یکشنبه/ 14 آذر / 1400

شرح غزل 116 حافظ / کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد

شرح غزل 116 حافظ / کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد

در این مطلب به غزل 116 حافظ با مطلع کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر آن پرداخته ایم.
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp

غزل 116 حافظ (کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد) به همراه شرح

شرح غزل 116 حافظ / کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد

کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد
محقق است که او حاصل بصر دارد

چو خامه در ره فرمان او سر طاعت
نهاده‌ایم مگر او به تیغ بردارد

کسی به وصل تو چون شمع یافت پروانه
که زیر تیغ تو هر دم سری دگر دارد

به پای بوس تو دست کسی رسید که او
چو آستانه بدین در همیشه سر دارد

ز زهد خشک ملولم کجاست باده ناب
که بوی باده مدامم دماغ تر دارد

ز باده هیچت اگر نیست این نه بس که تو را
دمی ز وسوسه عقل بی‌خبر دارد

کسی که از ره تقوا قدم برون ننهاد
به عزم میکده اکنون ره سفر دارد

دل شکسته حافظ به خاک خواهد برد
چو لاله داغ هوایی که بر جگر دارد

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 116 حافظ / کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد
شرح غزل 116 حافظ / کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد

شرح غزل 116 حافظ (غزل کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد)

کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد
محقق است که او حاصل بصر دارد

آن کس که جمال و خط زیبای معشوق را در پیش چشم دارد، مسلم است که از نگاه و توجه خود بهره برده است.

چو خامه در ره فرمان او سر طاعت
نهاده‌ایم مگر او به تیغ بردارد

در راه خدمت و فرمانبرداری او همچون قلم سر اطاعت و بندگی فرود آورده ایم و سر بلند نخواهیم کرد تا همان گونه که او سر قلم را با تیغ می تراشد و می برد، سر ما را نیز با تیغ از تن جدا کند.

دکتر دینانی می گوید:

«حافظ در این بیت از حسن و خط و صورت بالاتر می رود و به جایی می رسد که از طاعت محض سخن می گوید. حافظ برای بیان اطاعت محض از معشوق تشبیهی به کار برده است که بسیار زیباست. همه ما می دانیم که خامه و قلم به فرمان دست نویسنده و کاتب می چرخد. نویسنده وقتی قلم را در دست می چرخاند، قلم هیچ اختیاری ندارد بلکه مقهور دست است و سر اطاعت دارد. به همین جهت هر نوع که دست بچرخد، قلم هم به آن صورت می چرخد.»

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

کسی به وصل تو چون شمع یافت پروانه
که زیر تیغ تو هر دم سری دگر دارد

آن کس اجازه رسیدن به تو را دارد و می تواند به وصال تو برسد که همچون شمع زیر شمشیر تو سر ببازد و هر بار سری تازه بیرون آورد.

به پای بوس تو دست کسی رسید که او
چو آستانه بدین در همیشه سر دارد

کسی می تواند به وصل و پای بوسی تو برسد که همچون آستانه پیوسته سر بر خاک درگاهت داشته باشد.

ز زهد خشک ملولم کجاست باده ناب
که بوی باده مدامم دماغ تر دارد

از زهد ریایی و تهی از عشق دلتنگ و آزرده ام. کجاست باده خالص که بوی آن پیوسته مرا باطراوت و بانشاط کند؟

دماغ: مغز

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

ز باده هیچت اگر نیست این نه بس که تو را
دمی ز وسوسه عقل بی‌خبر دارد

اگر از باده هیچ بهره ای نصیب تو نمی شود همین کافی نیست که لحظه ای تو را از وسوسه و تحریک عقل دور نگه می دارد؟

کسی که از ره تقوا قدم برون ننهاد
به عزم میکده اکنون ره سفر دارد

آن کس که از راه تقوا و پرهیزگاری قدمی فراتر نرفته اکنون به قصد رفتن به سوی میخانه راه سفر را در پیش گرفته است.

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

دل شکسته حافظ به خاک خواهد برد
چو لاله داغ هوایی که بر جگر دارد

دل شکسته و آزرده حافظ همچون لاله داغ عشقی را که بر دل دارد با خود به خاک خواهد برد.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا