شنبه/ 27 شهریور / 1400

غزل 25 حافظ (شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست) به همراه شرح

شرح غزل 25 حافظ / شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست

شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست
صلای سرخوشی ای صوفیان باده پرست

اساس توبه که در محکمی چو سنگ نمود
ببین که جام زجاجی چه طرفه‌اش بشکست

بیار باده که در بارگاه استغنا
چه پاسبان و چه سلطان چه هوشیار و چه مست

از این رباط دودر چون ضرورت است رحیل
رواق و طاق معیشت چه سربلند و چه پست

مقام عیش میسر نمی‌شود بی‌رنج
بلی به حکم بلا بسته‌اند عهد الست

به هست و نیست مرنجان ضمیر و خوش می‌باش
که نیستیست سرانجام هر کمال که هست

شکوه آصفی و اسب باد و منطق طیر
به باد رفت و از او خواجه هیچ طرف نبست

به بال و پر مرو از ره که تیر پرتابی
هوا گرفت زمانی ولی به خاک نشست

زبان کلک تو حافظ چه شکر آن گوید
که گفته سخنت می‌برند دست به دست

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 25 حافظ / شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست
شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست

شرح غزل 25 حافظ (غزل شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست)

شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست
صلای سرخوشی ای صوفیان باده پرست

حافظ در مصراع دوم با سخن آمیخته به طنز مدعیان ورع و تقوا را رندانه به شراب خواری فرا می خواند و می گوید: بهار آمد و گل شکفته شد و بلبل از عشق گل مست و عاشق گشت. ای صوفین باده پرست بشتابید به سوی باده نوشی و سرمستی.

حمرا: سرخ

صلا: دعوت کردن به میهمانی یا انجام کاری

اساس توبه که در محکمی چو سنگ نمود
ببین که جام زجاجی چه طرفه‌اش بشکست

در قدیم رسم چنان بود که هنگام توبه پیاله بر سنگ می زدند و می شکستند؛ به همین دلیل حافظ با زبان طنز می گوید: اساس توبه که در استواری چون سنگ به نظر می رسید ببین که چگونه جام شیشه ای باده توبه محکم را می شکند.

طرفه: عجیب

جام زجاجی: جام شیشه ای شراب

بیار باده که در بارگاه استغنا
چه پاسبان و چه سلطان چه هوشیار و چه مست

ای ساقی باده بیاور که در بارگاه بی نیازی حق، شاه و گدا، مست و هوشیار همه یکسان هستند و لطف و رحمت او شامل همه خواهد شد.

استغنا: از صفات خداوند، بی نیازی

دکتر دینانی می گوید:

«مقام استغنا، مقام بی نیازی است. انسان وقتی به مستی معرفت برسد نیازمند هیچ چیزی نخواهد بود و پا بر فرق فرقدان فلک خواهد گذاشت.»

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

از این رباط دودر چون ضرورت است رحیل
رواق و طاق معیشت چه سربلند و چه پست

وقتی رفتن از این دنیای فانی دو در که از یک در می آییم و از دیگر می رویم حتمی است، پس دیگر فرقی نمی کند خانه ای که در آن زندگی می کنیم مجلل و باشکوه باشد یا ساده و بی رونق.

رباط: کاروانسرا

رباط دو در: استعاره از دنیا

ضرورت: اجباری، محتوم

رحیل: کوچ کردن، کنایه از مرگ

مقام عیش میسر نمی‌شود بی‌رنج
بلی به حکم بلا بسته‌اند عهد الست

عیش و شادی بدون تحمل رنج ممکن نیست زیرا همان روزی که با معشوق ازلی پیمان بستیم “قالوا بلی” گفتیم، بلای آن را نیز به جان خریدیم؛ چه لازمه عشق و دوستی بلاکشی است.

مقام عیش: مراتب و درجات زندگی خوش

دکتر دینانی می گوید:

«این مصرع اشاره به آیه شریفه ای است که در قرآن کریم آمده است. در روز الست زمانی که موجودات آفریده نشده بودند، در مقام عین ثابت خطابی از مکمن غیب رسید که: “الست بربکم؟” آیا من پروردگار شما نیستم؟ اعیان ثابته موجودات که در علم حق حضور داشتند، گفتند: بلی تو پروردگار ما هستی و سرنوشتشان همان روز در عین ثابتشان تعیین شد.»

به هست و نیست مرنجان ضمیر و خوش می‌باش
که نیستیست سرانجام هر کمال که هست

دل خود را به خاطر داشتن یا نداشتن دنیا آزرده مکن و خوش باش زیرا غایت هر کمالی فنا و نیستی است. نیز می توان بیت را این گونه معنا کرد: دل خود را پریشان بودن یا نبودن وجود مادی مکم زیرا آخر هر کمالی نابودی است.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

شکوه آصفی و اسب باد و منطق طیر
به باد رفت و از او خواجه هیچ طرف نبست

شکوه سلیمانی و اسب باد و منطق طیر همگی بر باد فنا رفت و سرانجام بهره ای از آنها نبرد. بیت شاهدی است برای بیت قبل که گفت غایت هر کمال فنا و نیستی است تا بگوید که دستگاه باشکوه حضرت سلیمان نیز که کامل بود بر باد رفت و زوال یافت.

آصف: آصف بن برخیا، وزیر حضرت سلیمان که به حکمت شهرت داشت. این نام در ادبیات به عنوان لقبی برای وزیران به کار رفته است. در اینجا مراد خود سلیمان است.

منطق طیر: زبان پرندگان

اسب باد: تلمیح به داستان حضرت سلیمان که باد همچون اسبی در خدمت او بود.

به بال و پر مرو از ره که تیر پرتابی
هوا گرفت زمانی ولی به خاک نشست

بال و پر عاریتی روزگار تو را از راه دور نسازد زیرا تیر پرتاب شده اگرچه مدتی اوج می گیرد ولی عاقبت به خاک می نشیند.

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

زبان کلک تو حافظ چه شکر آن گوید
که گفته سخنت می‌برند دست به دست

ای حافظ زبان و قلم تو چگونه از این نعمت سپاس گزاری کند که سخن تو را مانند تحفه ای گرانبها دست به دست می برند.

 

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا