چهارشنبه/ 6 بهمن / 1400

شرح غزل 351 حافظ / حاشا که من به موسم گل ترک می کنم

شرح غزل 351 حافظ / حاشا که من به موسم گل ترک می کنم

در این مطلب به غزل 351 حافظ با مطلع حاشا که من به موسم گل ترک می کنم پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر آن پرداخته ایم.
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp

غزل 351 حافظ (حاشا که من به موسم گل ترک می کنم) به همراه شرح

شرح غزل 351 حافظ / حاشا که من به موسم گل ترک می کنم

حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
من لاف عقل می‌ زنم این کار کی کنم

مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم
در کار چنگ و بربط و آواز نی کنم

از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت
یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم

کی بود در زمانه وفا جام می بیار
تا من حکایت جم و کاووس کی کنم

از نامه سیاه نترسم که روز حشر
با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم

کو پیک صبح تا گله‌ های شب فراق
با آن خجسته طالع فرخنده پی کنم

این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست
روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 351 حافظ / حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
شرح غزل 351 حافظ / حاشا که من به موسم گل ترک می کنم

شرح غزل 351 حافظ (شرح غزل حاشا که من به موسم گل ترک می کنم)

حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
من لاف عقل می‌ زنم این کار کی کنم

دور باد از من که در وقت شکفتن گل نوشیدن شراب را ترک کنم. من که مدعی عقل هستم این کار را کی انجام می دهم؟

حاشا: دور باد

موسم گل: وقت بهار

لاف زدن: مدعی چیزی یا کاری بودن

مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم
در کار چنگ و بربط و آواز نی کنم

مطرب کجاست تا حاصل همه زهد و پارسایی و علم خود را در کار آهنگ چنگ و بربط و نی صرف کنم؟

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت
یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم

اکنون از بحث و جدال های مدرسه دلگیر و خسته شده ام پس می خواهم مدتی را در خدمت معشوق و می باشم و به دل خود برسم.

کی بود در زمانه وفا جام می بیار
تا من حکایت جم و کاووس کی کنم

چه وقت در روزگار وفا بوده است؟ جام شراب بیاور تا بنوشم و مست شوم و داستان جم و کاووس کی را برایت بازگو کنم که عاقبت آنها چه شده است.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

از نامه سیاه نترسم که روز حشر
با فیض لطف او صد از این نامه طی کنم

از نامه سیاه خود هراسی به دل راه نمی دهم زیرا که در روز قیامت با لطف و بخشش خداوند صد نامه از این گونه در هم پیچیده خواهد شد.

روز حشر: روز قیامت

فیض: جوشش

کو پیک صبح تا گله‌ های شب فراق
با آن خجسته طالع فرخنده پی کنم

کجاست قاصد سحر تا با او که سعادتمند و مبارک قدم است، از درد و رنج های شب دوری از یار بگویم و درد دل کنم؟

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست
روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم

روزی که روی دوست را ببینم، این جان و روح عاریتی و موقتی را که او به حافظ سپرده است، تسلیمش خواهم کرد.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه و شاخ نبات حافظ نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

siha
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x
()
x