پنج‌شنبه/ 1 مهر / 1400

غزل 14 حافظ (گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب) به همراه شرح

شرح غزل 14 حافظ / گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب

گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار
خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب

خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم
گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب

ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست
خوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریب

می‌ نماید عکس می در رنگ روی مه وشت
همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرین غریب

بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رخت
گر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریب

گفتم ای شام غریبان طره شبرنگ تو
در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب

گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند
دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 14 حافظ / گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب

شرح غزل 14 حافظ (غزل گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب)

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب

گفتم ای پادشاه زیبارویان بر این عاشقان بلاکش دور از وطن رحم آور. در پاسخ گفت: عاشق آواره ای که در پی دل می رود، سرانجام گمراه خواهد شد.

به دنبال دل رفتن: کنایه از عاشق شدن

گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار
خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب

به معشوق گفتم لحظه ای درنگ کن. گفت عذرم را بپذیر زیرا نازپرورده ای چون من تحمل این همه عاشق آواره غریب را ندارد و از همه دلجویی نتواند کرد.

گذشتن: شتاب کردن

بیت دارای استفهام انکاری است.

دکتر دینانی می گوید:

«خلاصه کلام این است که این راه را با نازپروردگی نمی توان طی کرد. تو مانند مرغی هستی که در خانه پرورش پیدا کرده است. بیرون نیامده تا سرد و گرم روزگار را بچشد. آفتاب و مهتاب ندیده، چگونه می خواهد غربت را تاب بیاورد؟ اینجا جای آسان طلبی و تن آسانی نیست.»

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم
گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب

نازپرورده ای که بر بستر نرم و لطیف شاهانه خفته است از اینکه عاشق آواره ای بر خار و خاشاک بخوابد و سر بر سنگ خارا نهد، چه غمی دارد؟

سنجاب شاهی: بستری که از پوست نرم سنجاب ویژه پادشاهان درست می کردند.

خاره: خارا، سنگ سخت که مظهر سختی بوده است.

ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست
خوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریب

ای که در سلسله گیسویت جای دل های عاشقان بسیار است، آن خال سیاه بر آن چهره خوش آب و رنگ بدیع و زیبا جای گرفته است.

زنجیر زلف: زلف تاب دار و حلقه حلقه، زلف بافته شده

می‌ نماید عکس می در رنگ روی مه وشت
همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرین غریب

هنگامی که پرتو سرخ باده با زیبایی سپیدی چهره ماه تو در می آمیزد، چنان شگفت و بدیع جلوه می کند که گویی گلبرگ های سرخ ارغوان بر صفحه سپید گل نسرین افتاده باشد.

نمودن: نشان دادن

عکس می: انعکاس و پرتو می

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رخت
گر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریب

آن خط ظریف مشکین که بر گرد رویت رسته بسیار زیبا و شگفت است؛ هرچند وجود خط سیاه در نگارستان و کارگاه نقاشی عجیب نیست.

غریب: زیبا و شگفت انگیز

خط: موهای تازه رسته ای که گرد رخسار خوب رویان برآمده باشد.

گفتم ای شام غریبان طره شبرنگ تو
در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب

گفتم ای دلدار که طره سیاه رنگ تو به رنگ شب های تار من است، از ناله سحرگاهی من غریب بترس و برحذر باش.

شام غریبان: حافظ زلف سیاه معشوق را به شام غریبان تشبیه کرده است.

طره: موی جلوی پیشانی

شب رنگ: سیاه رنگ

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند
دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب

معشوق گفت: ای حافظ حتی عاشقان و عارفان دیرینه راه عشق، دست خوش سرگشتگی هستند و به وصال نرسیده اند پس شگفت نباشد که عاشق آواره ای چون تو درمانده و خسته بماند.

دور نبود: تعجبی ندارد.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا