ادبیات ادبیات و هنر شعر پارسی

در شبستان شعرکلاسیک همراه با فروغی بسطامی

فروغی بسطامی

همراه با فروغی بسطامی

میرزا عباس بسطامی متخلص به «فروغی» در اوایل قرن سیزدهم در کربلا متولد شد. در دوران جوانی به ایران آمد و همچون شاعر هم عصرش قاآنی، زبان را به مدح شاهان قاجار آلود ولی پس از چندی گوشه نشینی اختیار کرد و باقی عمر را به ریاضت و سیر و سلوک گذرانید.

شعر زیبای «کی رفته ای ز دل» یکی از اشعار نغز شاعر خوش بیان است که با هم می خوانیم:

 

کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را؟

کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را؟

غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور

پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را

با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

چشمم به صد مجاهده آیینه ساز شد

تا من به یک مشاهده شیدا کنم تو را

بالای خود در آینه چشم من ببین

تا با خبر ز عالم بالا کنم ترا

مستانه کاش در حرم و دیر بگذری

تا قبله گاه مومن و ترسا کنم تو را

گر افتد آن دو زلف چلیپا به چنگ من

چندین هزار سلسله در پا کنم تو را

طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند

یکجا فدای قامت رعنا کنم تو را

زیبا شود به کارگه عشق کار من

هر گه نظر به صورت زیبا کنم تو را

رسوای عالمی شدم از شور عاشقی

ترسم خدا نخواسته رسوا کنم تو را

با خیل غمزه گر به وثاقم گذر کنی

میر سپاه شاه صف آرا کنم تو را …

 

دیوان فروغی بسطامی

مجله اینترنتی تحلیلک

نوشته های مرتبط

زندگینامه خیام نیشابوری شاعر، دانشمند و حکیم ایرانی

مهران توفیقی

در محضر حافظ شیرازی /غزل دهم

محمد زکی زاده

داستان کوتاه پریچهر (قسمت چهل و چهارم)

ارغوان فاطمی

دیدگاه خود را ثبت کنید