شنبه/ 9 بهمن / 1400

شرح غزل 308 حافظ / ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل

شرح غزل 308 حافظ / ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل

در این مطلب به غزل 308 حافظ با مطلع ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر آن پرداخته ایم.

غزل 308 حافظ (ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل) به همراه شرح

شرح غزل 308 حافظ / ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل

ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل
سلسبیلت کرده جان و دل سبیل

سبزپوشان خطت بر گرد لب
همچو مورانند گرد سلسبیل

ناوک چشم تو در هر گوشه‌ ای
همچو من افتاده دارد صد قتیل

یا رب این آتش که در جان من است
سرد کن زان سان که کردی بر خلیل

من نمی‌ یابم مجال ای دوستان
گر چه دارد او جمالی بس جمیل

پای ما لنگ است و منزل بس دراز
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل

حافظ از سرپنجه عشق نگار
همچو مور افتاده شد در پای پیل

شاه عالم را بقا و عز و ناز
باد و هر چیزی که باشد زین قبیل

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 308 حافظ / ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل
شرح غزل 308 حافظ / ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل

شرح غزل 308 حافظ (شرح غزل ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل)

ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل
سلسبیلت کرده جان و دل سبیل

ای کسی که چهره زیبا و دلفریب تو چون بهشت و لب لعل گون تو مانند سلسبیل بهشتی حیات بخش است، لب سلسبیل نوشین تو، دل و جان عاشقان را به خود وقف کرده است.

لعل: استعاره از لب معشوق

سلسبیل: نام چشمه ای در بهشت

سبیل: راه

سبیل کردن: رایگان کردن

سبزپوشان خطت بر گرد لب
همچو مورانند گرد سلسبیل

خط موهای پشت لب تو چون مورچگانی هستند که در اطراف چشمه سلسبیل جمع شده اند.

سبزپوشان: کنایه از فرشتگان

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

ناوک چشم تو در هر گوشه‌ ای
همچو من افتاده دارد صد قتیل

ای یار تیر مژگان چشم تو در هر گوشه ای صد کشته مانند من افتاده بر زمین دارد.

ناوک: تیر کوچک

قتیل: کشته

یا رب این آتش که در جان من است
سرد کن زان سان که کردی بر خلیل

خدایا همان گونه که آتش را بر ابراهیم خلیل سرد کردی، این آتش عشقی را که در جانم افتاده است، سرد کن.

من نمی‌ یابم مجال ای دوستان
گر چه دارد او جمالی بس جمیل

ای دوستان اگرچه یار جمال بسیار زیبا و دل فریب دارد ولی من مجال بهره مندی از آن چهره زیبا را ندارم.

جمال: چهره، صورت

جمیل: زیبا

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

پای ما لنگ است و منزل بس دراز
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل

پای ما برای رسیدن به سر منزل مقصود لنگ و ناتوان است و دست ما کوتاه است و خرما بر بالای درخت نخل قرار دارد.

منزل: مقصد

نخیل: درخت خرما

حافظ از سرپنجه عشق نگار
همچو مور افتاده شد در پای پیل

حافظ از قدرت و نیروی عشق معشوق زیبا مانند مورچه ای است که در پای فیل افتاده باشد.

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

شاه عالم را بقا و عز و ناز
باد و هر چیزی که باشد زین قبیل

برای شاه عالم بقای عمر و بزرگی و نعمت و شادمانی و هر چیزی از این قبیل پیوسته برقرار باشد.

شاه عالم: استعاره از شاه شجاع

عز: بزرگی

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه و شاخ نبات حافظ نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

siha
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x
()
x