مجله اینترنتی تحلیلک

جمعه/ 4 خرداد / 1403
Search
Close this search box.
روز جهانی شعر 1403

روز جهانی شعر ۱۴۰۳ به همراه مطالب خواندنی

در این مطلب تاریخ دقیق روز جهانی شعر 1403 را به همراه مطالب خواندنی برای شما آورده ایم. یونسکو در اجلاس کنفرانس عمومی سی‌ام خود که در سال 1999 برگزار شد، به اتفاق آرا، روز 21 مارچ برابر با نوروز باستانی هر سال را به عنوان روز جهانی شعر اعلام کرد و هرسال این روز را گرامی می‌دارد.

روز جهانی شعر ۱۴۰۳ به همراه مطالب خواندنی

همراهان همیشگی و عزیز مجله اینترنتی تحلیلک، در این مطلب تاریخ دقیق روز جهانی شعر ۱۴۰۳ را به همراه مطالب خواندنی برای شما آورده ایم. با ما همراه باشید…

روز جهانی شعر ۱۴۰۳

روز جهانی شعر 1403
روز جهانی شعر ۱۴۰۳

روز جهانی شعر ۱۴۰۳ مصادف با پنجشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۳، ۱۰ رمضان ۱۴۴۵ و ۲۱ مارچ ۲۰۲۴ است.

یونسکو در اجلاس کنفرانس عمومی سی‌ام خود که در سال ۱۹۹۹ برگزار شد، به اتفاق آرا، روز ۲۱ مارچ برابر با نوروز باستانی هر سال را به عنوان روز جهانی شعر اعلام کرد و هرسال این روز را گرامی می‌دارد.

روز جهانی شعر فرصتی برای گرامی‌داشت شعر و شاعران، احیای فرهنگ شفاهی شعرخوانی، افزایش و ترویج خواندن، نوشتن و آموزش شعر، رشد همگرایی میان شعر و دیگر هنرها نظیر موسیقی، تئاتر، نقاشی و…نشر و جلب توجه به شعر و شاعری در رسانه‌هاست.

یونسکو از کلیه کشورهای عضو، نهادهای دولتی و غیردولتی، شهرداری‌ها، مدارس، انجمن‌ها، موزه‌ها، ناشران و… خواسته‌است تا فعالیت‌هایی را به مناسبت این روز پیش‌بینی و اجرا کنند.

روز جهانی شعر ۱۴۰۳

روز جهانی شعر 1403
روز جهانی شعر ۱۴۰۳

روز جهانی شعر ۱۴۰۳

در ادامه اشعاری را برای شما آورده ایم.

شعری از وحشی بافقی

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم

رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم، رمیدیم

کوی تو که باغ ارم روضه خلد است
انگار که دیدیم ندیدیم، ندیدیم

صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن
گر میوه یک باغ نچیدیم، نچیدیم

سر تا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل
هان واقف دم باش رسیدیم، رسیدیم

وحشی سبب دوری و این قسم سخن ها
آن نیست که ما هم نشنیدیم، شنیدیم

روز جهانی شعر ۱۴۰۳

روز جهانی شعر 1403
روز جهانی شعر ۱۴۰۳

روز جهانی شعر ۱۴۰۳

شعری از احمد شاملو

اشک رازی ست
لبخند رازی ست
عشق رازی ست

اشک ِ آن شب لبخند ِ عشقم بود.

قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی…

من درد ِ مشترکم
مرا فریاد کن.

درخت با جنگل سخن می‌گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می‌گویم

نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ریشه‌های ِ تو را دریافته‌ام
با لبانت برای ِ همه لب‌ها سخن گفته‌ام
و دست‌هایت با دستان ِ من آشناست.

در خلوت ِ روشن با تو گریسته‌ام
برای ِ خاطر ِ زنده‌گان،
و در گورستان ِ تاریک با تو خوانده‌ام
زیباترین ِ سرودها را
زیرا که مرده‌گان ِ این سال
عاشق‌ترین ِ زنده‌گان بوده‌اند.

دستت را به من بده
دست‌های ِ تو با من آشناست
ای دیریافته با تو سخن می‌گویم
به‌سان ِ ابر که با توفان
به‌سان ِ علف که با صحرا
به‌سان ِ باران که با دریا
به‌سان ِ پرنده که با بهار
به‌سان ِ درخت که با جنگل سخن می‌گوید

زیرا که من
ریشه‌های ِ تو را دریافته‌ام
زیرا که صدای ِ من
با صدای ِ تو آشناست.

روز جهانی شعر ۱۴۰۳

روز جهانی شعر 1403
روز جهانی شعر ۱۴۰۳

بیشتر بخوانید:

 

 

مجله اینترنتی تحلیلک

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x