چهارشنبه/ 6 مرداد / 1400

زندگینامه ارنست همینگوی خالق پیرمرد و دریا

ارنِست همینگوی نویسنده برجستهٔ معاصر ایالات متحده آمریکا و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات و پدر ادبیات مدرن در شیکاگو متولد شد. او از همان کودکی به ادبیات علاقه مند بود و از همان دوران مدرسه نوشتن را آغاز کرد.

«زندگینامه ارنست همینگوی»

ارنِست همینگوی یکی از نویسندگان برجستهٔ معاصر ایالات متحده آمریکا و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات است. او از پایه ‌گذاران یکی از تأثیرگذارترین انواع ادبی، موسوم به «وقایع‌ نگاری ادبی» شناخته می‌ شود. قدرت بیان و زبردستی همینگوی در توصیف شخصیت‌ های داستانی به گونه‌ ای بود که او را پدر ادبیات مدرن لقب داده‌اند.

کتاب پیرمرد و دریا اثر به یادماندنی و زیبای ارنست همینگوی است که همچنان جزو صد رمان برتر جهان محسوب می شود.

با ما باشید؛ زندگینامه ارنست همینگوی خالق پیرمرد و دریا

زندگینامه ارنست همینگوی
«زندگینامه ارنست همینگوی»

زندگینامه ارنست همینگوی

دوران کودکی ارنست همینگوی

ارنست همینگوی در ۲۱ جولای ۱۸۹۹ در اوک پارک شیکاگو متولد شد. پدرش کلارنس یک پزشک و مادرش گریس خانه دار و سفت و سخت پایبند مذهب بود. ارنست میان شش فرزند دومین پسر خانواده بود.

پدر و مادر او اختلافات اخلاقی زیادی با هم داشتند و فضای خانه را به فضایی غیر دوستانه و ناراحت کننده برای ارنست و خواهران و برادران او تبدیل کرده بودند.

مادر او دوست داشت ارنست در کلیسا حضور پیدا کند اما پدر او به ماهیگیری علاقه مند بود و دوست داشت که ارنست ماهیگیری یاد بگیرد. ارنست همینگوی ده ساله بود که با تفنگ و اصول شکار آشنا شد.

او پس از رفتن به مدرسه احساس کرد که به ادبیات بیشتر از سایر دروس علاقه مند است و کشش زیادی به سمت اشعار و متون ادبی دارد. از همان دوران نیز شروع به نوشتن کرد. روزنامه مدرسه نخستین بازتاب اندیشه او شد. ارنست همچنان می نوشت و نوشته هایش را فقط به یک یا دو دوست صمیمی اش نشان می داد.

بیشتر بخوانید: معرفی کتاب «پیرمرد و دریا» نوشته ارنست همینگوی

ارنست همینگوی توانست با تلاش فراوان دوره دبیرستان را در مدرسه عالی اوک پارک به پایان برساند.

با ما باشید؛ زندگینامه ارنست همینگوی خالق پیرمرد و دریا

زندگینامه ارنست همینگوی

زندگینامه ارنست همینگوی

ارنست همینگوی و جنگ جهانی اول

ارنست همینگوی در سال ۱۹۱۷، پس از اتمام دبیرستان خود مشغول به کار گزارشگری شد. سپس در زمان جنگ جهانی اول برای خدمت در ارتش داوطلب شد اما به دلیل ضعف در بینایی به عنوان راننده آمبولانس صلیب سرخ جبهه ایتالیا به کار گرفته شد.

همینگوی در سال ۱۹۱۸ بر اثر اصابت ۲۰۰ تکه ترکش گلوله نیروهای اتریشی در ایتالیا مجروح شد و ماه ها بستری بود. پس از بازگشت از جبهه جنگ از او به عنوان یک قهرمان استقبال کردند. پس از آن او خبرنگاری را از سر گرفت و به داستان نویسی نیز مشغول شد.

زندگینامه ارنست همینگوی

با ما باشید؛ زندگینامه ارنست همینگوی خالق پیرمرد و دریا

ارنست همینگوی و آغاز نویسندگی

ارنست میلر همینگوی پس از پایان جنگ و بهبودی سلامتی‌ اش روزنامه‌ نگاری را دنبال کرد و کار در «تورنتو استار»، یک روزنامه‌ی کانادایی را آغاز کرد.

همینگوی در کنار تمام این ماجراها با چاپ قطعات مختلفی از شعرهایش توانست به یک شهرت روزافزون در زندگی خود برسد. در پی علاقه‌ اش به نوشتن، داستان‌ نویسی را با یک سبک خاص و متمایز از فعالیت سایر نویسندگان آغاز کرد. اما پس از مدتی مسائل مالی گریبان او را گرفت، از همین رو تصمیم گرفت که کتاب‌ های زندگینامه ‌ای از نویسندگان آمریکایی بنویسد.

انتشار کتاب های زندگینامه نویسندگان آمریکایی تا حدودی نیازهای مالی او را پاسخ داد اما او از نوشتن نا امید نشد و در سال ۱۹۴۰ کتاب برای که زنگ ها به صدا در می آیند را منتشر کرد.

تلاش های ارنست همینگوی باعث شد که او با شیوه‌ی روایت منحصربه‌ فردش و قلم توانایش داستان‌ های معروف و ماندگاری را نگارش کند.

برخی از داستان های همینگوی برآمده از تجربیات و سال‌ های حضورش در جنگ است و تصویری درست از قرن بیستم به خواننده را می‌ دهد.

زندگینامه ارنست همینگوی

زندگینامه ارنست همینگوی

ازدواج و فرزندان ارنست همینگوی

همینگوی در سال ۱۹۲۱ با هدلی ریچاردسون که او هم یک روزنامه نگار بود ازدواج کرد. جک همینگوی، پسر بزرگ ارنست همینگوی، حاصل این ازدواج است. همینگوی پس از ۵ سال از هدلی جدا شد.

در سال ۱۹۲۷ با پائولین ماریا فایفر که در مجله مشهور ووگ کار می کرد آشنا شد و با او ازدواج کرد. نتیجه این ازدواج دو پسر به نام‌ های پاتریک و گرگوری بود. در نهایت این ازدواج نیز به جدایی کشیده شد.

در اواخر دهه ۱۹۳۰ همینگوی عاشق زنی روزنامه‌ نگار و نویسنده به نام مارتا گلهورن شد و در سال ۱۹۴۰ با او ازدواج کرد.

ارنست همینگوی در سال ۱۹۴۴ با ماری ولش ملاقات کرد و این بار دلباخته او شد، از مارتا در سال ۱۹۴۵ جدا شد و در ۱۹۴۶ با ماری ازدواج کرد.

زندگینامه ارنست همینگوی

با ما باشید؛ زندگینامه ارنست همینگوی خالق پیرمرد و دریا

جایزه نوبل ادبیات ارنست همینگوی

ارنست همینگوی در سال ۱۹۵۲ کتاب پیرمرد و دریا را به رشته تحریر درآورد، دو سال پس از نشر این کتاب یعنی در ۲۸ اکتبر سال ۱۹۵۴ ارنست به خاطر تمام آثارش و مخصوصا کتاب پیرمرد و دریا جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد.

زندگینامه ارنست همینگوی

زندگینامه ارنست همینگوی

سبک نوشتاری ارنست همینگوی

بسیاری از منتقدین، سبک نگارش همینگوی را ساده و سنجیده تلقی می‌کنند. او با به‌کارگیری جملاتی بریده بریده، دیالوگ‌ هایی منقطع و کاراکترهایی پر طاقت و… داستان‌ هایی به یاد ماندنی خلق می‌کرد. با این حال، نثر همینگوی را می‌توان در میان پر احساس‌ ترین و لطیف‌ ترین متون ادبی در نظر گرفت که با قدرتی کم نظیر، مخاطب را کاملاً به دنیا و حال و هوای شخصیت‌های داستان‌ هایش منتقل می‌کند.

زندگینامه ارنست همینگوی

با ما باشید؛ زندگینامه ارنست همینگوی خالق پیرمرد و دریا

کتاب پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی

 کتاب پیرمرد و دریا داستان پیرمردی صیاد است که هر روز به همراه پسرکی به صید ماهی می رود اما پس از مدتی دچار ناکامی می شود و دست خالی از صید باز می گردد. این اتفاق در حالی می افتد که صیادان دیگر هر روز تعداد زیادی ماهی صید می کنند، بدشانسی پیرمرد تا جایی پیش می رود که پسرک او را تنها می گذارد و پیرمرد نیز ناچار کار خودش را رها می کند و به کمک یکی دیگر از صیادان می رود. نکته قابل توجه این داستان این است که پیرمرد صیاد در عین بد شانسی امید خود را از دست نداده و همواره به دنبال راهی برای کسب درآمد بوده است.

زندگینامه ارنست همینگوی

زندگینامه ارنست همینگوی

مرگ ارنست همینگوی

ارنست همینگوی در تاریخ ۲ ژوئیه ۱۹۶۱ میلادی با یکی از تفنگ‌ های محبوبش، دولول ساچمه ‌زنی باس ‌اندکو، خودکشی کرد.

خانواده‌ اش در ابتدا اعلام کردند که ارنست مشغول تمیز کردن اسلحه بوده که تیری از آن در رفته و باعث مرگ وی شده‌ است اما پس از پنج سال همسر وقتش، ماری ولش، به انجام خودکشی همینگوی اعتراف کرد.

زندگینامه ارنست همینگوی

آثار ارنست همینگوی

  • مردان بی زن
  • زندگی خوش و کوتاه فرانسیس مکومبر
  • برف های کلیمانجارو
  • فیستا
  • وداع با اسلحه
  • داشتن و نداشتن
  • برای که زنگ ها به صدا در می آید
  • آنسوی رودخانه و میان درختان
  • جزایری در جویبار
  • سیلاب های بهاری
  • مرگ پس از نیمروز
  • تپه های سبز آفریقا
  • جشن ناپایدار
  • ستون پنجم
  • آدم کش ها
  • خورشید همچنان میدمد
  • پیرمرد و دریا
  • در زمان ما
  • پرنده چیزی نمی برد
  • کلبه سرخپوستان
  • مردم در جنگ
  • سه داستان و ده شعر

زندگینامه ارنست همینگوی

برخی از جملات ارنست همینگوی

  • من دوست دارم گوش دهم. از با دقت گوش دادن چیزهای زیادی یاد گرفته‌ ام. بیشتر افراد اصلاً گوش نمی‌دهند.
  • همیشه به آنچه در مستی گفته‌ اید در هوشیاری عمل کنید. این به شما خواهد آموخت که دهانتان را بسته نگه دارید.
  • بهترین راه اینکه بتوان دید آیا می‌شود به کسی اعتماد کرد این است که به او اعتماد کرد.
  • من هیچ‌وقت مجبور نبوده‌ام موضوعی را انتخاب کنم و همیشه موضوعاتم مرا انتخاب می‌کردند.
  • هیچ‌وقت با کسی که دوست ندارید به مسافرت نروید.
  • شادی در افراد نابغه کمیاب‌ترین چیزی است که تاکنون دیده‌ام.
  • تنها یک چیز درست وجود ندارد. همه چیز درست است.
  • تنها چیزی می‌تواند روزی آدم را به گند بکشد مردم هستند. مردم همیشه محدود کنندگان شادی‌اند، به‌جز معدود مواقعی که مانند فصل بهار خوب و قابل تحمل‌اند.
  • برای نوشتن فرمول و کار خاصی موجود نیست. همه آنچه باید انجام دهید این است که پشت ماشین تحریرتان بنشینید و خونریزی کنید.
  • هیچگاه حرکت را با عمل اشتباه نگیرید.
  • برای یک نویسنده واقعی هر کتابی باید یک شروع جدید باشد که بایستی مجدد برای چیزی که دست‌یافتنی نیست تلاش کند. او همیشه باید برای چیزی که دست‌ یافتنی نیست تلاش کند یا برای چیزهایی که دیگران پیش از او تلاش کرده‌اند و به آن دست نیافته‌اند. برخی مواقع موفق خواهد شد.
  • من صبح‌ها از خواب بیدار می‌شوم و ذهنم شروع به ساختن کلمات می‌کند و مجبورم به‌سرعت از شرشان خلاص شوم یا باید در مورد آن‌ها صحبت کنم یا آن‌ها را بنویسم.
  • من عاشق خوابیدن هستم. می‌دانید؛ زندگی من وقتی بیدار هستم دوست دارد از هم بپاشد.
  • دنیا همه را درهم می‌شکند و پس از آن، برخی از آن افراد که در هم شکسته‌اند، از جاهایی که شکسته شده‌اند قوی می‌شوند.
  • چیزهایی با طینت بد از معصومیت شروع می‌شوند.
  • اگر نویسنده‌ای به قدر کافی در مورد چیزی که در حال نوشتن در مورد آن است بداند، باید چیزهایی را که می‌داند حذف کند. تمام ابهت یک کوه یخ به خاطر این است که تنها یک نهم آن روی آب است.
  • شجاعت همان وقار تحت فشار است.
  • یک مرد باید به‌سختی رنج بکشد تا بتواند یک کتاب خنده‌دار بنویسد.
  • در خصوص اخلاقیات فقط می‌دانم آنچه به آن حس خوبی دارید اخلاقی است و آنچه بعد از انجام آن حس بدی دارید غیراخلاقی است.

مجله اینترنتی تحلیلک

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اخبار داغ

آخرین مطالب

منتخب سردبیر

اسکرول به بالا