مجله اینترنتی تحلیلک

یکشنبه/ 6 خرداد / 1403
Search
Close this search box.
شرح غزل 166 حافظ / روز هجران و شب فرقت یار آخر شد

شرح غزل ۱۶۶ حافظ / روز هجران و شب فرقت یار آخر شد

در این مطلب به غزل 166 حافظ با مطلع روز هجران و شب فرقت یار آخر شد پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر آن پرداخته ایم.

غزل ۱۶۶ حافظ (روز هجران و شب فرقت یار آخر شد) به همراه شرح

شرح غزل ۱۶۶ حافظ / روز هجران و شب فرقت یار آخر شد

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد

آن همه ناز و تنعم که خزان می‌ فرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد

شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل
نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد

صبح امید که بد معتکف پرده غیب
گو برون آی که کار شب تار آخر شد

آن پریشانی شب‌ های دراز و غم دل
همه در سایه گیسوی نگار آخر شد

باورم نیست ز بد عهدی ایام هنوز
قصه غصه که در دولت یار آخر شد

ساقیا لطف نمودی قدحت پر می باد
که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد

در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را
شکر کان محنت بی‌ حد و شمار آخر شد

شرح غزل 166 حافظ / روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
شرح غزل ۱۶۶ حافظ / روز هجران و شب فرقت یار آخر شد

شرح غزل ۱۶۶ حافظ (شرح غزل روز هجران و شب فرقت یار آخر شد)

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد

روز جدایی و شب دوری از معشوق به پایان رسید، فالی نیکو زدم و در این وقت اختر سعد بود و کار به انجام رسید.

فرقت: جدایی

اختر: ستاره سعد

مرحوم دکتر قاسم غنی می نویسد: خواجه این غزل را احتمالا در سال ۷۴۳ و در سن ۲۶ سالگی سروده است.

آن همه ناز و تنعم که خزان می‌ فرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد

آن همه ناز و تفاخر پاییز با آمدن باد بهاری پایان یافت.

ناز: فخر فروشی

تنعم: زندگی در ناز و نعمت

شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل
نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد

خدا را سپاس که به یمن مقام بلند گل، غرور باد سرد زمستانی و شکوه خار به پایان رسید.

اقبال: روی آوردن سعادت

نخوت: غرور و تکبر

صبح امید که بد معتکف پرده غیب
گو برون آی که کار شب تار آخر شد

به صبح امید که مدتی در پرده غیب گوشه نشین و پنهان بود، بگو بیرون بیا که شب تاریک تمام شد.

آن پریشانی شب‌ های دراز و غم دل
همه در سایه گیسوی نگار آخر شد

همه آن آشفتگی شب های طولانی غم و درد دل در سایه زلف سیاه زیبای معشوق پایان یافت.

باورم نیست ز بد عهدی ایام هنوز
قصه غصه که در دولت یار آخر شد

از بد عهدی و بی وفایی روزگار هنوز باور نمی کنم که داستان غم فراق به برکت برخورداری از معشوق به پایان رسید.

ساقیا لطف نمودی قدحت پر می باد
که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد

ای ساقی لطف بسیار کردی، جامت همیشه پر شراب باد زیرا با تدبیر تو آشفتگی و سردرد خماری از بین رفت و پایان یافت.

قدح: جام و پیاله شراب

در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را
شکر کان محنت بی‌ حد و شمار آخر شد

هر چند کسی به حافظ توجهی نکرد و برای او ارزش و اعتباری قایل نشد ولی خدا را شکر که درد و رنج بسیار به آخر رسید و تمام شد.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه و شاخ نبات حافظ نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

تعبیر فال شرح غزل ۱۶۶ حافظ / روز هجران و شب فرقت یار آخر شد

سختی بسیاری کشیده‌ای اما بدان که ایام غم و اندوه پایان یافته و خورشید بخت و اقبال تو به بالای آسمان رسیده است. صبر و بردباری کلید و رمز موفقیت توست. کسانی که به تو فخرفروشی می‌کردند، اکنون ناتوان شده‌اند و در مقابلت به زانو درآمده‌اند. هرچه ایمانت را به خدا بیشتر کنی، راحت‌تر می‌توانی بر مشکلات پیش روی خودت غلبه کنی.

3.7 3 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

شعر اتفاقی شما

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x