فیلم و سینما نقد و بررسی فیلم

نگاهی به آثار اصغرفرهادی؛ تأملی بر فیلم فروشنده

فروشنده

تاملی بر آثار اصغر فرهادی

فیلم فروشنده

در ادامه سلسله مباحثِ “نگاهی به آثار اصغر فرهادی”، در این نوشته نگاهی به فیلم فروشنده می اندازیم. فیلمی که از جنبه های مختلف کامل ترین ساخته فرهادی به نظر می رسد.

 

خلاصه فیلم

فیلم در مورد یک زوج به نام عماد(شهاب حسینی) و رعنا(ترانه علیدوستی) است که به دلیل نشست ساختمان، مجبور به ترک خانه شان می شوند و موقتا به خانه ای که دوستشان پیشنهاد می کند می روند. ساکن قبلی خانه زنی تنها بوده و این امر باعث رفت و آمد اشخاصی به آن خانه شده‌ است. در ادامه به طور اتفاقی مردی وارد خانه می شود و اتفاق ناگواری برای رعنا رخ می دهد.

 

درباره فیلم

فیلم فروشنده تمام حرف فیلم های قبلی اصغر فرهادی را به همراه دارد و در کنار طرح این مطالب به موضوع جدیدی می پردازد که به نظر با زبان تندتری همراه است. المان ها پر رنگ تر شده و در جاهایی تبدیل به دیالوگ می شوند.

در فیلم ما با دو اثر رو به رو هستیم؛ یکی خود فیلم و دیگری نمایشنامه مرگ فروشنده آرتور میلر.

اصغر فرهادی در فروشنده هم به درون مایه نمایشنامه پرداخته و هم نمایشنامه را ابزاری برای بازگو کردن مسایل و دغدغه هایش قرار داده است.

یک گروه تئاتر که در حال تمرین نمایشنامه مرگ فروشنده هستند در طول تمرین، دچار استحاله شده اند و هر کدام نمود بیرونی شخصیت های نمایشنامه می شوند. این اتفاق بیشتر برای عماد رخ می دهد که شدیدا با شخصیت ویلی لومان نمایشنامه یکی شده است. مثل فیلم گاو که مش حسن تبدیل به گاو شد، عماد هم تبدیل به ویلی شده است و دنیا را از نگاه ویلی می بیند.

 

گاو

 

فیلم قدم به قدم با نمایشنامه به جلو حرکت می کند و با کاملتر شدن روند تمرین تا اجرا، فیلم هم به همان مقدار در حال کامل شدن است.

در نمایشنامه مرگ فروشنده، آرتور میلر، نوک پیکان قلم خود را به سمت نظام سرمایه داری نشانه رفته است و شدیدا این نظام را مورد نقد قرار می دهد.

پدری که پس از سال ها کار صادقانه حالا به دلیل از کار افتادگی بدون هیچ حق و حقوقی کنار گذاشته می شود و مجبور است که شاهد از دست رفتن تمام ارزش های اخلاقی، مادی و معنوی زندگی اش باشد.

کارمندی که زمانی کارمند ممتاز بوده حالا مانند یک جوراب کنار گذاشته می شود. ولی در حال از دست رفتن و از دست دادن است (اتفاقی که دقیقا برای عماد رخ می دهد) زن، فرزند، اعتبار و حتی در حال از دست دادن خود و عقلش است.

چه کسی ویلی را به این روز انداخته است؟

سیستم فاسد اجازه کار غیر قانونی را به شخصی می دهد که برایش منفعت داشته باشد. این سیستم فاسد از اینکه آن شخص به زندگی، زن، اعتبار، آبرو و تمامیت یک نفر تجاوز کند به هیچ وجه اهمیتی نمی دهد.

سیستمی که آدم ها را شبیه به خودش می کند و اگر کسی مقابله کند به راحتی حذفش می کند.

ویلی و عماد نمی توانند شبیه سیستم بشوند و از این امر شدیدا ضربه می خورند.

آن دو هر چه می کوشند ثابت کنند این سیستم فاسد است که آنها را به این روز انداخته موفق نمی شوند و اوضاع رفته رفته بد و بدتر می شود، تا جایی که خود به گونه ای دیگر مجرم و فاسد می شوند و در نهایت این اشخاص دچار یأس فلسفی می شوند. دقیقا همان اتفاقی که در نمایشنامه گاو غلامحسین ساعدی برای مش حسن رخ می دهد.

این سیستم فاسد ارثیه نسل قبل به نسل بعدی خود است. رئیس ویلی از نسل قبلی بوده که به نسل بعدی یعنی فرزندش-که رئیس جدید شرکت است- این سیستم را به ارث گذاشته است.

یک معلم نمونه مثل عماد، یک انسان درست مثل مش حسن و یک کارمند نمونه مانند ویلی همه در مسیر مبارزه با این سیستم، مانند نمایشنامه کرگدن یونسکو به کرگدن تبدیل می شوند.

ویلی، قربانی نظام سرمایه داری است که رئیسش برای فرزندش به ارث گذاشته، عماد قربانی پیرمردی است که ۴۰ سال پیش انقلاب کرده ولی ۴۰ سال است که به تمام معیارها و آرمان ها، به عقیده اش، همسرش و نظام خیانت می کند.

کشمکش ها در طول فیلم بسیار ظریف و دقیق با تمرین های تئاتر و اجرای تئاتر هماهنگ و منطبق است.

بیننده لحظه به لحظه اتفاقاتی که برای ویلی و عماد رخ می دهد را در کنار هم دنبال می کند. مثلا ویلی نمی تواند به پسرش دلیل حضور آن زن در حمام را توضیح بدهد و همین اتفاق برای عماد رخ می دهد و او نمی تواند به همسایه های خود توضیح بدهد اتفاقی که برای همسرش رخ داده آن چیزی نیست که آن ها فکر می کنند.

یا اینکه در نمایشنامه مرگ فروشنده، صدای تصادف ویلی در اولین اجرا بر روی صحنه ای از فیلم فروشنده قرار دارد که رعنا(ترانه علیدوستی)کلیدها را از جیب عماد بر می دارد؛ هر دو این اتفاق ها حادثه محرکی برای نمایشنامه و فیلم به شمار می روند.

در فیلم و نمایشنامه زمانی همه چیز درست می شود که نه عمادی وجود دارد و نه ویلی لومانی.

فیلم، درباره زندگی سنتی و هم مدرنیته که همیشه اصغر فرهادی در موردش حرف می زند صحبت می کند اما سیستم فاسد قشر روشنفکر، قشر مدرنیته و سنتی را قربانی خود می کند. انسان ها هم در این سیستم رفته رفته خود تبدیل به سیستم می شوند و به مرور زمان گاو می شوند.

 

 

مجله اینترنتی تحلیلک

نوشته های مرتبط

معرفی فیلم علاءالدین ( Aladdin )

محمد زکی زاده

نگاهی به آثار مسعود کیمیایی؛ تاملی بر فیلم محاکمه در خیابان

مسیح زیارانی

معرفی فیلم قوی سیاه ( Black Swan )

محمد زکی زاده

دیدگاه خود را ثبت کنید