مجله اینترنتی تحلیلک

جمعه/ 4 خرداد / 1403
Search
Close this search box.
شرح غزل 208 حافظ / خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود

شرح غزل ۲۰۸ حافظ / خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود

در این مطلب به غزل 208 حافظ با مطلع خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر آن پرداخته ایم.

غزل ۲۰۸ حافظ (خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود) به همراه شرح

شرح غزل ۲۰۸ حافظ / خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود

خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود

ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی
آن چه در مذهب ارباب طریقت نبود

خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق
تیره آن دل که در او شمع محبت نبود

دولت از مرغ همایون طلب و سایه او
زان که با زاغ و زغن شهپر دولت نبود

گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن
شیخ ما گفت که در صومعه همت نبود

چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست
نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود

حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه
هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 208 حافظ / خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
شرح غزل ۲۰۸ حافظ / خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود

شرح غزل ۲۰۸ حافظ (شرح غزل خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود)

خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود

اگر به دل خستگان و آزردگان راه عشق که در طلب یار هستند ولی توان و نیروی رفتن و طی کردن راه عشق را ندارند، ستم کنی، شرط جوانمردی و انصاف نیست.

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی
آن چه در مذهب ارباب طریقت نبود

ما از تو ستمی ندیدیم و تو نیز نمی پسندی آنچه را که در آیین صاحبان و سالکان راه عشق نیست در حق ما انجام دهی.

خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق
تیره آن دل که در او شمع محبت نبود

تیره باد آن چشمی که بر اثر گریه عشق اشکش خشک نشده باشد و سیاه و تاریک باد دلی که در آن شمع عشق روشن نباشد.

دولت از مرغ همایون طلب و سایه او
زان که با زاغ و زغن شهپر دولت نبود

از مرغ هما که مظهر سعادت است بخت و اقبال طلب کن زیرا زاغ و زغن شاه پر دولت ندارند و نمی توانند تو را به خوشبختی برسانند. یعنی برای رسیدن و دست یابی به مقصود هرگز به سراغ انسان های پست و فرومایه نرو که حاصلی ندارد.

زاغ و زغن: استعاره از افراد پست

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن
شیخ ما گفت که در صومعه همت نبود

اگر از پیر میکده یاری خواستم مرا سرزنش نکن که شیخ ما گفت در صومعه به دنبال همت نباش که یافت نمی شود. یعنی از زاهدان ریایی که در صومعه ساکنند کمک نخواه که نمی توانند تو را به مقصود برسانند.

چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست
نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود

وقتی پاکی و طهارت نباشد تفاوتی بین کعبه و بتخانه نیست و در خانه ای که پاکدامنی و عفت یافت نشود خیر و برکتی هم وجود ندارد.

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه
هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود

ای حافظ در کسب علم و ادب بکوش زیرا در مجلس شاه هر کسی که ادب نداشته باشد لایق مصاحبت و دوستی نیست.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه و شاخ نبات حافظ نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

تعبیر فال شرح غزل ۲۰۸ حافظ / خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود

از هر فردی به اندازه توانایی و قدرتی که دارد، باید انتظار داشته باشی. اگر از دوستان ریاکار و دورو طلب کمک کنی، به جایی نمی‌رسی چون آن‌ها فقط منافع خودشان را می‌بینند. بجای خواهش از انسان‌های زبون از پروردگار قادر متعال استعانت کن. هر کاری راه چاره‌ای دارد و نمی‌توان به زور آن را حل کرد. ایمان و اراده برای رسیدن به هدف، چاره بیش از نیمی از مشکلات تو هستند. برای سربلند بودن در جامعه سعی کن آگاهی خودت را بالا ببری و ادب و اخلاق را رعایت کنی. اگر می‌خواهی منشأ خیر باشی، شرط پاکی و عصمت را بجای آور. از خدا بخواه تا روحیه‌ای قوی پیدا کنی.

1 1 رای
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

شعر اتفاقی شما

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x