ادبیات داستان کوتاه

ذکر دو حکایت از کشف الاسرار و عده الابرار

کشف الاسرار

«کشف الاسرار و عده الابرار» تالیف رشید‌الدین ابوالفضل میبدی بر اساس تفسیر خواجه عبدالله انصاری است. این کتاب منبع غنی از تفسیر، معارف اسلامی، شعر و ادب فارسی و عربی است. کشف الاسرار در بین ترجمه‌ها و تفسیرهای معتبر قرآن به زبان فارسی، ارزش و مقامی خاص دارد.
ابوالفضل میبدی سرمشق خود را در این‌کار، تفسیر معروف خواجه عبدالله انصاری قرار داده بود و متاسفانه اکنون تمامی آن در دسترس نیست و احتمال دارد که در اثر حوادث روزگار از میان رفته باشد.

در تأملی بر کتاب کشف الاسرار و عده الابرار به ذکر دو حکایت از آن کتاب می پردازیم.

 

حکایت عبدالله مبارک از کشف الاسرار

عبدالله مبارک در عنفوان شباب که طالب علم بود در مرو حدیث می نوشت. قلمی بعاریت خواست از دانشمندی و به آن حدیث نبشت. پس در مقلمه نهاد و فراموش کرد.

از آنجا به عراق رحلت کرد چون به عراق رسید قلم عاریتی در مقلمه یافت و دلتنگ شد و در وی اثر عظیم کرد تا از آنجا به مرو بازگشت و آن قلم به صاحب بازداد آنگه به عراق باز شد.

***

 

حکایت بوعبدالله کهمس

بوعبدالله کهمس گفت: وقتی گناهی کردم. اکنون چهل سال است تا بدان می گریم.

گفتند: ای شیخ! آن چه گناه است؟ گفت دوستی به زیارت من آمد به دانگی سیم او را ماهی بریان خریدم. چون خواست که دست شوید از دیوار همسایه پاره ای گِل بگرفتم تا وی بدان دست شوید. اکنون چهل سالست تا بدان مظلمه می گریم و آن مرد نمانده تا از وی حلالی بخواهم.

 

امیدواریم از خواندن دو حکایت کشف الاسرار و عده الابرار لذت برده باشید و برای خواندن سایر حکایت ها به بخش ادبیات مراجعه کنید.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

نوشته های مرتبط

بهار از منظر خیام نیشابوری

زهرا فخرایی

دغدغه مرد برنج فروش (مجموعه داستان های شیوانا)

زهرا فخرایی

تا ابد عاشقت می مانم (مجموعه داستان های شیوانا)

زهرا فخرایی

دیدگاه خود را ثبت کنید