نگاهی به آثار مسعود کیمیایی؛ تأملی بر فیلم مرسدس

0
مرسدس کیمیایی
مرسدس کیمیایی

مرسدس مدل کیمیایی

 

خلاصه فیلم

اسفندیار (محمدرضا فروتن) به دلیل بیماری پدرش مجبور می‌شود به جای پدرش با مرسدس بنز به سفر برود. اسفندیار که می‌بیند یک اتومبیل گران‌قیمت به دست آورده سفر را یک روز عقب می‌اندازد و به اتفاق دوستانش یک روز به خوشی می پردازد. در طول روز اتفاق‌های ناخوشایندی برای اسفندیار و دوستانش رخ می‌دهد که همگی از مرسدس متنفر می‌شوند و درنهایت اسفندیار صبح روز بعد مرسدس را به آتش می‌کشد.

 

درباره فیلم

مرسدس یکی از ساخته های استاد کیمیایی است که متاسفانه بدنه ی این ماشین بنز است ولی موتورش ساخت کشور خودمان است.

اتفاقی که در فیلم افتاده همین مشکل فاحش بدنه و موتور یا بهتر بگوییم فرم و محتوای آن است. فرم و محتوایی که نه به سازنده و نه خود اثر می آید. محتوای سازنده فرسنگ ها با محتوای فیلم فاصله دارد.

کارگردان دچار شعارزدگی عجیبی شده است که از استاد بعید است. سمبلیک بودن مرسدس به عنوان مدرنیته یا نظام سرمایه داری و یا هر عنوان سیاسی دیگر بسیار عالی و خوب است اما این حرکت آوانگاردی نیاز به یک شخصیت آوانگاردی دارد که خودش در زمان ساخت فیلم مرسدس سوار بر مرسدسش به سر فیلمبرداری نرود.

کیمیایی سینمای خودش را دارد و اهل حرف و شعار دادن نیست اما این ایراد به این فیلم وارد است که استاد شعار ندهید.

گردش به دور تهران و سر زدن به طبقات مختلف این شهر در زمان فیلم نمی گنجد و باعث ابتر شدن شخصیت ها شده است.

سکانس آغازین فیلم که تصویری از ماشین های کلاسیک خاک خورده ی خراب است نشانه ی خوبی است برای از بین رفتن سنت ها و به روی کارآمدن صنعت و مدرنیته و سرمایه داری اما اگر بحث بر سر مخالفت با روی کارآمدن این سیستم است نیازی به ضعیف تر نشان دادن و تخریب بیشتر قسمت ضعیف نیست تا قسمت دیگر قدرت بیشتری بگیرد.

بخوانید!  نگاهی به فیلم تایتانیک (قسمت اول)

نقطه ی قوت فیلم و فیلمنامه نقش اصلی آن است که یک مرسدس است. ما تمام مدت اتفاقات را در تعقیب و به نوعی می توان گفت از نگاه مرسدس می بینیم. اتفاقات حول محور مرسدس رخ می دهد و کنش اصلی فیلم است.

کارگردان آنقدر درگیر ادبیات شده تا فیلمنامه سر و ته همه چیز را می خواهد با دیالوگ نویسی هم بیاورد و اتفاقات دراماتیک با دیالوگ رخ می دهند و این کافی نیست.

سکانس پایانی فیلم و آتش زدن مرسدس همراه با سکانس اول بهترین لحظات فیلم است و همین دو سکانس برای فیلم کافی است.

عنصری که از زیبایی سکانس پایانی فیلم کم می کند تصمیم گیری شخصیت برای آتش زدن است.

ای کاش یا زودتر این کار را می کرد چون وقت و بهانه برای این کار زیاد بود یا صبر می کرد تا به تاریکی محض برسد و بعد این تصمیم را بگیرد که اتفاق تماما به دل می نشست.

درکل می توان گفت فیلم مرسدس یک فیلم متوسط رو به پایین است و لحظات و بازی ها این فیلم را یک فیلم دیدنی کرده است.

 

 

مجله اینترنتی تحلیلک

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید