سه شنبه/ ۲۵ خرداد / ۱۴۰۰

سکوت باطن را می انگیزاند و نطق ظاهر را

سکوت و نطق

اثرات خاموشی

سکوت باطن را بر می انگیزاند و نطق ظاهر را، آنکه سکوت می کند از حرف زدن طفره می رود و آنکه سخن می گوید دائما مشغول کلام گفتن است.

آدمی در سکوت با خودش به سر می برد اما در حرف زدن انسان با غیر و هر کجا که پای غیر به میان آمد انسان مغبون است.

سکوت کردن معرفت شهودی و رسیدن و چشیدن و شدن و دیدن است اما حرف زدن معرفت فکری و تصور کردن و فهمیدن است.

بیان:

سکوت اگر تام گردد حقیقت عالم به شهود شخص سالک در می آید، چشمه های حقیقت نورانی همچون سیل سرازیر می شود و مائده هایی از باطن عالم می رسد.

که آنان که چشیده اند گفته اند:

                 وصف آن به گفت و گو محال است                                 که صاحب حال داند آن چه حال است

به راستی ما چه زمانی به تحول خواهیم رسید؟

آن زمانی که این حرفها باید ما را بشوراند و از درون انقلاب ایجاد کند چه هنگامی است؟

تا کی باید فقط حرف بزنیم و حرف بشنویم؟

آیا هنوز وقت آن فرا نرسیده که به درد آییم و به فکر خودمان بیفتیم و در خاموشی بیندیشیم که چه هستیم و از کجا آمده ایم و به کجا می رویم؟

این روزمرگی ها کی به پایان خواهد رسید و آن خلوتی که سراپای وجودمان را شعله ور کند به راستی در کدام صبح صادقی خواهد بود؟

 

شرح رساله علم و دین استاد صمدی آملی

مجله تحلیلک

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا