سه‌شنبه/ 4 آبان / 1400

«زن سرچشمه زندگیست»

یکی از عوامل رسیدن به موفقیت در زندگی کتاب خواندن است. کتاب ها قدرت عظیمی دارند و به راحتی می توانند ما را از خستگی و کشمکش های روزانه جدا کرده و به دنیایی پر از آرامش و هیجان ببرند.

کتاب ها به راحتی می توانند با روایت های درست و زیبایشان برای ما چراغ راهی باشند تا به بی راهه نرویم و ما را به مسیر درست هدایت کنند.

هر کتابی با هر عنوانی و با هر محتوایی نکاتی را در درون خود گنجانده که با خواندن و درک کردن آن ها به راحتی می توان در طول مسیر زندگی بر سختی ها فائق شد و به موفقیت رسید.

این بخش برای آن هایی است که در طول روزمرگی های زندگی فرصت نمی کنند کتابی را بگشایند، دل به دل آن دهند و در آن غرق شوند. ما برای شما برش های زیبا و مهمی را از بهترین کتاب های تاریخ گردآوری کرده ایم تا با خواندن آن ها روح شما نیز تغذیه شود.

با ما باشید با برشی از کتاب جنس دوم با عنوان زن سرچشمه زندگیست

زن سرچشمه زندگیست
«زن سرچشمه زندگیست»

زن سرچشمه زندگیست

ازدواج سرنوشتی است که جامعه سنتی به زن عرضه می‌کند.
زن مجرد خواه محروم مانده از پیوند، خواه طغیان کرده بر آن و یا حتی بی‌اعتنا به این نهاد، بر اساس ازدواج تعریف می‌شود…

ازدواج به دو دلیل به زن تحمیل شده است:
۱- زن باید کودکانی به جامعه بدهد. ۲- زن وظیفه دارد نیازهای جنسی مرد را برآورد و مراقبت از خانه او را به عهده گیرد.

اما برای هر دو طرف ازدواج در آن واحد، هم لازم است و هم سودمند، اما در موقعیت‌های این دو طرف، موازنه وجود ندارد.
برای دختران جوان، ازدواج یگانه وسیله‌ای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر «روی دست بمانند» از نظر اجتماع تحقیر شده‌ اند.

دختر جوان مطلقا منفعل است، پسرها ازدواج می‌کنند، زن می‌گیرند.
پسرها در ازدواج، انبساط و تاکید وجود خود را می‌جویند نه حق وجود داشتن را.
ازدواج برای آنها نوعی شیوه زندگی است نه سرنوشت.

بشنوید: پادکست درس بزرگ زندگی از جول اوستین

وقتی بالاخره شروع به تحقیق کردم تا ببینم زن بار آمدنم به واقع چه تاثیر متفاوتی در سرنوشت من داشته ‌است، به یکباره همه چیز برایم روشن شد. این دنیا، دنیایی مردانه بود. کودکی من با اسطوره‌هایی گذشته بود که مردان ساخته بودند و واکنش من در برابر آنها اصلا شبیه آن نبود که اگر پسر می‌بودم می‌داشتم.

این انقلاب شخصی من در یک جمله خلاصه می‌شود: من که می‌خواستم درباره خودم حرف بزنم، به این نتیجه رسیدم که برای این کار نخست باید وضع زنان را به طور کلی توصیف کنم. جنس دوم خلق شد، من چهل ساله بودم.

در مذهبی که جسم، نفرین شده است زن به عنوان هولناک‌ترین وسوسه اهریمن جلوه می‌کند.

اگر روزی فرا برسد که زن، نه از سر ضعف، که با قدرت عشق بورزد دوست داشتن برای او نیز همچون مرد، سرچشمه زندگی خواهد بود و نه خطری مرگ‌بار…!

شخصیت زن محصولی اجتماعی است و نه زیستی، ارزش های خرد، اخلاق، ذوق و رفتار زن را باید بر حسب موقعیت و تاریخ او توضیح داد چرا که این خصوصیات ذاتی و فطری نیستند.

درهای کارخانه‌ها، اداره‌‌ ها و دانشکده‌‌ها را به روی زنان باز می‌کنند، ولی همچنان بر این عقیده‌‌اند که ازدواج برای زنان محترمانه‌ترین کسب و کار است.

برشی از کتاب جنس دوم
نوشته “سیمون دو بووار”

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا