شنبه/ 24 مهر / 1400

غزل 66 حافظ (بنال بلبل اگر با منت سر یاریست) به همراه شرح

شرح غزل 66 حافظ / بنال بلبل اگر با منت سر یاریست

بنال بلبل اگر با منت سر یاریست
که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست

در آن زمین که نسیمی وزد ز طره دوست
چه جای دم زدن نافه‌های تاتاریست

بیار باده که رنگین کنیم جامه زرق
که مست جام غروریم و نام هشیاریست

خیال زلف تو پختن نه کار هر خامیست
که زیر سلسله رفتن طریق عیاریست

لطیفه‌ایست نهانی که عشق از او خیزد
که نام آن نه لب لعل و خط زنگاریست

جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال
هزار نکته در این کار و بار دلداریست

قلندران حقیقت به نیم جو نخرند
قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست

بر آستان تو مشکل توان رسید آری
عروج بر فلک سروری به دشواریست

سحر کرشمه چشمت به خواب می‌دیدم
زهی مراتب خوابی که به ز بیداریست

دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ
که رستگاری جاوید در کم آزاریست

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 66 حافظ / بنال بلبل اگر با منت سر یاریست
شرح غزل 66 حافظ / بنال بلبل اگر با منت سر یاریست

شرح غزل 66 حافظ (غزل بنال بلبل اگر با منت سر یاریست)

بنال بلبل اگر با منت سر یاریست
که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست

ای بلبل عاشق اگر در اندیشه کمک و یاری به من هستی، پس همراه با من ناله و زاری کن زیرا ما هر دو عاشق زار و ناتوانیم و کار عاشقان زار ناله کردن است.

در آن زمین که نسیمی وزد ز طره دوست
چه جای دم زدن نافه‌های تاتاریست

در سرزمینی که نسیم بوی خوش گیسوی یار را پراکنده می سازد و همه جا را عطرآگین می کند، دیگر جایی برای عطرافشانی نافه های تاتاری نیست. به عبارت دیگر زلف یار آن چنان معطر و خوشبو است که اجازه لاف زدن حتی به نافه های تاتاری را نیز نمی دهد.

بیار باده که رنگین کنیم جامه زرق
که مست جام غروریم و نام هشیاریست

ای ساقی شراب بیاور و بنوشان تا به می خرقه مکر و ریا را بشوییم و رنگین کنیم که ما از باده غرور و تکبر سرمستیم و به اشتباه نام آن ها را هوشیاری نهاده ایم.

زرق: نفاق، مکر

جامه زرق: لباس تزویر و ریا

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

خیال زلف تو پختن نه کار هر خامیست
که زیر سلسله رفتن طریق عیاریست

خیال گیسوی زنجیر مانند یار را در سر داشتن و در اندیشه وصال بودن کار هر بی تجربه راه نرفته نیست، زیرا زیر بند و زنجیر بلا رفتن و راه عاشقی را پیمودن تنها شیوه جوانمردان رنج دیده و کارآموز است.

خیال پختن: کنایه از طمع و توقع داشتن، آرزوی دور و دراز در سر پروراندن

خام: ناپخته، در عرفان کنایه از کسانی است که در آغاز سلوک هستند و قدم به وادی عشق نگذاشته اند.

لطیفه‌ایست نهانی که عشق از او خیزد
که نام آن نه لب لعل و خط زنگاریست

آنچه عشق از آن متاثر است و نمایان می شود نکته ظریف و حالت معنوی است که با اسباب حسن ظاهری و صوری مانند لب لعل و خط زنگاری ارتباطی ندارد. یعنی زیبایی و جمال ظاهری نقشی در ایجاد عشق و کمال روحانی ندارد بلکه برگرفته از آن لطیفه باطنی و درونی است.

لطیفه: نکته باریک

دکتر دینانی می گوید:
«پرسش این است که سرمنشا عشق چیست؟ عشق از کجا پیدا می شود؟ در ظاهر امر عاشق وقتی به معشوق خود نگاه می کند، لعل می بیند و خط زنگاری: چشم زیبا، ابروی کمانی و رخ زیبا. این مساله بهانه عشق است و در پرسش از معشوق چه می خواهی؟ بر زبان عاشق می آید، اما حقیقت این است که هیچ یک از این امور منشا عشق نیست. چه بسا زیباترین صورت ها عشقی را برنیانگیزد اما در مقابل موجود سیاه سوخته ای مانند لیلی فردی را مجنون کند.»

جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال
هزار نکته در این کار و بار دلداریست

زیبایی و حسن آدمی به چشم و زلف و چهره و خال نیست، بلکه در راه و رسم عاشقی و دلداری هزاران نکته باریک تر از مو وجود دارد که به بیان نمی آید.

شخص: انسان

عارض: صورت و چهره

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

قلندران حقیقت به نیم جو نخرند
قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست

درویشان راستین برای قبای اطلس انسان هایی که از فضل و هنر بویی نبرده اند به قدر نیم جو ارزش قایل نیستند.

قلندر: درویش و لاابالی شوریده حال

بر آستان تو مشکل توان رسید آری
عروج بر فلک سروری به دشواریست

ای معشوق به درگاه تو مشکل می توان دست یافت و به وصال رسید. آری عروج بر بلندای آسمان بزرگی و عظمت به دشواری است.

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

سحر کرشمه چشمت به خواب می‌دیدم
زهی مراتب خوابی که به ز بیداریست

سحرگاه غمزه چشم مستت را به خواب دیدم که با من عشوه گری می کرد و خوشا مرحله های آن خوابی که از بیداری بهتر است.

دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ
که رستگاری جاوید در کم آزاریست

ای حافظ دل یار را با ناله و زاری خود آزرده خاطر نکن و دیگر سخن نگو و غزل را به پایان برسان زیرا فلاح و رستگاری همیشگی در بی آزاری است.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا