چهارشنبه/ 6 بهمن / 1400

معرفی کتاب - هنگامی که نیچه گریست

معرفی کتاب «هنگامی که نیچه گریست» اثر اروین د. یالوم

این کتاب دارای شخصیت های واقعی اما داستانی خیالی است و نکته قوت رمان «هنگامی که نیچه گریست» شروع عالی کتاب است که این اوج در تمام طول کتاب پابرجاست.
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp

معرفی کتاب «هنگامی که نیچه گریست»

 

درباره نویسنده

اروین دیوید یالوم Irvin David Yalom متولد ۱۹۳۱ واشینگتن دی سی ایالات متحده آمریکا است. او روانپزشک وجودگرا (اگزیستانسیالیست) و نویسنده آمریکایی است.

او جایزه انجمن روان‌پزشکی آمریکا را در سال ۲۰۰۲ دریافت کرد، اما بیشتر به عنوان نویسنده رمان‌های روانشناختی، به ویژه کتاب مشهور هنگامی که نیچه گریست شهرت دارد.

 

درباره کتاب «هنگامی که نیچه گریست»

کتاب «هنگامی که نیچه گریست» رمانی فلسفی است. نویسنده این کتاب اروین د. یالوم داستانی خیالی را از نیچه و روزهای بیماری او و ملاقات هایش با دکتر یوزف بروئر، پزشک معروف و مشهور وینی بیان می کند. این رمان گفتگوهای بی نظیری دارد و داستان هیجان انگیز و معما گونه آن خواننده را جذب می کند.

لو سالومه که معشوقه نیچه است فکر می کند نیچه در پی خودکشی است او به دکتر بروئر نامه ای می نویسد و از وی برای درمان نیچه کمک می خواهد و این تازه شروع داستان است…

بر اساس این داستان دکتر بروئر باید به نیچه از نظر جسمی و روحی کمک کند تا فکر خودکشی را از سرش دور کند.

این کتاب دارای شخصیت های واقعی اما داستانی خیالی است و نکته قوت رمان «هنگامی که نیچه گریست» شروع عالی کتاب است که این اوج در تمام طول کتاب پابرجاست.

شخصیت های واقعی کتاب هنگامی که نیچه گریست:

فریدریش ویلهلم نیچه، فیلسوف بزرگ آلمانی
یوزف بروئر، از جمله بهترین پزشکان اتریش که با کمک فروید روش روانکاوی با صحبت را توسعه داد.
زیگموند فروید، عصب‌شناس اتریشی است که پدر علم روانکاوی شناخته می‌شود.
لو آندرئاس سالومه، دختر یک ژنرال روس بود که بیشتر به دلیل عشق نیچه به او شناخته می شود.
برتا پاپنهایم، یکی از افراد پیشگام در مددکاری اجتماعی

در سال ۲۰۰۷ فیلمی با همین نام به کارگردانی Pinchas Perry با اقتباس از این رمان ساخته شده است.

برشی از کتاب «هنگامی که نیچه گریست»

«دکتر بروئر،

باید با شما در مورد موضوعى فورى، حرف بزنم. آینده فلسفه آلمان به مخاطره افتاده است. ساعت نُه بامداد فردا، در کافه سورنتو، به ملاقات من بیایید.»    لو سالومه

یادداشتى گستاخانه! هیچکس در آن سالها، او را چنین بى‌شرمانه مورد خطاب قرار نداده بود. کسى را به نام لو سالومه نمى‌شناخت. روى پاکت، نشانى فرستنده به چشم نمى‌خورد. هیچ راهى براى اطلاع دادن این مطالب وجود نداشت که نخست، ساعت نُه بامداد زمان مناسبى نیست، بعد، خانم بروئر دوست ندارد صبحانه را به تنهایى بخورد، سپس، دکتر بروئر دوران تعطیلات را مى‌گذراند، دیگر آن که، «موضوع فورى» هیچ جذابیتى براى او ندارد، و در نهایت، دکتر بروئر دقیقا به منظور خلاص شدن از همین موضوعات فورى به ونیز آمده است.

با این حال در ساعت نُه بامداد در کافه سورنتو حضور یافته بود و چهره حاضران را مورد بررسى قرار مى‌داد تا لو سالومه گستاخ را در میان آنها بیابد.

ـ آقا، باز هم قهوه مى‌خواهید؟

بروئر به نشانه تأیید، براى پیشخدمت سیزده یا چهارده ساله داراى موهاى سیاه، درخشان و به عقب شانه‌شده، سر تکان داد. نمى‌دانست چه مدتى دچار تخیل شده است. دوباره به ساعت نگریست. ده دقیقه دیگر از عمرش را تلف کرده بود. تلف در چه موردى؟ مثل همیشه رد پاى برتا، برتاى زیبا را مى‌دید که از دو سال پیش، به عنوان بیمار نزد او مى‌آمد. سخنان زن را مى‌شنید که مى‌گفت: «دکتر بروئر، چرا از من مى‌ترسید؟»

 

امیدواریم از خواندن کتاب «هنگامی که نیچه گریست» نوشته اروین د.یالوم لذت ببرید و برای خواندن معرفی کتاب های دیگر به بخش معرفی کتاب مراجعه کنید.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

siha
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x
()
x