شنبه/ 27 شهریور / 1400

غزل 15 حافظ (ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت) به همراه شرح

شرح غزل 15 حافظ / ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت

ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت
و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت

خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز
کاغوش که شد منزل آسایش و خوابت

درویش نمی‌ پرسی و ترسم که نباشد
اندیشه آمرزش و پروای ثوابت

راه دل عشاق زد آن چشم خماری
پیداست از این شیوه که مست است شرابت

تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت
تا باز چه اندیشه کند رای صوابت

هر ناله و فریاد که کردم نشنیدی
پیداست نگارا که بلند است جنابت

دور است سر آب از این بادیه هش دار
تا غول بیابان نفریبد به سرابت

تا در ره پیری به چه آیین روی ای دل
باری به غلط صرف شد ایام شبابت

ای قصر دل افروز که منزلگه انسی
یا رب مکناد آفت ایام خرابت

حافظ نه غلامیست که از خواجه گریزد
صلحی کن و بازآ که خرابم ز عتابت

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 15 حافظ / ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت
ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت

شرح غزل 15 حافظ (غزل ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت)

ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت
و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت

ای زیبارویان بهشتی چه کسی نقاب از چهره ات بر می دارد و به وصال تو می رسد و ای مرغ بهشتی چه کسی به تو آب و دانه می دهد و تو را می پروراند؟

مرغ بهشتی: پرنده بهشتی، استعاره از معشوق زیبا

خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز
کاغوش که شد منزل آسایش و خوابت

در این فکر اندوه بار که آغوش چه کسی جایگاه خواب و آرامش توست، آتش به جانم می زند و بی خوابم می کند.

بی خواب شدن: کنایه از مضطرب و بیقرار شدن.

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

درویش نمی‌ پرسی و ترسم که نباشد
اندیشه آمرزش و پروای ثوابت

حال درویش و عاشقان خود را نمی پرسی و از او دلجویی نمی کنی و از آن می ترسم که توجهی به ثواب و آمرزش اخروی نداشته باشی.

درویش: در اینجا ممکن است استعاره از خود شاعر باشد.

پرسیدن: دلجویی کردن

پروا: توجه، اعتنا

راه دل عشاق زد آن چشم خماری
پیداست از این شیوه که مست است شرابت

آن چشم خمار و زیبای تو دل های عاشقان را غارت کرد و این شیوه و ناز نشان می دهد که نه تنها شراب نگاهت سکرآور است بلکه خود عین مستی است.

راه زدن: غارت کردن

راه دل کسی را زدن: کنایه از عاشق و بیقرار کردن.

شیوه: ایهام دارد: 1. راه و روش 2. کرشمه و ناز

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت
تا باز چه اندیشه کند رای صوابت

تیری که با ناز و غمزه به قصد کشتن دلم رها کردی به خطا رفت تا بار دیگر اندیشه درست تو چه تدبیری برای صید دل ما بکند.

هر ناله و فریاد که کردم نشنیدی
پیداست نگارا که بلند است جنابت

ای معشوق زیبا هرقدر ناله و فریاد کردم نشنیدی. پیداست که مقام و منزلت تو بسیار بلند و رفیع است.

نگار: معشوق، یار زیباروی

جناب: آستان

دور است سر آب از این بادیه هش دار
تا غول بیابان نفریبد به سرابت

سرچشمه حقیقت از این بادیه بسیار دور است مراقب باش که رهزنان تو را به سرابی فریب ندهند.

سر آب: سرچشمه

تا در ره پیری به چه آیین روی ای دل
باری به غلط صرف شد ایام شبابت

ای دل روزگار جوانی را به نادرستی سپری کردی، ببینیم که دوران پیری را چگونه طی خواهد کرد.

آیین: شیوه و روش

باری: به هر حال

صرف شدن: سپری شدن

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

ای قصر دل افروز که منزلگه انسی
یا رب مکناد آفت ایام خرابت

ای کاخ دل افروز که جایگاه انس و محبتی از خدا می خواهم که آسیب روزگار هرگز ویران و نابودت نکند.

حافظ نه غلامیست که از خواجه گریزد
صلحی کن و بازآ که خرابم ز عتابت

حافظ غلامی نیست که از سرور و آقای خویش روی برتابد و او را ترک گوید. لطفی کن و به سوی من بازگرد که از عتاب و سرزنش تو تباه و آشفته ام.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا