مجله اینترنتی تحلیلک

جمعه/ 4 خرداد / 1403
Search
Close this search box.
شرح غزل 331 حافظ / به تیغم گر کشد دستش نگیرم

شرح غزل ۳۳۱ حافظ / به تیغم گر کشد دستش نگیرم

در این مطلب به غزل 331 حافظ با مطلع به تیغم گر کشد دستش نگیرم پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر آن پرداخته ایم.

غزل ۳۳۱ حافظ (به تیغم گر کشد دستش نگیرم) به همراه شرح

شرح غزل ۳۳۱ حافظ / به تیغم گر کشد دستش نگیرم

به تیغم گر کشد دستش نگیرم
وگر تیرم زند منت پذیرم

کمان ابرویت را گو بزن تیر
که پیش دست و بازویت بمیرم

غم گیتی گر از پایم درآرد
بجز ساغر که باشد دستگیرم

برآی ای آفتاب صبح امید
که در دست شب هجران اسیرم

به فریادم رس ای پیر خرابات
به یک جرعه جوانم کن که پیرم

به گیسوی تو خوردم دوش سوگند
که من از پای تو سر بر نگیرم

بسوز این خرقه تقوا تو حافظ
که گر آتش شوم در وی نگیرم

 

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

 

شرح غزل 331 حافظ / به تیغم گر کشد دستش نگیرم
شرح غزل ۳۳۱ حافظ / به تیغم گر کشد دستش نگیرم

شرح غزل ۳۳۱ حافظ (شرح غزل به تیغم گر کشد دستش نگیرم)

 

به تیغم گر کشد دستش نگیرم
وگر تیرم زند منت پذیرم

اگر معشوق من را با شمشیر بکشد، مانعش نمی شوم و اگر مرا با تیر بزند، سپاسگزار او خواهم بود.

کمان ابرویت را گو بزن تیر
که پیش دست و بازویت بمیرم

به کمان ابرویت بگو که به سوی من تیر پرتاب کند تا پیش دست و بازوی تو جان دهم.

 

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

 

 

غم گیتی گر از پایم درآرد
بجز ساغر که باشد دستگیرم

اگر غم دنیا مرا از پا درآورد و نابودم کند، به جز جام شراب چه کسی می تواند مرا یاری دهد و از غم رها سازد؟

برآی ای آفتاب صبح امید
که در دست شب هجران اسیرم

ای آفتاب صبح امید طلوع کن و من را که در دست شب اسیرم، نجات بده.

برآمدن: طلوع کردن

 

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

 

 

به فریادم رس ای پیر خرابات
به یک جرعه جوانم کن که پیرم

ای پیر میکده به فریادم برس و با جرعه ای شراب جوانم کن که پیر و فرسوده شده ام.

به گیسوی تو خوردم دوش سوگند
که من از پای تو سر بر نگیرم

دیشب به گیسوی تو سوگند خوردم که هرگز سرم را از زیر پای تو برندارم.

 

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

 

 

بسوز این خرقه تقوا تو حافظ
که گر آتش شوم در وی نگیرم

ای حافظ خرقه ریایی تقوا را بسوزان و نابود کن که اگر سراسر آتش و سوز شوم، باز نمی توانم آن را شعله ور سازم و در آن اثر کنم. یعنی این خرقه ریایی آن چنان سرد و بی روح است که آتش سوزان وجود من در آن تاثیری ندارد.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه و شاخ نبات حافظ نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

تعبیر فال شرح غزل ۳۳۱ حافظ / به تیغم گر کشد دستش نگیرم

دلت را به دریا زده‌ای و بدون فکر خود را به دست تقدیر سپرده‌ای. بهتر است بیشتر از این‌ها دقت کنی و با تدبیر و اندیشه به کارهای خود بپردازی. بی‌محابا درون کاری رفتن می‌تواند ندامت و پشیمانی تو را به همراه داشته باشد. از بزرگان و افراد خیراندیش مشورت و یاری بخواه، آنها می‌توانند به تو کمک کنند تا زمان از دست رفته را جبران کنی. از ریاکاری و زهدفروشی دوری نما که باعث خشم و غضب الهی است.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

شعر اتفاقی شما

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x