پنج‌شنبه/ 1 مهر / 1400

غزل 11 حافظ (ساقی به نور باده برافروز جام ما) به همراه شرح

شرح غزل 11 حافظ / ساقی به نور باده برافروز جام ما

ساقی به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ ایم
ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما

چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان
کاید به جلوه سرو صنوبرخرام ما

ای باد اگر به گلشن احباب بگذری
زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما

گو نام ما ز یاد به عمدا چه می‌بری
خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما

مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است
زان رو سپرده‌اند به مستی زمام ما

ترسم که صرفه‌ای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما

حافظ ز دیده دانه اشکی همی‌فشان
باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما

دریای اخضر فلک و کشتی هلال
هستند غرق نعمت حاجی قوام ما

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 11 حافظ / ساقی به نور باده برافروز جام ما
ساقی به نور باده برافروز جام ما

شرح غزل 11 حافظ (غزل ساقی به نور باده برافروز جام ما)

ساقی به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

ای ساقی به نور شراب پیاله ما را روشن کن و ای مطرب بنواز و بخوان که کار جهان به مراد ما شد.

ساقی: از محبوب ترین چهره های شعر حافظ است که همچون یار و جانان برای خود پایه و پایگاهی دارد و کاردانی او در غزل حافظ از معشوق یا از پیرمغان کمتر نیست.

ساقی در شعر حافظ چند چهره دارد:

  • برابر با مغبچه باده فروش یا صنم باده فروش که خدمتکار خوبروی خرابات است.
  • برابر با معشوق که یا در عین یار به ساقی گری نیز می پردازد یا از برکت ساقی گری به مقام یار می رسد.
  • به معنای عرفانی برابر با معشوق ازلی

ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ ایم

ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ ایم
ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ ایم

ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ ایم
ای بی‌ خبر ز لذت شرب مدام ما

ای که از لذت شرب همیشگی ما ناآگاهی، بدان که ما پرتو رخسار محبوب را در پیاله شراب دیده ایم و در سایه سکر و مستی به لقای یار رسیده ایم.

پیاله: جام شراب که اهل نظر اسرار را در آن می بینند.

شرب: نوشیدن

مدام: ایهام دارد: 1. پیوسته / 2. شراب

دکتر دینانی می گوید:

«حق صرفا در تجلیاتش دیده می شود و درک حق بدون تجلیاتش ممکن نیست. عکس رخ یار، در باده دیده می شود. عکس؛ وجه حق، نه خود حق. وجه حق یعنی عکس رخ یار در باده یا پیاله. این شوری است که مدام است و انسان همیشه مست جامی از می است که عکس رخ یار در آن دیده می شود. انسان وقتی از می ای می نوشد که عکس رخ یار را در آن می بیند، برای ابد از آن سرمست است.»

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما

بیت معروف هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جریده عالم دوام ما به این معنی است که؛ آن کس که به نیروی عشق دلش زنده است، هرگز نمی میرد؛ به همین دلیل است که دوام و جاودانگی عاشقان بر دفتر عالم ثبت است.

جریده: دفتر

دوام: ثبات

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان
کاید به جلوه سرو صنوبر خرام ما

ناز و عشوه گری دلبران سرو قامت تا زمانی است که معشوق بلندبالای ما جلوه گری آغاز نکرده باشد.

چندان: تا وقتی

سهی: راست و کشیده

ای باد اگر به گلشن احباب بگذری
زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما

ای صبا اگر به محفل یاران عاشق گذر کردی به یاد داشته باش که سلام و پیغام ما را به معشوق برسانی.

احباب: جمع حبیب، دوستان و یاران

زنهار: آگاه باش

گو نام ما ز یاد به عمدا چه می‌بری
خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما

به او بگو که چرا از روی قصد سعی داری که نام ما را از یاد ببری؟ زمانی فراخواهد رسید که دیگر از ما یاد نخواهی کرد.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است
زان رو سپرده‌اند به مستی زمام ما

مصراع اول را به دو گونه می توان معنا کرد:

  • در نظر شاهد دلبند ما، مستی خوش و پسندیده است.
  • حالت مستی برای چشم مست شاهد دلبند ما خوش و پسندیده است.

مصراع دوم با توجه به اینکه “یای” مستی مصدری یا نکره است میز به دو حالت معنی می شود:

از نظر شاهد زیباروی، مستی خوش و مقبول است به همین دلیل اختیار ما را به مستی (یای مصدری) و یا معشوقی که دارای چشم مست است، سپرده اند.

ترسم که صرفه‌ای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما

یقین دارم که روز قیامت نان حلال شیخ بر شراب نوشی ما پیشی نخواهد گرفت.

ترسیدن: یقین داشتن

صرفه بردن: پیشی گرفتن

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

حافظ ز دیده دانه اشکی همی‌فشان
باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما

ای حافظ پیوسته از دیده اشک بریز، باشد که روزی به وصال یار برسی.

دریای اخضر فلک و کشتی هلال
هستند غرق نعمت حاجی قوام ما

دریای سبز آسمان همراه با هلال ماه غرق دریای کرم و بخشش حاجی قوام هستند.

اخضر: سبز

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا