سه‌شنبه/ 30 شهریور / 1400

غزل 20 حافظ (روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ ها برخاست) به همراه شرح

شرح غزل 20 حافظ / روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ ها برخاست

روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ ها برخاست
می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست

نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت
وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست

چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد
این چه عیب است بدین بی‌خردی وین چه خطاست

باده نوشی که در او روی و ریایی نبود
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست

ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق
آن که او عالم سر است بدین حال گواست

فرض ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیم
وان چه گویند روا نیست نگوییم رواست

چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم
باده از خون رزان است نه از خون شماست

این چه عیب است کز آن عیب خلل خواهد بود
ور بود نیز چه شد مردم بی‌عیب کجاست

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 20 حافظ / روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ ها برخاست
روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ ها برخاست

شرح غزل 20 حافظ (غزل روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ ها برخاست)

روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ ها برخاست
می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست

روزه به پایان آمد و عید فطر فرا رسید و دل ها به شور و شوق افتاد. شراب در میخانه به جوش درآمد و رسید. وقت آن است که باده طلب کرد و نوشید و مست شد.

یک سو شدن: تمام شدن

نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت
وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست

با رفتن ماه روزه فرصت زهدفروشی زاهدان گران جان گذشت و زمان عیش و مستی رندان فرا رسید.

نوبه: نوبت، فرصت

گران جان: بدخو

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد
این چه عیب است بدین بی‌خردی وین چه خطاست

برای عاشق و رندی که بدون ریا شراب بنوشد ملامت و سرزنشی نیست. این چه عیب و خطایی است که از روی بی خردی بر رندان گرفته می شود؟

باده نوشی که در او روی و ریایی نبود
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست

شراب خواری که در آن تظاهر و ریا نباشد بهتر از زهدفروشی است که سراسر غرق در ریاکاری و دو رویی است.

باده نوشی: ایهام دارد: 1. با یای مصدری به معنی شراب خواری 2. با یای نکره به معنی شخص شراب خوار

زهدفروشی: ایهام دارد: 1. با یای مصدری به معنی زهد فروختن 2. با یای نکره به معنی شخص زاهد و ریاکار

ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق
آن که او عالم سر است بدین حال گواست

خدای رازدان گواه است که ما رندان ریاکار و دو رو نیستیم. این شما زاهدان ظاهرپرست هستید که اهل ریا و تزویر هستید.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

فرض ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیم
وان چه گویند روا نیست نگوییم رواست

واجب خداوند را به جا می آوریم و به کسی بد نمی کنیم و چیزی را که دیگران آن را جایز نمی دانند ما نیز روا نمی داریم.

فرض: واجب، بیشتر دلالت بر نماز دارد.

چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم
باده از خون رزان است نه از خون شماست

اگر من و تو چند جام شراب بنوشیم زیانی به کسی نمی رسد زیرا آنچه می نوشیم خون درخت انگور است نه خون شما. جای نگرانی نیست.

قدح: جام و پیاله شراب

رزان: جمع رز، درختان انگور

خون رزان: استعاره از شراب

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

این چه عیب است کز آن عیب خلل خواهد بود
ور بود نیز چه شد مردم بی‌عیب کجاست

این باده خواری چه عیبی است که مایه فساد و تباهی انسان گردد و اگر هم چنین شود اهمیتی ندارد، مردم بی عیب کجاست؟

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا