شنبه/ ۲ مرداد / ۱۴۰۰

زندگینامه ژان پل سارتر نویسنده و فیلسوف قرن بیستم

ژان پل سارتر در 21 ژوئن سال 1905 در پاریس متولد شد. او  فیلسوف، فیلمنامه ‌نویس، نمایش‌ نامه ‌نویس، روزنامه ‌نگار، فعال سیاسی، منتقد و نویسنده روشنفکر فرانسوی قرن بیستم بود. او همچنین یکی از پیش‌گامان مکتب اگزیستانسیالیسم بود که از چپ‌گرایان فرانسه و دیگر کشورها دفاع می‌کرد.

«زندگینامه ژان پل سارتر»

ژان پل سارتر فیلسوف، فیلمنامه ‌نویس، نمایش‌ نامه ‌نویس، روزنامه ‌نگار، فعال سیاسی، منتقد و نویسنده روشنفکر فرانسوی قرن بیستم بود که به جرات می ‌توان او را یکی از پیشگامان مکتب اگزیستانسیالیسم دانست. او یکی از رهبران اصلی فلسفه و یک فرد تاثیرگذار در ادبیات قرن بیستم در فرانسه بود.

آثار بی نظیر او که غنی از ایده و مملو از روح آزادی و جستجوی حقیقت هستند همواره تأثیر گسترده‌ای بر هر عصری گذاشته اند.

با ما باشید؛ زندگینامه ژان پل سارتر نویسنده و فیلسوف قرن بیستم

زندگینامه ژان پل سارتر

زندگینامه ژان پل سارتر

دوران کودکی ژان پل سارتر

ژان پل سارتر در ۲۱ ژوئن ۱۹۰۵ در پاریس به دنیا آمد. پدر او “ژان باپتیست سارتر” افسر نیروی دریایی فرانسه و مادرش “آنه ماری شوایترز”  دخترعموی «آلبرت شوایتزر» پزشک معروف و برنده جایزه صلح نوبل بود. پانزده ‌ماهه بود که پدرش به علت تب از دنیا رفت و او تا سن ده سالگی نزد «شارل شوایتزر»، پدربزرگ مشهورش که معلم زبان های خارجی بود، تربیت یافت.

ژان پل سارتر کوچک از سال ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۷، یعنی مدت ده سال را نزد خانواده مادری اش با خوشی سپری کرد و با حضور در محیط کتابخانه پدربزرگ با ادبیات آشنا شد. در کودکی چشم راستش دچار آب مروارید شد، به تدریج انحراف به خارج پیدا کرد و قدرت بیناییش را از دست داد از این رو تا سن ده سالگی بیشتر خانه ‌نشین بود و ارتباط بسیار کمی با مردم داشت.

در سال ۱۹۱۷، مادرش با یک مهندس فنی ازدواج کرد و بدین ترتیب، دوران خوشی او پایان یافت. پل تا سن ۱۵ سالگی برای تحصیل به مدرسه ای در «روشل» می رفت، اما تحمل اوضاع مدرسه و رفتارهای خشونت آمیز دانش آموزان برای او بسیار دشوار بود.

شروع فعالیت ‌های علمی و آکادمیک ژان پل سارتر

ژان پل سارتر در سن ۱۵ سالگی به دلیل بیماری اش به پاریس بازگشت و به یک مدرسه شبانه ‌روزی فرستاده شد. در آنجا با یکی از همکلاسی‌ هایش به نام «پل نیزان» آشنا شد و این آشنایی به یک رفاقت درازمدت انجامید.

پس از اینکه دیپلم گرفت، همراه «نیزان» در دانشسرای عالی پاریس در رشته آموزگاری ادامه تحصیل داد و پس از آن همراه با هم مجله‌ دانشسرا را منتشر کردند. پس از اتمام تحصیلات موفق به اخذ گواهینامه های روانشناسی، تاریخ فلسفه، اخلاق، جامعه شناسی و برخی موضوعات علمی شد و در دبیرستان‌ های «لو آور» و «لیون» به تدریس فلسفه پرداخت.

او پس از مدتی تصمیم گرفت که برای کامل شدن تحقیقاتش در زمینه فلسفه پدیدارشناسی هوسرل راهی آلمان شود. با استفاده از یک بورس تحصیلی به آلمان رفت و در برلین به ادامه تحصیل پرداخت. اما پس از مدتی تاب تحمل حکومت آلمان نازی را نیاورد، به پاریس برگشت و کار تدریس فلسفه را دنبال کرد.

زندگینامه ژان پل سارتر

زندگی خصوصی ژان پل سارتر

سیمون دوبووار، فیلسوف، نویسنده و فمینیست فرانسوی همراه و همدم مادام ‌العمر سارتر بود. آشنایی این دو به سال ۱۹۲۹ و زمان آمادگی دوبووار برای امتحانات فلسفه در سوربن باز می‌گردد.

سیمون دوبووار دختر ناز پرورده‌ ای که تحت سلطه قراردادهای مذهب کاتولیک بود بعد از آشنایی با سارتر شدیداً و عمیقاً به او دلبسته شد و تا آخر عمر با او همراه ‌ماند هر چند که این رابطه در سال‌ های پایانی عمر سارتر تا حدودی ضعیف می‌شود.

سارتر تا آخر عمر با سیمون دوبووار ارتباط داشت اما آن‌ ها که ازدواج را یک امر بورژوایی می‌دانستند، تا آخر عمر با هم ازدواج نکردند.

یکی از مواردی که در آن سارتر همیشه مورد انتقاد بوده زندگی سه نفره او با دوبووار و یک دختر جوان بوده‌ است. دوبووار که دو جنس گرا بود و به دختران جوان تمایل داشت با مشورت سارتر دختر جوانی را وارد روابط آن‌ ها می‌ کرد و این روابط گاهی چند ماه طول می ‌کشید.

با ما باشید؛ زندگینامه ژان پل سارتر نویسنده و فیلسوف قرن بیستم

ژان پل سارتر و آغاز نویسندگی

سارتر از کودکی در پی کسب شهرت بود. به همین دلیل به نویسندگی روی آورد. با این همه مدت‌ های مدیدی نوشته‌ هایش یکی پس از دیگری از سوی ناشران برگشت داده می‌شدند. تا اینکه در ۱۹۳۸ زمانی که سی و سه ساله بود، با نگارش نخستین رمان فلسفی‌ اش با نام «تهوع» به شهرتی فراگیر دست یافت.

تهوع ژان پل سارتر، دلهره وجود و بیهودگی ذاتی هستی را با جسارتی بی‌سابقه ترسیم می‌ کند.

سارتر در سال ۱۹۶۴ به خاطر آثاری که غنی از ایده و مملو از روح آزادی و جستجوی حقیقت هستند و تأثیر گسترده‌ای بر عصر ما اعمال کرده‌اند جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرد ولی علیرغم نیاز مالی در آن زمان، از پذیرفتن جایزه سر باز زد.

پس از تهوع، نگارش مجموعه ای از داستان ها را با نام «دیوار» (۱۹۳۹) را آغاز کرد که به دلیل جنگ دوم جهانی ناتمام ماند.

ژان پل سارتر و جنگ جهانی دوم

پیش از شروع جنگ جهانی دوم، سارتر آگاهی سیاسی نداشت و فردی صلح جو بود، بی آنکه برای صلح مبارزه کند. او در عین ضد نظامی بودن، بدون هیچ گونه تردیدی وارد جنگ شد و با استفاده از فرصت ها توانست به طور متوسط ۱۲ ساعت در روز به مدت نه ماه حدود ۲۰۰۰ صفحه بنویسد که بخشی از آن با نام «دفترهای بلاهت جنگ» چاپ شد.

سارتر در ۲۱ ژوئن ۱۹۴۰، اسیر و به اردوگاهی در آلمان منتقل شد. او در زندان، همبستگی با انسان ها را آموخت، شب ها برای زندانیان داستان می گفت و حتی نمایشنامه هایی هم در زندان اجرا کرد. پل در سال ۱۹۴۱ با مدرک ساختگی پزشکی آزاد شد اما حضور در زندان زندگی او را تغییر داد.

آزادی از زندان و ورود به سیاست

ژان پل سارتر پس از آزادی به پاریس بازگشت اما باقی‌ مانده زندگی‌ اش تحت تاثیر جنگ قرار گرفت.

سارتر پس از بازگشت به شهرش، تصمیم گرفت تا به همراهی تعدادی از نویسندگان شهیر وقت، جنبش مقاومتی را به نام جنبش “سوسیالیسم و آزادی” تشکیل دهد اما این جنبش خیلی زود منحل شد و سارتر تصمیم گرفت به جای شرکت مستقیم در فعالیت های سیاسی، به نویسندگی بپردازد و با قلم خویش به مبارزات خود ادامه دهد.

وی در مدت زمان کوتاهی، کتاب‌های موفقی نظیر “مگس‌ها“، “خروج ممنوع” و “هستی و نیستی” را منتشر کرد که به طور مستقیم تجربیات دوران جنگ خود را در آن ها ترسیم نموده بود.

بیشتر بخوانید: زندگینامه ارنستو چگوارا نویسنده و آزادی خواه قرن بیستم

پس از آزادی فرانسه، سارتر کتابی نوشت که در آن تلاش کرده بود مفهوم نفرت را با تجزیه و تحلیل احساسات ضد یهودی توضیح دهد.

پس از جنگ جهانی دوم، به عنوان یک فعال سیاسی صراحتا با قوانین حاکم در الجزیره مخالفت نمود. سپس با تفکری مارکسیسمی به کوبا سفر کرد و در این سفر با فیدل کاسترو و چگوارا دیدار کرد. در سال ۱۹۶۷ در مخالفت با جنگ ویتنام و برای افشای جنایات جنگی آمریکا در یک دادگاه نظامی شرکت نمود.

با ما باشید؛ زندگینامه ژان پل سارتر نویسنده و فیلسوف قرن بیستم

ژان پل سارتر و فلسفه اگزیستانسیالیسم

ژان پل سارتر، فیلسوف، رمان نویس، روزنامه نگار و مبارز سیاسی فرانسوی با ادبیات متعهد و فلسفه «اگزیستانسیالیسم» خود، شهرت زیادی در میان فیلسوفان قرن بیستم به دست آورد.

اگزیستانسیالیسم سارتر بر آزادی کامل انسان و مسئولیت پذیری او در قبال خود و دیگران تاکید دارد. در حقیقت، وی در این دوران مانند همه روشنفکران هم عصرش به آرمان انقلاب مارکسیست پیوست، اما به حزب کمونیست شوروی (که به باور او تامین کننده آزادی نیست) علاقه چندانی نداشت.

«سیمون دو بووار»، «سارتر» و دیگر دوستانش در جستجوی راه سومی بودند که سرمایه داری و استالینیسم را رد کنند. او در نشریه خود بر ضد جنگ هند و چین موضع گیری کرد و امپریالیسم آمریکا را مورد انتقاد قرار داد.

جنگ کره و سپس سرکوب تظاهرات ضد نظامی «حزب کمونیست» فرانسه سارتر را به انتخاب یک راه رهنمون ساخت. اینکه کمونیسم، راه حل همه مشکلات پرولتاریا است.

او در نشریه «دوران مدرن» نوشت:

«اگر طبقه کارگر از حزب کمونیست جدا شود، تنها یک راه دارد و آن اینکه به غبار تبدیل گردد».

بنابراین سارتر به حزب کمونیست پیوست و حتی به عنوان سخنگوی حزب به شوروی سفر کرد.

پس از آن ریاست انجمن فرانسه – شوروی را به عهده گرفت و عضو شورای جهانی صلح شد. هواداری سارتر از حزب کمونیست فرانسه تا پاییز ۱۹۵۶ که تانک های شوروی به بوداپست یورش بردند ادامه داشت.

وی پس از امضای شکایت جمعی از روشنفکران چپ گرا و کمونیست های معترض، در مصاحبه ای طولانی با نشریه «اکسپرس» خود را از حزب جدا کرد.

سارتر از طرفداران کمونیسم بود؛ هر چند که هرگز به ‌طور رسمی به عضویت حزب کمونیست در نیامد. وی بیشتر عمر خود را صرف مطابقت دادن ایده‌ های اگزیستانسیالیستی‌ اش کرد.

سارتر بر این باور بود که انسان باید سرنوشت‌ خود را تعیین کند. از نظر او، بنا بر اصول کمونیسم، نیروهای اقتصادی-اجتماعی جامعه که از کنترل انسان خارج هستند، نقشی حیاتی در تعیین مسیر زندگی اشخاص دارند.

بیشتر بخوانید: شاهزاده پاپ اندی وارهول (Andy Warhol)

مفهوم تعهد و آزادی از نظر ژان پل سارتر

فلسفه سارتر مبتنی بر آزادی است، اما به اعتقاد او آزادی، ماهیت و جوهر بشر نیست، بلکه چیزی است که به بشر امکان می دهد تا ماهیت خود را تحقق بخشد و رفته رفته، تعریفی از خود به دست دهد. قدرتی است که بشر به وسیله آن می تواند جهان را تغییر دهد.

آزادی، امکان بشر برای زندگی بهتر است اما برای همین آزادی، حدی هم وجود دارد و آن اینکه کسی نمی تواند در جهان نباشد و نیز هیچ کس نمی تواند در جهان کاری نکند.

هر فردی ناچار است با دیگران زندگی کند، حتی اگر از آنها کناره بگیرد. یعنی اینکه گریز از اجتماع ممکن نیست. آزادی و عمل پشت و روی یک سکه اند.

سارتر بر این باور است که در تمدن بورژوازی، آزادی تجارت از اولویت بیشتری نسبت به آزادی هایی مانند آزادی افکار، مطبوعات و تشکیل انجمن ها برخوردار است و چون تجارت آزاد به استعمار و استثمار و سیاست نو استعماری وابسته است، در کنه خود، آزادی نیست، بلکه وسیله ای برای گرفتن آزادی دیگران است.

خلاصه آنکه آزادی بورژوازی حقیقی نیست، بلکه انتزاعی بوده و در خدمت نظام سرمایه داری است.

به نظر سارتر، مارکسیسم به دلیل عدم مخالفت به یک کلیسا تبدیل شده و دگرگونی در آن وجود نداشته است. اگر مارکسیسم در جای خود قرار می گرفت، نیازی به اگزیستانسیالیسم نبود. وی در این ارتباط بیان می دارد:

ما محکوم به تعهد هستیم؛ همچنان که محکوم به آزادی. تعهد ناشی از یک تصمیم، ارادی و یا انتخابی نیست. من نمی توانم تصمیم بگیرم که متعهد نباشم. من همواره متعهد هستم، همچنان که به دنیا پرتاب شدم.

با این جملات می توان به اهمیت مفهوم تعهد در نزد سارتر پی برد. وی تعهد را به معنای عضویت در حزب های مختلف نمی داند.

تعهد سارتری با ماتریالیسم – که بر مبنای آن انسان انعکاس وضع مبتنی بر اقتصاد اجتماعی است – مخالف است. او خودداری از انتخاب را نوعی انتخاب می داند؛ انتخاب انتخاب نکردن.

سارتر در بازگشت از زندان به «سیمون دوبووار» گفت:

«جنگ، معنای تعهد را به من آموخت»

او بی طرفی را در جهان امروز بی معنا می دانست و بر این باور بود که بی طرفی جانب داری از ستم است.

زندگینامه ژان پل سارتر

مرگ ژان پل سارتر

ژان پل سارتر تا پایان عمر خویش به عنوان یک فعال سیاسی از حقوق بشر حمایت کرد. او همچنین در سال ۱۹۶۸ در تظاهرات گسترده پاریس شرکت نمود.

در سال ۱۹۷۰ وضعیت جسمانی سارتر که در تمام طول عمر به دلیل ابتلا به بیماری آب مروارید در دوران کودکی- با مشکلات بینایی دست و پنجه نرم می‌کرد- رو به وخامت گذاشت و در سال ۱۹۷۳ به طور کامل نابینا شد.

در نهایت در ۱۵ آوریل سال ۱۹۸۰ به علت تورم ریه در بیمارستان بروسه پاریس درگذشت و خاکستر او در گورستان مون پارناس حوالی محل زندگی دوران پیری اش در محله‌ ای از پاریس به خاک سپرده شد.

جایی که ۶ سال بعد همسفر زندگی اش سیمون دوبووار در کنارش دفن شد. ۳ سال پس از مرگ سارتر، سیمون دوبووار کتابی با نام تشریفات خداحافظی در مورد مرگ وی منتشر کرد.

زندگینامه ژان پل سارتر

آثار ژان پل سارتر

  • تهوع/ غثیان-۱۹۳۸
  • زنده باد چگوارا-۱۳۵۷
  • دیوار-۱۹۳۹
  • مگس ها-۱۹۴۳
  • هستی و نیستی-۱۹۴۳
  • کلمات-۱۹۶۴
  • عذاب روح-۱۹۴۵
  • کین-۱۹۵۳
  • ادبیات چیست-۱۹۴۷
  • دست های آلوده-۱۹۴۸
  • اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر-۱۹۴۶
  • مرده های بی کفن و دفن-۱۹۴۶
  • روسپی بزرگوار-۱۹۴۶
  • فیلمنامه فروید-۱۹۵۹
  • زنان تروا-۱۹۶۵
  • چرخ دنده-۱۹۴۹
  • کلمات-۱۹۶۴
  • سن عقل-۱۹۴۵
  • تعلیق-۱۹۴۵
  • نکراسوف-۱۹۵۵
  • شیطان و خدا-۱۹۵۱
  • زیبایی شناسی
  • کودکی یک رئیس
  • تعالی اگو
  • تیفوس
  • شاهدی بر زندگی من
  • گوشه نشینان آلتونا
  • کار از کار گذشت
  • درباره نمایش
  • اتاق بسته
  • مردگان بی کفن
  • دست های آلوده
  • استعلای خود
  • اگزیستانسیالیسم نوعی اومانیسم است
  • دوزخ
  • سه داستان
  • در دفاع از روشنفکران
  • پشت درهای بسته
  • خلوتکده
  • دلمردگی

مجله اینترنتی تحلیلک

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اخبار داغ

آخرین مطالب

منتخب سردبیر

اسکرول به بالا