دوشنبه/ 3 آبان / 1400

غزل 97 حافظ (تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج) به همراه شرح

شرح غزل 97 حافظ / تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج

تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
سزد اگر همه دلبران دهندت باج

دو چشم شوخ تو برهم زده خطا و حبش
به چین زلف تو ماچین و هند داده خراج

بیاض روی تو روشن چو عارض رخ روز
سواد زلف سیاه تو هست ظلمت داج

دهان شهد تو داده رواج آب خضر
لب چو قند تو برد از نبات مصر رواج

از این مرض به حقیقت شفا نخواهم یافت
که از تو درد دل ای جان نمی‌رسد به علاج

چرا همی‌شکنی جان من ز سنگ دلی
دل ضعیف که باشد به نازکی چو زجاج

لب تو خضر و دهان تو آب حیوان است
قد تو سرو و میان موی و بر به هیئت عاج

فتاد در دل حافظ هوای چون تو شهی
کمینه ذره خاک در تو بودی کاج

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 97 حافظ / تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
شرح غزل 97 حافظ / تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج

شرح غزل 97 حافظ (غزل تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج)

تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
سزد اگر همه دلبران دهندت باج

تو آن کسی هستی که بر سر همه زیبارویان کشور چون تاج می درخشی و از آنها بالاتری و اگر همه معشوقان به تو خراج دهند، شایسته است.

سزد: سزاوار است

باج: خراج

دو چشم شوخ تو برهم زده خطا و حبش
به چین زلف تو ماچین و هند داده خراج

ای معشوق دو چشم گستاخ و افسونگر تو سرزمین خطا و حبش را که در شرق و غرب عالم است، بر هم زده است و نیز چین و هند به گیسوی معطر و سیاه زیبای تو باج می دهند.

شوخ: گستاخ، بی شرم

خطا: نام سرزمینی در ترکستان و چین شمالی که به داشتن زیبارویان معروف بوده است.

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

بیاض روی تو روشن چو عارض رخ روز
سواد زلف سیاه تو هست ظلمت داج

سفیدی چهره زیبا و تابان تو همچون روز است و سیاهی گیسوی تو در نهایت تاریکی و ظلمت است. یعنی ای معشوق رخسار و زلف تو در غایت درخشندگی و سیاهی است.

بیاض: سفیدی

عارض: چهره

سواد: سیاهی

داج: تاریکی شب

دهان شهد تو داده رواج آب خضر
لب چو قند تو برد از نبات مصر رواج

دهان شیرین تو به آب خضر رونق و رواج داده و لب قند مانند تو رونق و اعتبار نبات مصر را برده است.

از این مرض به حقیقت شفا نخواهم یافت
که از تو درد دل ای جان نمی‌رسد به علاج

ای معشوق به راستی از این بیماری عشق درمان نخواهم یافت زیرا درد دلی که از تو می رسد هرگز درمان و علاج ندارد و من در این عشق خواهم مرد.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

چرا همی‌شکنی جان من ز سنگ دلی
دل ضعیف که باشد به نازکی چو زجاج

ای جان من این دل ضعیف و ناتوان مرا که از نازکی و ظریفی همچون شیشه است چرا با بی رحمی و سنگدلی می شکنی؟

لب تو خضر و دهان تو آب حیوان است
قد تو سرو و میان موی و بر به هیئت عاج

لبت که بر گرد آن خط سبز رسته است چون خضر و دهان شیرین و زندگی بخشت چون آب حیات و قامت بالنده ات چون سرو و کمر باریکت چون موی و سینه سفیدت چون عاج است.

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

فتاد در دل حافظ هوای چون تو شهی
کمینه ذره خاک در تو بودی کاج

ای یار عشق و آرزوی وصال تو که پادشاه کشور حسنی در دل حافظ افتاده و ای کاش کمترین ذره خاک درگاه تو می بود تا به پای تو بوسه زند.

کمینه: کمترین

کاج: کاشکی، کاش

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا