چهارشنبه/ 31 شهریور / 1400

غزل 4 حافظ (صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را) به همراه شرح

شرح غزل 4 حافظ / صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
که سر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را

شکرفروش که عمرش دراز باد چرا
تفقدی نکند طوطی شکرخا را

غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل
که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را

به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر
به بند و دام نگیرند مرغ دانا را

ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست
سهی قدان سیه چشم ماه سیما را

چو با حبیب نشینی و باده پیمایی
به یاد دار محبان بادپیما را

جز این قدر نتوان گفت در جمال تو عیب
که وضع مهر و وفا نیست روی زیبا را

در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ
سرود زهره به رقص آورد مسیحا را

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل چهارم حافظ / صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
شرح غزل 4 حافظ / صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

شرح غزل 4 حافظ (غزل صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را)

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
که سر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را

ای صبا با نرمی و ملاطفت به آن معشوق زیبای خوش رفتار بگو که عشق تو مرا آواره و شیدا کرده و روانه کوه و بیابان ساخت.

صبا: نسیم صبحگاهی

به لطف: با ملایمت، به نرمی

غزال: آهو

رعنا: زیبا و بلندقامت

شاید در دیوان هیچ یک از شعرای فارسی زبان به اندازه دیوان حافظ هوای خوش و باد خوش نسیم و نسیم عطرگردان و صبا و باد صبا آمد و رفت داشته باشد. باد صبا یا صبا یکی از قهرمانان و موجودات شعری فعال دیوان حافظ است.

سعدی نیز دو غزل بر همین وزن و قافیه و ردیف دارد:

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا
فراغت از تو میسر نمی شود ما را

و

شب فراق نخواهم دواج دیبا را
که شب دراز بود خوابگاه تنها را

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

شکرفروش که عمرش دراز باد چرا
تفقدی نکند طوطی شکرخا را

آن معشوق نوشین لب و شیرین دهان که عمرش دراز باد چرا از این طوطی شیرین سخن دلجویی نمی کند و حالی نمی پرسد؟

شکرفروش: استعاره از معشوق نوشین لب و شیرین دهان که سخنان شیرین می گوید که همان غزال رعنا در بیت قبل است.

تفقد: دلجویی

غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل
که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را

ای گل زیبا به یقین غرور حسن و جمال تو سبب شد که از این بلبل شوریده و عاشق حالی نپرسی و عنایتی نکنی.

مگر: در اینجا سوالی نیست و با قطع و یقین برابری می کند و با اصطلاح این است و جز این نیست برابر است.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر
به بند و دام نگیرند مرغ دانا را

همچنان که مرغ زیرک را با بند و دام نمی توان گرفت بلکه با نرمی و مهربانی می توان صید کرد، دل صاحب نظران را نیز فقط با خلق و خوی پسندیده و نیک می توان اسیر کرد و به دام انداخت.

دکتر دینانی می گوید:

«به نظرم مضمون مرغ و دام را حافظ از سعدی گرفته است. این شعر از شیخ اجل سعدی است که می گوید: مرغ دانا چون به دام افتد تحمل بایدش. حافظ می گوید مرغ دانا با دام و دانه صید نمی شود. در جای دیگر هم می گوید اگر به دام افتاد باید تحمل کند. این اقتضای دانایی است.»

ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست
سهی قدان سیه چشم ماه سیما را

نمی دانم چرا بلندقامتان زیبا و سیه چشمان ماه مانند بویی از انس و الفت و مهربانی و وفا نبرده اند؟

دکتر دینانی در ذیل این بیت می گوید:

«سهی قد معادل سرو سهی است که قامتی بلند دارد. هم بلند قامت است هم سیاه چشم و سیمایش هم مثل ماه است. حافظ در اینجا برای محبوب سه صفت را ذکر کرده است: قد بلند، رعنایی و رسایی، سیاه چشمی و ماه سیمایی. این را هم بگویم که قرآن کریم هم نشان حوریان را سیاه چشمی ذکر می کند. “حور عین” یعنی سیاه چشم. حافظ می گوید: در کسی که این اوصاف وجود دارد نمی دانم چرا رنگ آشنایی وجود ندارد؛ یعنی زود نمی توان با او آشنا شد. اهل آشنایی نیست؛ یعنی آشنایی با او آسان نیست و رسیدن به صحبت و وصالش هم راحت نیست. شاید حافظ در مقام توصیف سختی راه عشق باشد.»

چو با حبیب نشینی و باده پیمایی
به یاد دار محبان بادپیما را

آن زمان که با محبوب همنشین می شوی و به وصال میرسی و شراب می نوشی از عاشقانی که از وصل یار بی نصیب مانده اند نیز یادی بکن.

بادپیما: باد پیمودن نظیر خشت بر دریا زدن و نقش بر آب زدن و آب با غربال برداشتن کنایه از عمل عبث است. بادپیما یعنی باد به دست، آنکه محروم و بر کنار و حسرت زده است.

جز این قدر نتوان گفت در جمال تو عیب
که وضع مهر و وفا نیست روی زیبا را

در جمال و زیبایی تو هیچ عیبی نیست جز اینکه مهر و وفا در روی زیبای تو وجود ندارد.

در جایی دیگر می گوید:

مجمع وبی و لطف است عذار چو مهش
لیکنش مهر و وفا نیست خدایا بدهش

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ
سرود زهره به رقص آورد مسیحا را

جای تعجب نیست اگر شعر دلکش حافظ، زهره را در آسمان سوم چنان به ترانه خوانی برانگیزد که در آسمان چهارم مسیح را که مظهر پاکی و پرهیزگاری است به رقص و پایکوبی وادارد.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا