سه‌شنبه/ 30 شهریور / 1400

غزل 27 حافظ (در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست) به همراه شرح

شرح غزل 27 حافظ / در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست

در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
مست از می و میخواران از نرگس مستش مست

در نعل سمند او شکل مه نو پیدا
وز قد بلند او بالای صنوبر پست

آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست
وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست

شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست
و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست

گر غالیه خوش بو شد در گیسوی او پیچید
ور وسمه کمانکش گشت در ابروی او پیوست

بازآی که بازآید عمر شده حافظ
هر چند که ناید باز تیری که بشد از شست

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 27 حافظ / در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست

شرح غزل 27 حافظ (غزل در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست)

در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
مست از می و میخواران از نرگس مستش مست

یارم در حالی که قدح در دست داشت آنچنان مستانه به میخانه آمد که شراب خواران از دیدن چشمان زیبا و خمارآلود او مست و بی خویش شدند.

در نعل سمند او شکل مه نو پیدا
وز قد بلند او بالای صنوبر پست

در حالی که معشوق سواره به میخانه آمده بود، نعل اسب او همانند هلال ماه نو می درخشید و زیبا بود و قامت بلند صنوبر در مقابل قامت زیبا و بلند معشوق ناچیز و پست بود.

سمند: اسب

آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست
وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست

وقتی از عشق چنان مست و بی خویش هستم و از خود خبر ندارم، چگونه دم از هوشیاری بزنم و وقتی به یار و عشق بازی با او مشغولم و به او نظر دارم چگونه بگویم که این گونه نیست و به او توجهی ندارم.

آخر: سرانجام

نظر: نگاه و چشم

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست
و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست

وقتی معشوق برخاست تا برود دلم چون شمع مرده خاموش گشت و زمانی که بر زین نشست آه و فغان عاشقان بلند شد.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

گر غالیه خوش بو شد در گیسوی او پیچید
ور وسمه کمانکش گشت در ابروی او پیوست

اگر غالیه خوش بو است، به خاطر پیچیدن در گیسوان معشوق است و اگر وسمه تیرانداز و کمان کش، به خاطر پیوستن به ابروی کمانی یار است.

غالیه: ماده ای است خوشبو و سیاه رنگ مرکب از مشک و عنبر

بازآی که بازآید عمر شده حافظ
هر چند که ناید باز تیری که بشد از شست

ای معشوقی که هم چون عمر رفته من هستی، بازگرد تا عمر تلف شده من نیز بازگردد؛ هر چند عمر رفته بر نمی گردد؛ چنانکه تیری که از شست پرید به کمان بازنخواهد گشت.

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا