یکشنبه/ 2 آبان / 1400

غزل 86 حافظ (ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت) به همراه شرح

شرح غزل 86 حافظ / ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت

ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
کار چراغ خلوتیان باز درگرفت

آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت
وین پیر سالخورده جوانی ز سر گرفت

آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفت
وان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت

زنهار از آن عبارت شیرین دلفریب
گویی که پسته تو سخن در شکر گرفت

بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود
عیسی دمی خدا بفرستاد و برگرفت

هر سروقد که بر مه و خور حسن می‌فروخت
چون تو درآمدی پی کاری دگر گرفت

زین قصه هفت گنبد افلاک پر صداست
کوته نظر ببین که سخن مختصر گرفت

حافظ تو این سخن ز که آموختی که بخت
تعویذ کرد شعر تو را و به زر گرفت

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 86 حافظ / ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
شرح غزل 86 حافظ / ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت

شرح غزل 86 حافظ (غزل ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت)

ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
کار چراغ خلوتیان باز درگرفت

ای ساقی بیا و می بده که یار از چهره زیبا و تابان خود پرده برداشت و نمایان شد و دوباره چراغ بی فروغ گوشه نشینان روشنایی خود را از سر گرفت و رونق یافت.

آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت
وین پیر سالخورده جوانی ز سر گرفت

آن شمع خاموش بار دیگر تابان شد و چهره برافروخت و این پیر سالخورده دوباره جوان گشت و عمری تازه یافت.

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفت
وان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت

عشق چنان دلربایی کرد که قاضی شرع هم از راه به در شد و منحرف گردید و یار زیبا به قدری محبت و لطف کرد که دشمن نیز دوری گزید و احتیاط کرد.

دکتر دینانی می گوید:

«تجلیی روی داده است که در خلال آن، عشق معشوق با عشوه ای، مفتی را از سر راه برکنار کرده است. در عین حال معشوق لطفی از خود نمایان کرد که دشمن پا به فرار گذاشت. فضایی که حافظ ترسیم می کند بسیار زیباست.»

زنهار از آن عبارت شیرین دلفریب
گویی که پسته تو سخن در شکر گرفت

امان از آن سخن شیرین و فریبنده که گویی دهان زیبا و پسته مانند تو سخن را با شکر می آمیزد و بیان می کند.

زنهار: امان

پسته: استعاره از دهان

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود
عیسی دمی خدا بفرستاد و برگرفت

خداوند یار عیسی دم و روح بخشی فرستاد تا بار دل خسته و آزرده ما را تسکین بخشد و از بین ببرد.

هر سروقد که بر مه و خور حسن می‌فروخت
چون تو درآمدی پی کاری دگر گرفت

ای معشوق سرو قامت زیبا، وقتی تو خرامیدی و جلوه‌گری کردی همه زیبارویان سروقدی که به ماه و خورشید خودنمایی می کردند در پی کار خود رفتند و بازار حسن فروشی آنان از رونق و اعتبار افتاد.

زین قصه هفت گنبد افلاک پر صداست
کوته نظر ببین که سخن مختصر گرفت

صدای سخن عشق چنان طنین انداز است که انعکاس آن در هفت گنبد فلک پیچیده است و انسان کوتاه نظر و تنگ نظر را بنگر که چگونه قصه عشق را بی ارزش می پندارند.

هفت گنبد افلاک: آسمان های هفت گانه، قدما برای هر یک سیاره های هفت گانه فلک و آسمانی قائل بودند که به ترتیب از پایین عبارتند از: قمر، عطارد، زهره، شمس، مریخ، مشتری و زحل

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

حافظ تو این سخن ز که آموختی که بخت
تعویذ کرد شعر تو را و به زر گرفت

ای حافظ تو این گونه سخن گفتن و شعر سرودن را از چه کسی آموختی که حتی بخت نیز شعر تو را دعایی برای دفع بلا و چشم زخم نوشت و آن را در قابی از طلا گرفت.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا