یکشنبه/ 26 سپتامبر / 2021

غزل 12 حافظ (ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما) به همراه شرح

شرح غزل 12 حافظ / ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما

ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
آب روی خوبی از چاه زنخدان شما

عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده
بازگردد یا برآید چیست فرمان شما

کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت
به که نفروشند مستوری به مستان شما

بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر
زان که زد بر دیده آبی روی رخشان شما

با صبا همراه بفرست از رخت گلدسته‌ای
بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما

عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جم
گر چه جام ما نشد پر می به دوران شما

دل خرابی می‌کند دلدار را آگه کنید
زینهار ای دوستان جان من و جان شما

کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند
خاطر مجموع ما زلف پریشان شما

دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری
کاندر این ره کشته بسیارند قربان شما

ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو
کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما

گر چه دوریم از بساط قرب همت دور نیست
بنده شاه شماییم و ثناخوان شما

ای شهنشاه بلند اختر خدا را همتی
تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما

می‌کند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو
روزی ما باد لعل شکرافشان شما

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 12 حافظ / ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما

شرح غزل 12 حافظ (غزل ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما)

ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
آب روی خوبی از چاه زنخدان شما

ای معشوقی که ماه زیبا تابش خود را از چهره درخشان تو می گیرد و حسن و نیکویی آب و رنگ خود را از چاه زنخدان تو به دست می آورد.

فروغ: پرتو و روشنایی

عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده
بازگردد یا برآید چیست فرمان شما

جان از انتظار تو به لب رسیده است و آهنگ امدن نزد تو را دارد. فرمان چیست جان به تن بازگردد یا بیرون آید؟

کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت
به که نفروشند مستوری به مستان شما

تا چشم مست تو دلربایی می کند هیچ کس از عافیت بهره ای نخواهد برد پس بهتر است زاهدان ریایی در مقابل چشم مست تو زهد و تقوا نفروشند.

نرگس: استعاره از چشم معشوق است که غالبا آن را خمار یا بیمار وصف کرده اند.

طرف بستن: سود جستن

بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر
زان که زد بر دیده آبی روی رخشان شما

معمولا برای بیدار کردن آب بر چهره می زنند؛ به همین دلیل حافظ صورت زیبای معشوق را هم چون چشمه با طراوتی می داند که از آن آب بر چهره می زند و به این ترتیب بخت خفته خویش را بیدار می سازد.

بخت: دولت، اقبال

مگر: حتما

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

با صبا همراه بفرست از رخت گلدسته‌ای
بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما

ای یار از چهره زیبایت گل دسته ای همراه باد صبا به سویم روانه کن. باشد که ما نیز از خاک گلستان تو بویی بشنویم و جانی تازه کنیم.

عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جم
گر چه جام ما نشد پر می به دوران شما

ای ساقیان یزم شاه هرچند جام شراب ما از باده شما پر نشد ولی عمرتان طولانی و آرزویتان به کام باد.

عمرتان باد و مراد: زندگیتان دراز و آرزویتان برآورده

دوران: ایهام دارد: گردش جام باده در مجلس شراب / ایام و روزگار

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

دل خرابی می‌کند دلدار را آگه کنید
زینهار ای دوستان جان من و جان شما

به معشوق که اختیار دل مرا دارد خبر دهید که دل بی قرار و بی تاب است. ای یاران جان مرا چون جان خویش بدانید و عزیز بدارید.

خرابی کردن دل: کنایه از بی قراری و بدمستی کردن دل

کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند
خاطر مجموع ما زلف پریشان شما

یا رب این غرض هرگز حاصل نخواهد شد که دل مجموع و آسوده ما با زلف پریشان معشوق هم آهنگ و سازگار شود.

دست دادن: میسر شدن، حاصل شدن

هم دستان شدن: هم آهنگ و سازگار شدن

خاطر مجموع: فکر و خیال راحت

دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری
کاندر این ره کشته بسیارند قربان شما

وقتی که از کنار ما می گذری دامنت را از خاک و خون جمع کن تا آلوده نشود زیرا کشتگان تو در این راه بسیارند.

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو
کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما

ای صبا به شهر یزد بگذر و به ساکنانش بگو که سر حق ناشناسان هم چون گوی در خم چوگان شما باد؛ یعنی خدا کسانی را که حق نعمت تو را به جا نمی آورند، نابود کند.

گر چه دوریم از بساط قرب همت دور نیست
بنده شاه شماییم و ثناخوان شما

اگرچه از دربار شاه محروم هستیم ولی توجه دل به سوی شما است. بنده و غلام شاه و دعاگوی شما هستیم.

ای شهنشاه بلند اختر خدا را همتی
تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما

ای پادشاه بلنداختر به خاطر خدا لطفی کن تا همچون ستاره آسمانی خاک ایوان شما را ببوسم.

بلنداختر: خوشبخت

خدا را: به خاطر خدا

می‌کند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو
روزی ما باد لعل شکرافشان شما

حافظ رندانه برای خود دعا می کند نه برای معشوق و از او می خوهد که آمین بگوید تا لب شیرین او نصیب حافظ شود.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا