مجله اینترنتی تحلیلک

جمعه/ 1 تیر / 1403
Search
Close this search box.

شرح غزل ۱۲۶ حافظ / جان بی جمال جانان میل جهان ندارد

در این مطلب به غزل 126 حافظ با مطلع جان بی جمال جانان میل جهان ندارد پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر آن پرداخته ایم.

غزل ۱۲۶ حافظ (جان بی جمال جانان میل جهان ندارد) به همراه شرح

شرح غزل ۱۲۶ حافظ / جان بی جمال جانان میل جهان ندارد

جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد

با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدم
یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد

هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است
دردا که این معما شرح و بیان ندارد

سرمنزل فراغت نتوان ز دست دادن
ای ساروان فروکش کاین ره کران ندارد

چنگ خمیده قامت می‌خواندت به عشرت
بشنو که پند پیران هیچت زیان ندارد

ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز
مست است و در حق او کس این گمان ندارد

احوال گنج قارون کایام داد بر باد
در گوش دل فروخوان تا زر نهان ندارد

گر خود رقیب شمع است اسرار از او بپوشان
کان شوخ سربریده بند زبان ندارد

کس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ
زیرا که چون تو شاهی کس در جهان ندارد

غزل شماره ۱۲۶ پوستر

شرح غزل ۱۲۶ حافظ (شرح غزل جان بی جمال جانان میل جهان ندارد)

جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد

جان بدون جلوه و زیبایی معشوق هیچ تمایلی به زندگی در این دنیای مادی ندارد و هر کس که از مشاهده حسن و جمال یار بی بهره است، به راستی جان در بدن ندارد.

با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدم
یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد

اثر و نشانی از آن معشوق در نزد هیچ کس ندیدم. یا به من خبری نرسیده است و از او بی خبر مانده ام یا او بی نشان است. به عبارت دیگر هیچ وجه مشترکی بین معشوق ازل و دیگران نیست.

دکتر دینانی می گوید:

«فضای این بیت بسیار عجیب است. حافظ می گوید موجودی که در مقام معشوق من است و دل ها را می برد و همه دل ها در قبضه اوست، به گونه ای است که در این عالم هیچ کس نمی تواند او را نشان دهد. حافظ به مقام ذات به اصطلاح فلسفی اشاره دارد. تنها مقام ذات است که هیچ کس از آن خبر ندارد.

حافظ به درستی هیچ نشانه ای از آن دلستان ندیده است. بلافاصله می گوید یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد. اگر مردم هم خبر داشته باشند، ذات آشکار نیست و در ممکم غیب قابل خبر گرفتن نیست.»

هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است
دردا که این معما شرح و بیان ندارد

در راه پر پیچ و خم و رازآلود عشق هر قطره کوچکی مانند صد دریای آتش خوف انگیز و هراسناک است. افسوس که راز عشق را نمی توان توصیف کرد و بیان نمود.

سرمنزل فراغت نتوان ز دست دادن
ای ساروان فروکش کاین ره کران ندارد

ای رونده راه عشق و سیر و سلوک معنوی فرصت را غنیمت بدان و اندکی آرام باش که این راه بی انتهاست و عمر تو کوتاه و زودگذر پس این منزل فراغت را که نصیبت شده از دست نده تا آسوده شوی.

چنگ خمیده قامت می‌خواندت به عشرت
بشنو که پند پیران هیچت زیان ندارد

چنگ با قامتی خمیده و منحنی تو را به عیش و خوشی فرا می خواند. پند او را بپذیر زیرا نصیحت پیران کارآزموده هیچ زیانی برای تو ندارد.

ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز
مست است و در حق او کس این گمان ندارد

حافظ خطاب به دل خود می گوید: راز دل خود را فاش نکن و زرنگی و زیرکی را از مستحب بیاموز. با آنکه او مست است کسی درباره او گمان بد ندارد.

احوال گنج قارون کایام داد بر باد
در گوش دل فروخوان تا زر نهان ندارد

در گوش دل داستان گنج قارون را که روزگار آن را بر باد داد و نابود کرد، بخوان تا او نیز بداند که نهان کردن زر و ثروت کار بیهوده ای است.

گر خود رقیب شمع است اسرار از او بپوشان
کان شوخ سربریده بند زبان ندارد

اگر در خلوت تنها شمع نگهبان تو باشد راز عشق را پنهان کن و برملا نساز زیرا آن گستاخ سربریده اختیار زبان خود را ندارد. به عبارت دیگر شمع با همه محرم بودن و حضور داشتن در محفل عاشقان باز قابل اعتماد نیست و نباید راز را نزد آن فاش ساخت.

کس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ
زیرا که چون تو شاهی کس در جهان ندارد

کسی در دنیا بنده ای چون حافظ ندارد زیرا هیچ کس هم مثل تو در دنیا پادشاهی ندارد.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

تعبیر فال شرح غزل ۱۲۶ حافظ / جان بی جمال جانان میل جهان ندارد

زندگی بدون عشق ارزشی ندارد و حتی اگر گنج قارون هم داشته باشی، از دست خواهد رفت. هر انسانی بیشتر از مال دنیا به نصیحت پیران نیازمند است. زندگی بالا و پایین دارد، به خودت سخت نگیر و از لطف خدا هرگز ناامید مشو. مالی را از دست داده‌ای که بدون تدبیر و تفکر به دست نخواهی آورد. راز خودت را پیش هر کسی باز مگو تا دچار دردسر و مشکل نشوی. زندگی چه خوب باشد و چه بد در حال گذر است.

1 1 رای
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

شعر اتفاقی شما

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x