مجله اینترنتی تحلیلک

چهارشنبه/ 2 خرداد / 1403
Search
Close this search box.
محرم در ادبیات فارسی همراه با عمان سامانی - شعر عمان و محرم

محرم در ادبیات فارسی / همراه با عمان سامانی

میرزا نورالله عمان سامانی ملقب به «تاج الشعراء» و متخلص به «عمان» از شعرای پرآوازهٔ آیینی در نیمهٔ دوم قرن ۱۳ و اوایل قرن ۱۴ هجری است. عمان سامانی در جایی از دیوان خود سروده است:جبرئیل آمد که ای سلطان عشق یکه تاز عرصه‌ی میدان عشق

محرم در ادبیات فارسی / همراه با عمان سامانی

میرزا نورالله عمان سامانی ملقب به «تاج الشعراء» و متخلص به «عمان» از شعرای پرآوازه آیینی در نیمه دوم قرن ۱۳ و اوایل قرن ۱۴ هجری است.

 

عمان سامانی در جایی از دیوان خود سروده است:

 

جبرئیل آمد که ای سلطان عشق

یکه تاز عرصه‌ی میدان عشق

 

دارم از حق بر تو ای فرخ امام

هم سلام و هم تحیت هم پیام

 

گوید ای جان حضرت جان آفرین

مر ترا بر جسم و بر جان، آفرین

 

محکمی ها از تو میثاق مراست

رو سپیدی از تو عشاق مراست

 

این دویی باشد ز تسویلات نفس

من توام، ای من تو، در وحدت تو من

 

چون خودی را در رهم کردی رها

تو مرا خون، من ترایم خونبها

 

مصدری و ماسوا، مشتق تراست

بندگی کردی، خدایی حق تراست

 

هرچه بودت، داده‌یی اندر رهم

در رهت من هرچه دارم می دهم

 

کشتگانت را دهم من زندگی

دولتت را تا ابد پایندگی

 

شاه گفت ای محرم اسرار ما

محرم اسرار ما از یار ما

 

گرچه تو محرم به صاحبخانه‌یی

لیک تا اندازه یی، بیگانه یی

 

آنکه از پیشش سلام آورده‌یی

و آنکه از نزدش پیام آورده‌یی

 

بی حجاب اینک هم آغوش من است

بی تو رازش جمله در گوش من‌ است

 

از میان رفت آن منی و آن تویی

شد یکی مقصود و بیرون شد دویی

 

گر تو هم بیرون روی، نیکوترست

ز آنکه غیرت، آتش این شهپرست

 

جبرئیلا رفتنت زینجا نکوست

پرده کم شو درمیان ما و دوست

 

رنجش طبع مرا مایل مشو

در میان ما و او حایل مشو

 

 

مجله اینترنتی تحلیلک

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x