دوشنبه/ 3 آبان / 1400

همراهان همیشگی مجله اینترنتی تحلیلک؛ با توجه به فرا رسیدن ایام سوگواری امام حسین علیه السلام، در این مطلب زندگینامه زهیر بن قین از یاران ایشان را خدمتتان تقدیم می داریم.

زندگینامه زهیر بن قین

زندگینامه زهیر بن قین

زهير بن قين بن قيس انصاري اهل کوفه بود. زهير مردي شريف، شجاع، باشخصيت، بزرگوار و در ميان قبيله ‏اش، مردم کوفه و در جنگ ها مشهور و داراي موقعيت بوده است.

زهير بن قین تا قبل از ملاقات با حضرت امام حسين عليه‏ السلام بين راه مکه به کوفه، از طرفداران عثمان محسوب مي ‏شد. همسرش دلهم دختر عمرو، مشوق او در اين رستگاري بوده است. چرا که زهير در تمام مسير تا کوفه سعي مي‏ کرد با امام قدري فاصله داشته باشد تا اين که به ناچار با امام عليه‏ السلام در يک منزل فرود مي ‏آيد. يکي از همراهان زهير بن قین مي‏ گويد:

ما در کناري خيمه زديم و امام عليه ‏السلام در کناري، و غذا مي‏ خورديم که ناگهان فرستاده آن حضرت رسيد و سلام کرد و گفت: اي زهير بن قين، اباعبدالله حسين بن علي عليه ‏السلام تو را مي ‏خواند. شنيدن اين پيام چنان بر ما ناگوار آمد که لقمه از دست فرونهاديم و همگي در حيرت فرورفتيم.

اما همسر زهير بن قین يعني دلهم دختر عمرو بن زهير گفت: فرزند رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم کسی را به دنبال تو مي ‏فرستد و تو را مي ‏طلبد و تو از رفتن نزد وي دريغ مي‏ داري؟ سبحان الله، چه مانعي دارد که نزد وي شرفياب شوي و سخن او را بشنوي و باز آيي.

زهير بن قین تحت تأثير سخنان همسرش قرار گرفته و خدمت امام عليه ‏السلام شرفياب شد. اندکي بعد با چهره ‏اي که آثار شادماني و روشني دل از آن هويدا بود بازگشت و دستور داد خيمه او را به خيمه ‏گاه امام حسین عليه ‏السلام ملحق کنند و به همراهانش گفت هر کس مايل است مي‏ تواند با من بيايد و سپس به همسرش هم گفت تو آزادي و به خويشان خود ملحق شو و نمي‏ خواهم از من به تو جز خير برسد.

زهیر بن قین

وقتي که حر در منطقه «عذيب الهاجانات» مانع حرکت امام عليه‏ السلام شد، آن حضرت خطبه‏ اي ايراد کردند، آنگاه زهير بن قين برخاست و خطاب به اصحاب چنين گفت:
شما مي ‏گوييد يا من بگويم؟
همه دسته جمعي گفتند: تو بگو، تو بگو اي زهير

زهير گفت: نخست خدا را ستايش مي ‏کنم و درود بر پيامبر او مي ‏فرستم. پس از آن به تو اي حسين عليه ‏السلام، اي فرزند رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم با کمال صراحت مي‏ گويم که ما سخنان تو را شنيديم، کلمات تو چنان تأثيري در روح ما گذاشت که اگر دنيا براي هميشه باقي بماند و ما در آن براي هميشه زيست مي‏ کرديم، يقين بدان پس از اين گفتار مؤثر تو پشت پا بدان مي‏ زديم و کشته شدن با تو را بر ماندن در اين دنيا ترجيح مي ‏داديم.

ما با دشمنان تو تا آخرين قطره خون خود مي‏ جنگيم و به دوستان تو ياري مي‏ رسانيم. اي حسين بن علي عليه ‏السلام به اميد خدا به ميدان نبرد برو که ما از صميم قلب به دنبال تو مي ‏آييم تا روزي که به ديدار خدا و ديدار جدت نايل شويم.

اي حسين تو اجازه بده که هم اکنون دست به سلاح بريم و با همين عده بي‏جان و بي ‏روح و افراد مزدوري که حر با خود آورده به پيکار دست بزنيم و جنگ اين ساعت ما با آن ها بهتر از جنگي است که فردا با دنباله آن ها بکنيم.

 

امام حسين عليه ‏السلام شب عاشورا بعد از نماز مغرب به اصحاب فرمودند:

«همه شما آزاد هستيد. از همان راهي که آمديد بازگرديد و در اين شب تاريک از اين جا دور شويد زيرا اين قوم در پي من و درصدد کشتن من هستند»

زهير بن قین عرض کرد:

«اي حسين! سوگند به خداي تعالي که من آرزومندم در اين ميدان جنگ کشته شده پس از آن زنده شوم و باز جنگ کنم و کشته شوم و باز هم تا هزار مرتبه کشته و زنده شوم و همچنان در راه تو بجنگم تا فرزندان و اهل بيت تو را در مقابل حملات دشمن حفظ کنم».

زهير قبل از ظهر عاشورا از امام عليه ‏السلام اجازه جهاد گرفته و عازم ميدان شد و رجز زير را خواند:

انا زهير و انا ابن القين
اذودکم بالسيف عن حسين

ان حسينا احد السبطين
من عترة البر التقي الزين

«من زهير بن قين هستم و با شمشيرم از حسين عليه ‏السلام دفاع مي‏کنم. او يکي از دو سبط پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم از عترت نيکان، پرهيزکاران و خوبان است.»

سپس او جنگ شديدي کرده و حدود بيست نفر از دشمن را کشت. آن گاه خدمت امام عليه ‏السلام رسيده عرض کرد: اي آقاي من ترسيدم که مرا اين نماز با تو فوت شود پس با ما نماز بگذار.

به امر حضرت سيدالشهدا عليه ‏السلام زهير و سعيد حنفي جلوي روي آن حضرت ايستادند تا نماز ظهر به صورت نماز خوف با نصف اصحاب گذارده شد، سعيد آن قدر تير را به جان خريد که به زمين افتاد. بعد از نماز زهير براي بار دوم عازم جهاد شد و توسط سپاه عمرسعد به شهادت رسید.

محمد بن ابی طالب گفت: امام حسین علیه السلام پس از کشته شدن زهیر بن قین فرمود:

خدا تو را از رحمت خود دور نگرداند و قاتل تو را لعنت کند…

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا