جمعه/ 30 مهر / 1400

درباره تعزیه در ایران

تاریخچه و بررسی تعزیه در ایران

شبیه گردانی یا شبیه خوانی یا تعزیه نمایشی بوده است در اصل بر پایه قصه ها و روایات مربوط به زندگی و مصائب خاندان پیامبر اسلام و خصوصا وقایع و فجایعی که در محرم سال 61 هجری در کربلا برای امام حسین و خاندانش پیش آمد.

موضوع

موضوع اصلی تعزیه ها تقریبا موارد زیر بوده است:

  1. فرود آمدن جبرئیل برای آگاه کردن پیغمبر از اینکه نوه هایش حسن و حسین توسط دشمنان دین به شهادت می رسند و سپس رحلت پیغمبر و شهادت حضرت فاطمه و شهادت حضرت علی و زهر خورانیدن به امام حسن و شهادت او.
  2. مردم کوفه امام حسین را پنهانی برای به دست گرفتن خلافت به کوفه دعوت می کنند. مسلم از طرف امام به کوفه می رود تا حرکت امام را خبر بدهد اما دستیاران خلیفه غاصب که یزید باشد دو طفل او و سپس خودش را به شهادت می رسانند. امام با خانواده اش و سپاهی از مریدان از مکه به سوی کوفه می رود. از طرف یزید هم حر با گروهی اندک و سپس شمر و ابن سعد با سپاهی بسیار برای جلوگیری از امام می آیند. محل برخورد صحرای کربلاست و ادامه واقعه تا جایی که افراد قبیله بنی اسد جسد ها را به خاک می سپارند.

اما تعزیه خیلی زود گسترش پیدا کرد و همه جنبه های داستانی و تفننی فرهنگ توده را شامل شد.

در جلد سوم کتاب ارزشمند تاریخ ادبیات ایران نوشته ادوارد براون آمده است:

«در تاریخ ابن کثیر شامی آورده است که معزالدوله احمدبن بویه در بغداد در دهه اول محرم امر کرد تمامی بازارهای بغداد را بسته سیاه عزا پوشیدند و به تعزیه سیدالشهدا پرداختند. چون این قاعده در بغداد رسم نبود لهذا علما اهل سنت آنرا بدعتی بزرگ دانستند و چون بر معزالدوله دستی نداشتند چاره جز تسلیم نتوانستند. بعد از آن هر ساله تا انقراض دولت دیالمه شیعیان در ده روز اول محرم در جمیع بلاد رسم تعزیه به جا می آوردند و در بغداد تا اوایل دولت سلجوقی برقرار بود.»

به هر حال معزالدوله سوگواری برای خاندان رسول را عمومی کرد و طی هفت قرن مرحله به مرحله شکل نمایش تعزیه یا شبیه خوانی از آن خارج شد.

چگونگی این تحول را به صورت تقریبا دقیقی می توان از یادداشت ها و سفرنامه های سیاحان اروپایی استخراج کرد. این یادداشت ها مسیر پیدایش و تکامل تعزیه را چنین نشان می دهد:

ابتدا تنها دسته هایی بوده اند که به کندی از برابر تماشاییان می گذشته اند و با سینه زدن و زنجیر زدن و کوبیدن سنج و نظایر آن و حمل نشانه ها و علم هایی که بی شباهت به افزارهای جنگی نبود و نیز هم آوازی و همسرایی در خواندن نوحه ماجرای کربلا را به مردم یادآوری می کردند. در مرحله بعدی آوازهای دسته جمعی کمتر شد و نشانه ها بیشتر و یکی دو واقعه خوان ماجرای کربلا را برای تماشاگران نقل می کردند و سنج و طبل و نوحه آنها را همراهی می کرده است.

چندی بعد به جای نقالان شبیه چند تن از شهدا را به مردم نشان می دادند که با شبیه سازی و لباس های نزدیک به واقعیت می آمدند و مصائب خود را شرح می دادند. مرحله بعدی گفت و شنید شبیه ها بود باهم و بعد پیدایش بازیگران.

شاید در آخرین نیم قرن دوره صفویه تعزیه تحول نهایی خود را طی کرد و به آن شکلی که می شناسیم در آمد.

کمی بعدتر در ابتدای دوره قاجاریه تعزیه به دلیل حمایت شاهان و نیز طبقه جدید مرفه بازرگان و سیاسی دامنه دار تر شد. این پشتیبانی تنها یک حمایت خالص از نمایش نبود بلکه نیز وسیله ای برای به دست آوردن وجاهت ملی بود. زیرا بسیاری هم بودند که در اثر تفسیرهای مخالف علما از حمایت تعزیه روی گرداندند و به ساختمان مسجد و محراب پرداختند. باری از این پس هم در میدان ها و گورستان ها نمایش می دادند و هم در نمایشخانه های موقت که نام تکیه یا حسینیه داشتند.

تاریخچه و بررسی تعزیه در ایران

تعزیه زنانه

و در پایان این مقاله به ذکر تعزیه زنانه می پردازیم.

تعزیه زنانه در منزل قمرالسلطنه دختر فتحعلی شاه و در دنباله مجلس های روضه خوانی زنانه پیدا شد و هر ساله در تمام عصرهای ده روز اول محرم برقرار بود.

می دانیم که به واسطه مانع های مذهبی در نمایش ها نقش های زنان را هم مردان بازی می کردند و زنان به هر حال راهی به نمایش نداشتند. پس سرانجام ذوق نمایشگریشان به این ترتیب بروز کرد؛ اجرای تعزیه هایی که بازیگران و تماشاگرانش همه منحصرا زن باشند عکس العملی بود در برابر عرف و مانع و به دست آوردن عمل حقی بود که از ایشان گرفته شده بود.

 

 

در این نوشته به کتاب نمایش در ایران نوشته بهرام بیضایی توجه شده است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا