ادبیات شعر پارسی

در شبستان شعر کلاسیک همراه با حکیم سنایی غزنوی

سنایی

حکیم سنایی غزنوی

حکیم ابوالمجد بن آدم متخلص به سنایی، شاعر و عارف نامدار نیمه دوم قرن پنجم است. سنایی در آغاز کار، چندی به مدح سلاطین مشغول بود ولی دیری نگذشت که به عالم تصوف و عرفان روی آورد. او چه در روزگار خود و چه در سده های بعد، همواره مورد تجلیل شاعران بوده و پس از مرگ نیز از اکرام و احترام بسیار برخوردار بوده است. سنایی سرانجام در کنج عزلت در غزنین چشم از جهان فرو بست و آرامگاهش در غزنین زیارتگاه عموم است.

 

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی
نروم جز به همان ره که توام راه نمایی

همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

تو زن و جفت نداری تو خور و خفت نداری
احد بی زن و جفتی ملک کامروایی

نه نیازت به ولادت نه به فرزندت حاجت
تو جلیل الجبروتی تو نصیر الامرایی

تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی
تو نماینده فضلی تو سزاوار ثنایی

بری از رنج و گدازی بری از درد و نیازی
بری از بیم و امیدی بری از چون و چرایی

بری از خوردن و خفتن بری از شرک و شبیهی
بری از صورت و رنگی بری از عیب و خطایی

نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی
نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

نبد این خلق و تو بودی نبد خلق و تو باشی
نه بنجبی نه بگردی نه بکاهی نه فزایی

همه عزی و جلالی همه علمی و یقینی
همه نوری و سروری همه جودی و جزایی

همه غیبی تو بدانی همه عیبی تو بپوشی
همه بیشی تو بکاهی همه کمی تو فزایی

احد لیس کمثله صمد لیس له ضد
لمن الملک تو گویی که مر آن را تو سزایی

لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید
مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی

 

دیوان حکیم سنایی غزنوی

 

مجله اینترنتی تحلیلک

نوشته های مرتبط

به بهانه زادروز آنتوان دوسنت اگزوپری؛ خالق شازده کوچولو

محمد زکی زاده

بررسی رزق و روزی در اشعار مولانا

محمد زکی زاده

داستان کوتاه پریچهر (قسمت بیست و سوم)

ارغوان فاطمی

دیدگاه خود را ثبت کنید