شعر کودکانه دویدم و دویدم

دویدم و دویدم
سر کوهی رسیدم

دو تا خاتونو دیدم
یکیش به من آب داد

یکیش به من نون داد
نونو خودم خوردم

آبو دادم به زمین
زمین به من علف داد

علفو دادم به بزی
بزی به من شیر داد

شیر و دادم به نونوا
نونوا به من آتیش داد

آتیشو دادم آهنگر
آهنگر به من قیچی داد

قیچیو دادم به خیاط
خیاط به من عبا داد

عبا رو دادم به بابا
بابا به من خرما داد

یکیشو خوردم تلخ بود
یکیشو خوردم شیرین بود
قصه ما همین بود

 

مجله اینترنتی تحلیلک

بخوانید!  شعر معلمت همه شوخی و دلبری آموخت سعدی

دیدگاه خود را ثبت کنید