سه‌شنبه/ 30 شهریور / 1400

غزل 7 حافظ (صوفی بیا که آینه صافیست جام را) به همراه شرح

شرح غزل 7 حافظ / صوفی بیا که آینه صافیست جام را

صوفی بیا که آینه صافیست جام را
تا بنگری صفای می لعل فام را

راز درون پرده ز رندان مست پرس
کاین حال نیست زاهد عالی مقام را

عنقا شکار کس نشود دام بازچین
کان جا همیشه باد به دست است دام را

در بزم دور یک دو قدح درکش و برو
یعنی طمع مدار وصال دوام را

ای دل شباب رفت و نچیدی گلی ز عیش
پیرانه سر مکن هنری ننگ و نام را

در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند
آدم بهشت روضه دارالسلام را

ما را بر آستان تو بس حق خدمت است
ای خواجه بازبین به ترحم غلام را

حافظ مرید جام می است ای صبا برو
وز بنده بندگی برسان شیخ جام را

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 7 حافظ / صوفی بیا که آینه صافیست جام را
صوفی بیا که آینه صافیست جام را

شرح غزل 7 حافظ (غزل صوفی بیا که آینه صافیست جام را)

صوفی بیا که آینه صافیست جام را
تا بنگری صفای می لعل فام را

ای صوفی بیا و زلالی آینه جام شفاف و بی زنگار را ببین تا پاکی می سرخ رنگ و ناپاکی خویش را آشکارا مشاهده کنی.

بین صوفی و صافی و صفا جناس شبه اشتقاق و بین صافی و صفا اشتقاق است.

صوفی: به رهروان و پیروان طریقت تصوف می گویند.

راز درون پرده ز رندان مست پرس
کاین حال نیست زاهد عالی مقام را

حافظ مستی را کلید گشایش اسرار نهان می داند و در باور اوست که رندان مست به این رازهای درونی واقف هستند، به همین دلیل می گوید اسرار پنهانی را از رندان مست بپرس زیرا زاهدان به ظاهر عالی مقام که حال و ذوق مستی ندارند از این رازها بی خبر هستند.

رندان: جمع رند، رند کسی است که ظاهرش در ملامت و باطنش در سلامت باشد.

حال: واردی است غیبی که بر دل سالک فرود می آید و زودگذر است.

مقام: در لغت به معنی منزلت و مرتبه و در اصطلاح تصوف به یکی از مراحل سیر و سلوک گفته می شود که سالک با آداب خاص و تحمل سختی و مشقت به آن می رسد.

دکتر دینانی می گوید:

«عالم همانند یک پرده است و در پشت پرده رازی نهفته است، مگر اینکه انسان آن اندازه احمق باشد که در پشت پرده این عالم چیزی نبیند. اشخاص سطحی نگر چنین هستند. اشخاصی که عمیق نگرند پشت پرده عالم را می بینند و راز نهفته در آن را درک می کنند.»

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

عنقا شکار کس نشود دام بازچین
کان جا همیشه باد به دست است دام را

ای زاهد و صوفی ریاکار کسی نمی تواند با تزویر و ریا عنقا (سیمرغ) را شکار کند پس تو نیز کار بیهوده نکن زیرا تهی دست و بی حاصل خواهی بود.

عنقا: سیمرغ

باد به دست بودن: کنایه از بی حاصل و تهی دست بودن، کار بیهوده کردن

سیمرغ در ادب غیر حماسی به ویژه در متون عرفانی نیز به معنی وجود ناپیدا و بی نشان و غالبا کنایه از انسان کامل که از دیده ها پوشیده است، به کار رفته است.

در بزم دور یک دو قدح درکش و برو
یعنی طمع مدار وصال دوام را

در بزم روزگار که عشرت و سرخوشی به نوبت است بیش از یک دو جام به تو نمی رسد، بنوش و از میخانه زندگی خارج شو؛ یعنی وصال همیشگی را آرزو مکن.

دکتر دینانی در ذیل این بیت می گوید:

«وصال مدام بسیار سخت است. اگر امکان پذیر هم باشد، آسان نیست. وصال مدام یا امکان پذیر نیست یا هست و آسان نیست. وصال دوام کمتر کسی را میسر می شود. حتی عرفا و اهل حقیقت و کسانی که سالک راه هستند تنها لحظه هایی به وصال می رسند و فقط لحظه هایی جذبه پیدا می کنند و تنها چند لحظه چهره حقیقت را می بینند. این حال دوام ندارد. شاید اگر این حال دوام پیدا کند آنها در عالم نمی مانند؛ یعنی مندک و نابود می شوند.»

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

ای دل شباب رفت و نچیدی گلی ز عیش
پیرانه سر مکن هنری ننگ و نام را

ای دل جوانی را که بهار عمر و فصل عشرت است، سپری کردی بی آنکه گلی از عیش بچینی؛ حال در این پیری مرا به خوش گذرانی فرا می خوانی؟ آبرو را پاس دار و از این هنرنمایی درگذر و مرا رسوا مساز.

در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند
آدم بهشت روضه دارالسلام را

تا عیش و عشرت نقد فراهم است امروز را دریاب و به آنچه هست قناعت کن؛ چه آدم هم تا قسمت و نصیبش به پایان رسید، ناگزیر بهشت را ترک گفت.

نقد: حاضر و آماده

آبخور: قسمت و نصیب

دارالسلام: یکی از نام های بهشت

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

ما را بر آستان تو بس حق خدمت است
ای خواجه بازبین به ترحم غلام را

ای خواجه به این غلام ترحم و عنایتی کن زیرا بر درگاه تو حق بسیار دارد و خدمت فراوان کرده است.

حافظ مرید جام می است ای صبا برو
وز بنده بندگی برسان شیخ جام را

حافظ مرید جام شراب است و سر ارادت بدان سپرده است؛ ای صبا برو به شیخ جام اظهار بندگی و ارادت ما را برسان.

دکتر دینانی می گوید:

«شیخ جام را می توان به دو صورت معنی کرد: شیخ جام به معنای کسی که جام می می دهد و پیر خرد و معرفت و به قول معروف پیر طریق است. دیگری شخص شیخ جام. اگر چنین باشد شاید بتوان گفت که حافظ ارادتی به شیخ جام داشه است.»

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا