یکشنبه/ 14 آذر / 1400

شرح غزل 170 حافظ / زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد

شرح غزل 170 حافظ / زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد

در این مطلب به غزل 170 حافظ با مطلع زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر آن پرداخته ایم.
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp

غزل 170 حافظ (زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد) به همراه شرح

شرح غزل 170 حافظ / زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد
از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد

صوفی مجلس که دی جام و قدح می‌ شکست
باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد

شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب
باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد

مغبچه‌ ای می‌ گذشت راه زن دین و دل
در پی آن آشنا از همه بیگانه شد

آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت
چهره خندان شمع آفت پروانه شد

گریه شام و سحر شکر که ضایع نگشت
قطره باران ما گوهر یک دانه شد

نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری
حلقه اوراد ما مجلس افسانه شد

منزل حافظ کنون بارگه پادشاست
دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 170 حافظ / زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد
شرح غزل 170 حافظ / زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد

شرح غزل 170 حافظ (شرح غزل زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد)

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد
از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد

زاهد گوشه نشین دیشب به میخانه رفت. پیمان توبه خود را شکست و دوباره به باده نوشی پرداخت.

صوفی مجلس که دی جام و قدح می‌ شکست
باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد

صوفی مجلس که دیروز جام و قدح شراب نوشی را می شکست، دوباره با نوشیدن یک جرعه می عاقل و خردمند شد.

دی: دیروز

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب
باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد

معشوق دوران جوانی به خوابش آمده بود و بار دیگر در سر پیری عاشق و دیوانه شد.

شباب: جوانی

مغبچه‌ ای می‌ گذشت راه زن دین و دل
در پی آن آشنا از همه بیگانه شد

مغ بچه ای می گذشت که دل و دین را غارت می کرد و صوفی به دنبال آن زیباروی آشنا همه را ترک گفت و از همه بیگانه شد.

مغبچه: پسرکی که در میکده ها خدمت کند.

آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت
چهره خندان شمع آفت پروانه شد

چهره آتشین گل، خرمن هستی بلبل را سوزاند و رخسار خندان شمع بلای جان پروانه شد.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

گریه شام و سحر شکر که ضایع نگشت
قطره باران ما گوهر یک دانه شد

خدا را شکر که گریه شبانگاهی و سحرگاهی ما تباه نشد و نتیجه داد و هر قطره اشک ما به گوهر گران بهایی تبدیل شد.

قطره باران: استعاره از اشک

نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری
حلقه اوراد ما مجلس افسانه شد

چشم مست و زیبای ساقی آیه سِحر بر ما خواند و ما را چنان افسون کرد که مجلس دعای ما به محفل افسانه گویی عاشقانه تبدیل شد.

افسون: ورد، حیله

افسانه: قصه و داستان

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

منزل حافظ کنون بارگه پادشاست
دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد

حافظ اکنون در بارگاه پادشاه ساکن شده است و دل به دلدار و جان به جانان رسیده است.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه و شاخ نبات حافظ نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا