چهارشنبه/ 31 شهریور / 1400

غزل 24 حافظ (مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست) به همراه شرح

شرح غزل 24 حافظ / مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست

مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق
چار تکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست

می بده تا دهمت آگهی از سر قضا
که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست

کمر کوه کم است از کمر مور این جا
ناامید از در رحمت مشو ای باده پرست

بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد
زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست

جان فدای دهنش باد که در باغ نظر
چمن آرای جهان خوشتر از این غنچه نبست

حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد
یعنی از وصل تواش نیست بجز باد به دست

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 24 حافظ / مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست

شرح غزل 24 حافظ (غزل مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست)

مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست

از من مست صلاح و وفای به عهد و پیمان را طلب نکن زیرا از همان روز نخست به باده نوشی در میخانه عشق مشهور شده ام.

طاعت: بندگی، عبادت

پیمانه کشیدن: باده نوشیدن

روز الست: روز اول

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق / چار تکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق چار تکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق

من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق
چار تکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست

از آن زمان که از چشمه عشق وضو ساخته ام و عاشق شدم دنیا و تعلقات آن را ترک گفتم.

چهار تکبیر زدن: در لغت به معنی چهار بار الله اکبر گفتن است، کنایه از ترک دنیا و ماسوی الله

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

می بده تا دهمت آگهی از سر قضا
که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست

می بده تا بنوشم و بر اثر مستی اسرار سرنوشت را آشکار کنم تا بگویم عاشق و مست بوی چه کسی هستم.

سر قضا: راز الهی

کمر کوه کم است از کمر مور این جا
ناامید از در رحمت مشو ای باده پرست

در راه عشق و دشواری های آن، پشت استوار کوه ناتوان تر از کمر مور است. ای مست باده عشق با وجود ناتوانی از بخشایش الهی ناامید نباش.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد
زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست

به جز چشم مستانه معشوق که از چشم بد دور باد هیچ کس ر زیر طاق آسمان آبی رنگ خوب و خوش ننشسته است؛ یعنی تنها چشم یار است که در زیر طاق ابروی او زیبا و خوش قرار گرفته است.

چشمش مرساد: چشم بد از آن دور باد

طارم: گنبد

جان فدای دهنش باد که در باغ نظر
چمن آرای جهان خوشتر از این غنچه نبست

جان فدای دهان زیبا و کوچک معشوق باد که در باغ آفرینش هرچه نگریستم خداوند غنچه ای زیباتر از دهان او نیافریده است.

نظر: چشم

غنچه: استعاره از دهان تنگ معشوق

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد
یعنی از وصل تواش نیست بجز باد به دست

حافظ به برکت عشق تو به مقام سلیمانی رسید ولی با این همه از وصل تو بی نصیب و بهره استو خواجه با بیانی زیبا و طنزآمیز این نکته را اشاره می کند که از تمام قدرت و شوکت سلیمان آنچه به دست اوست تنها باد است و هیچ بهره دیگری از ملک سلیمان نبرده است.

باد به دست بودن: کنایه از بی نصیب و بی بهره بودن

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا