یکشنبه/ 14 آذر / 1400

شرح غزل 182 حافظ / حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

شرح غزل 182 حافظ / حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

در این مطلب به غزل 182 حافظ با مطلع حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر آن پرداخته ایم.
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp

غزل 182 حافظ (حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند) به همراه شرح

شرح غزل 182 حافظ / حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند
محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند

ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید
هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

چون می از خم به سبو رفت و گل افکند نقاب
فرصت عیش نگه دار و بزن جامی چند

قند آمیخته با گل نه علاج دل ماست
بوسه‌ ای چند برآمیز به دشنامی چند

زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند

عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو
نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند

ای گدایان خرابات خدا یار شماست
چشم انعام مدارید ز انعامی چند

پیر میخانه چه خوش گفت به دردی کش خویش
که مگو حال دل سوخته با خامی چند

حافظ از شوق رخ مهر فروغ تو بسوخت
کامگارا نظری کن سوی ناکامی چند

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 182 حافظ / حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند
شرح غزل 182 حافظ / حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

شرح غزل 182 حافظ (شرح غزل حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند)

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند
محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند

مدت زیادی گذشت و شرح حالی از خودت برای ما ننوشتی. آشنا و محرم رازی کجاست تا چند پیام برای تو بفرستم؟

حسب حال: شرح حال

شدن: گذشتن

ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید
هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

ما نمی توانیم به آن درگاه بلند برسیم مگر اینکه لطف و عنایت شما شامل حال ما شود و چند قدمی به سوی ما بیاید. یعنی یار در مقام بلند قرار دارد و دسترسی به او ممکن نیست.

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

چون می از خم به سبو رفت و گل افکند نقاب
فرصت عیش نگه دار و بزن جامی چند

در بهار وقتی باده از خم به سبو رفت و آماده نوشیدن شد و گل شکفت، وقت را غنیمت بدان و به عیش و شادی بپرداز و چند جام شراب بنوش.

قند آمیخته با گل نه علاج دل ماست
بوسه‌ ای چند برآمیز به دشنامی چند

شربت قند و گلاب علاج دل بیمار ما نیست. چند بوسه را با دشنام بیامیز و به من بده که دوای درد من این است.

قند آمیخته با گل: دارویی که طبیبان قدیم برای تقویت قلب تجویز می کردند.

زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند

ای زاهد از کوچه رندان لاابالی و بی قید با احتیاط عبور کن تا همنشینی با این رسوایان تو را خراب نکند و آبروی تو را بر باد ندهد.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو
نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند

حال که تمام عیب های شراب را گفتی هنر آن را نیز بگو که شایسته نیست به خاطر دل مردم جاهل و نادان، دانایی و عقل را انکار کنی.

جمله: همه، تمام

ای گدایان خرابات خدا یار شماست
چشم انعام مدارید ز انعامی چند

ای گدایان و رهروان کوی خرابات عشق، خدا شما را یاری خواهد کرد. از مشتی انسان های پست و حقیر انتظار عطا و بخشش نداشته باشید.

چشم داشتن: انتظار و توقع داشتن

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

پیر میخانه چه خوش گفت به دردی کش خویش
که مگو حال دل سوخته با خامی چند

پیر میکده چه سخن خوبی به رند عاشق پیشه مست خود گفت که هرگز ماجرای دل عاشق و سوخته خود را با مردم خام و بی تجربه که خبری از عشق ندارند، در میان مگذار و بازگو نکن.

حافظ از شوق رخ مهر فروغ تو بسوخت
کامگارا نظری کن سوی ناکامی چند

حافظ در اشتیاق دیدار چهره زیبا و تابان تو سوخت. ای به کام رسیده و خوشبخت به عاشقان ناکام خود نگاه و توجهی کن.

کامگار: سعادتمند، به کام رسیده

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه و شاخ نبات حافظ نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا