جمعه/ 30 مهر / 1400

غزل 78 حافظ (دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت) به همراه شرح

شرح غزل 78 حافظ / دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت

دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت
بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت

یا رب مگیرش ار چه دل چون کبوترم
افکند و کشت و عزت صید حرم نداشت

بر من جفا ز بخت من آمد وگرنه یار
حاشا که رسم لطف و طریق کرم نداشت

با این همه هر آن که نه خواری کشید از او
هر جا که رفت هیچ کسش محترم نداشت

ساقی بیار باده و با محتسب بگو
انکار ما مکن که چنین جام جم نداشت

هر راهرو که ره به حریم درش نبرد
مسکین برید وادی و ره در حرم نداشت

حافظ ببر تو گوی فصاحت که مدعی
هیچش هنر نبود و خبر نیز هم نداشت

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 78 حافظ / دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت
شرح غزل 78 حافظ / دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت

شرح غزل 78 حافظ (غزل دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت)

دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت
بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت

دیدی که معشوق کاری جز ظلم و ستم در سر نداشت و عهد و پیمانی را که با ما بسته بود، شکست و از غم ما غمی به دل خود راه نداد.

یا رب مگیرش ار چه دل چون کبوترم
افکند و کشت و عزت صید حرم نداشت

خدایا هرچند معشوق دلم را که همچون کبوتر صید حرمش بود و به عشق او می پرید، کشت و حرمت صید حرم را نگه نداشت ولی او را مواخذه و بازخواست نکن.

گرفتن: بازخواست و مواخذه کردن

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

بر من جفا ز بخت من آمد وگرنه یار
حاشا که رسم لطف و طریق کرم نداشت

آنچه از جور و جفا بر من رسید از بخت من بود وگرنه دور از معشوق است که بر ما لطف نکند و با کرم بیگانه باشد.

با این همه هر آن که نه خواری کشید از او
هر جا که رفت هیچ کسش محترم نداشت

با همه ستم هایی که یار و بخت بد نصیبم کرد، همچنان می گویم هر عاشقی که از دست معشوق زبونی نکشد، هرکجا که برود مورد احترام واقع نمی شود.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

ساقی بیار باده و با محتسب بگو
انکار ما مکن که چنین جام جم نداشت

ای ساقی شراب بیاور و بنوشان و به محتسب بگو که مستی ما را منکر نشو که حتی جمشید نیز چنین جامی نداشت. یعنی این باده از شمار آن باده ای که تو تصور می کنی و با آن سر و کار داری، نیست.

هر راهرو که ره به حریم درش نبرد
مسکین برید وادی و ره در حرم نداشت

آن سالکی که راه به حریم کوی یار نبرد و به وصال او نرسید، بیچاره همانند آن رونده ای است که بیابان ها را طی کرد ولی به حرم کعبه راه نیافت و بی نصیب ماند.

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

حافظ ببر تو گوی فصاحت که مدعی
هیچش هنر نبود و خبر نیز هم نداشت

ای حافظ در میدان فصاحت و سخنوری از همگان پیشی بگیر زیرا مدعی لاف زن نه تنها فضل و هنری ندارد و از اهل هنر بی خبر است بلکه از بی هنری خویش نیز آگاهی ندارد.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا