؟

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش
رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما

ای حافظ خموش باش که آه تیر مانند ما از آسمان هم می گذرد. از تیر ما بپرهیز و بر جان خود رحم کن.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا