چهارشنبه/ 28 مهر / 1400

غزل 89 حافظ (یا رب سببی ساز که یارم به سلامت) به همراه شرح

شرح غزل 89 حافظ / یا رب سببی ساز که یارم به سلامت

یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
بازآید و برهاندم از بند ملامت

خاک ره آن یار سفر کرده بیارید
تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت

فریاد که از شش جهتم راه ببستند
آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت

امروز که در دست توام مرحمتی کن
فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت

ای آن که به تقریر و بیان دم زنی از عشق
ما با تو نداریم سخن خیر و سلامت

درویش مکن ناله ز شمشیر احبا
کاین طایفه از کشته ستانند غرامت

در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی
بر می‌شکند گوشه محراب امامت

حاشا که من از جور و جفای تو بنالم
بیداد لطیفان همه لطف است و کرامت

کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ
پیوسته شد این سلسله تا روز قیامت

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 89 حافظ / یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
شرح غزل 89 حافظ / یا رب سببی ساز که یارم به سلامت

شرح غزل 89 حافظ (غزل یا رب سببی ساز که یارم به سلامت)

یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
بازآید و برهاندم از بند ملامت

خدایا وسیله ای را مهیا کن تا محبوب من به سلامت از سفر بازآید تا مرا از ملامت رقیبان و منکران عشق رها سازد.

خاک ره آن یار سفر کرده بیارید
تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت

خاک راهی را که معشوق زیبا به هنگام سفر بر آن قدم گذاشته است بیاورید که در چشم خویش جای دهم تا همچون توتیا مایه روشنی چشم گردد.

فریاد که از شش جهتم راه ببستند
آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت

فریاد و فغان از خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت یار که از شش طرف راه گریز را بر من بسته است.

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

امروز که در دست توام مرحمتی کن
فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت

امروز که در اختیار تو هستم به من لطف و مهربانی کن فردا که مردم و به خاک تبدیل شدم چه فایده که برایم اشک پشیمانی بریزی و در حسرت دوری از من بی تابی کنی؟

ای آن که به تقریر و بیان دم زنی از عشق
ما با تو نداریم سخن خیر و سلامت

ای کسی که ادعای عشق می کنی و از آن سخن می گویی بدان که عشق به شرح و بیان در نمی آید. یعنی عشق حال است و قال نیست. پس دیگر ما با تو سخنی نداریم. برو به سلامت.

تقریر: سخن و گفتار

بیان: شرح و تفصیل

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

درویش مکن ناله ز شمشیر احبا
کاین طایفه از کشته ستانند غرامت

ای درویش از زخم جفای معشوقان ناله و زاری نکن زیرا این قوم حتی از کشته شدگان جفای خویش نیز غرامت می گیرند.

در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی
بر می‌شکند گوشه محراب امامت

خرقه زهد و ریایی را آتش بزن و به خرابات بیا که ابروی کمانی یار و کرشمه های او گوشه محراب عبادت را می شکند و از رونق می اندازد.

حاشا که من از جور و جفای تو بنالم
بیداد لطیفان همه لطف است و کرامت

دور باد از من که از جور و ستم تو ای معشوق شکوه کنم و ناله سر دهم چرا که ظلم و بیداد معشوقان نسبت به عاشق همه لطف و بخشش است.

حاشا: دور باد، هرگز

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ
پیوسته شد این سلسله تا روز قیامت

گفتگو درباره گیسوی زیبای تو را حافظ کوتاه نمی کند زیرا سلسله عاشقان عشق تو بی پایان است و تا ابد این سلسله و ماجرای آن ادامه دارد.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا