دوشنبه/ 3 آبان / 1400

غزل 82 حافظ (آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت) به همراه شرح

شرح غزل 82 حافظ / آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت

آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت

تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چه‌ها رفت

بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت

دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت

از پای فتادیم چو آمد غم هجران
در درد بمردیم چو از دست دوا رفت

دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت

احرام چه بندیم چو آن قبله نه این جاست
در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت

دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید
هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت

ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه
زان پیش که گویند که از دار فنا رفت

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 82 حافظ / آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
شرح غزل 82 حافظ / آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت

شرح غزل 82 حافظ (غزل آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت)

آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت

آن معشوق زیباروی که دیشب از کنار ما رفت و ما را ترک کرد مگر چه خطا و اشتباهی از جانب ما مشاهده کرد که به خطا رفت و ما را رها کرد؟

ترک: در ادبیات فارسی نماد معشوق زیبا و غارتگر

تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چه‌ها رفت

از زمانی که یار زیبا از مقابل دیدگانم دور شد و رفت، هیچ کس آگاه نیست که از چشم ما چه رفته است و چه اشک ها ریخته است.

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت

دود آهی که دیشب از سوز و گداز جگر بر سر ما آمد و ما را سوزاند حتی از آتش به شمع هم نرسید.

دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت

دور از جان تو و یا بر اثر دوری از رخ زیبای تو لحظه به لحظه از گوشه چشمم سیل اشک جاری بود و بلاهای گوناگون بر سرم آمد.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

از پای فتادیم چو آمد غم هجران
در درد بمردیم چو از دست دوا رفت

وقتی غم دوری تو آمد ما را ضعیف و ناتوان کرد و زمانی که درمان دردمان از دست رفت در درد مردیم و هلاک شدیم.

دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت

دل به من گفت که با دعا می توان به وصال یار رسید. یک عمر را به دعا صرف کردم ولی به این آرزو نرسیدم.

احرام چه بندیم چو آن قبله نه این جاست
در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت

وقتی یار که قبله حاجات ما است، در اینجا نیست، چگونه می توان احرام بست و به طواف کوی یار رفت؟ و هنگامی که صفا در مزوه نیست چرا بیهوده سعی کنیم و رنج دیدار از معشوق را بر خود هموار سازیم؟

احرام بستن: ایهام دارد: 1.پوشیدن جامه احرام برای حج 2.قصد و آهنگ کردن

قبله: ایهام دارد: 1.محلی که در نماز خواندن به آن روی کنند. 2.استعاره از معشوق و کوی او

دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید
هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت

دیروز طبیب با کمال حسرت گفت: ای عاشق افسوس که درد تو درمان ندارد و علاج آن را حتی در کتاب قانون و شفا نیز نمی توان یافت.

قانون شفا: ایهام دارد: 1.روش و قاعده ای که مربوط به شفای بیماران است. 2.نام دو کتاب از ابن سینا

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه
زان پیش که گویند که از دار فنا رفت

ای یار قبل از آنکه به تو بگویند که حافظ از دار دنیا رفته است برای احوالپرسی او قدمی بردار و از او دلجویی کن.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا