مجله اینترنتی تحلیلک

پنجشنبه/ 10 اسفند / 1402
Search
Close this search box.
دهخدا - چرند و پرند - صوراسرافیل - علامه علی اکبر دهخدا

چرند و پرند علامه علی اکبر دهخدا (قسمت دوم)

سبک نگارش چرند و پرند توسط دهخدا در ادبیات فارسی بی سابقه بود. با این سبک مکتب جدیدی در روزنامه نگاری و نثرفارسی معاصر پدید آمد...

چرند و پرند (علی اکبر دهخدا)

جذاب ترین بخش روزنامه صوراسرافیل یک ستون فکاهی تحت عنوان چرند و پرند بود که به قلم دهخدا و با امضای دخو نوشته می شد.

سبک نگارش چرند و پرند دهخدا در ادبیات فارسی بی سابقه بود. با این سبک مکتب جدیدی در روزنامه نگاری و نثرفارسی معاصر پدید آمد.

چرند و پرند دهخدا در روزنامه صوراسرافیل با طعنه های زیرکانه و بیانی تمسخرآمیز افراد و اقشاری که سد راه پیشرفت جامعه بودند را مورد انتقاد قرار می داد.

 

مقاله اول از شماره (۱) روزنامه صوراسرافیل

بعد از چندین سال مسافرت به هندوستان و دیدن ابدال و اوتاد و مهارت در کیمیا و لیمیا و سیمیا الحمدالله به تجربه بزرگی نایل شدم و این تجربه دوای ترک اعتیاد به تریاک است.

اگر این دوا را کسی در ممالک خارجه کشف می کرد صاحب امتیاز آن می شد و انعام می گرفت و در تمام روزنامه ها نامش درج می شد اما چه کنم که در ایران قدردان نیست!

عادت طبیعت ثانوی است. وقتی کسی به کاری عادت کرد دیگر به آسانی نمی تواند آن را ترک کند و علاج این است که به ترتیب مخصوص و به مرور زمان آن را کم کند تا وقتی به کلی از سرش بیفتد.

حالا من به تمام برادران مسلمان و غیور تریاکی خود اعلان می کنم که ترک تریاک به این صورت ممکن است که اولا در امر ترک مصمم باشند و عزمی قوی داشته باشند.

ثانیا مثلا یک نفر که روزی دو مثقال تریاک می خورد روزی یک گندم از تریاک کم کند و دوگندم مرفین به جای آن مصرف کند و کسی که روزانه ده مثقال تریاک می کشد روزی یک نخود از آن کم کند و دو نخود حشیش مصرف کند و همین طور ادامه دهد تا وقتی که دومثقال تریاک خوردنی به چهارمثقال مرفین و ده مثقال تریاک کشیدنی به مصرف بیست مثقال حشیش برسد.

بعد از آن تبدیل خوردن مرفین به آب دزدک مرفین و تبدیل حشیش  به خوردن دوغ وحدت بسیار آسان است.

برادران غیور تریاکی من! وقتی خدا کارها را این طور آسان کرده است چرا خودتان را از زحمت حرف های مفت مردم و تلف کردن این همه مال و وقت خلاص نمی کنید؟

ترک عادت در صورتی که به این روش انجام شود موجب مرض نمی شود و کار خیلی آسانی است.

وقتی بزرگان هم می خواهند عادت زشتی را از سر مردم بیندازند همین طور عمل می کنند.

شاعر خوب گفته است که عقل و دولت قرین یکدیگرند.

وقتی بزرگان فکر می کنند که مردم فقیرند و استطاعت خوردن نان گندم را ندارند و رعیت همه عمرش را باید به زراعت گندم صرف کند و خودش همیشه گرسنه باشد ببینید چه می کنند:

روز اول سال نان را با گندم خالص می پزند. روز دوم به هر خروار(۳۰۰ کیلوگرم) گندم یک من(۳ کیلوگرم) تلخه، جو، سیاه دانه، خاک اره، یونجه، شن، کلوخ، چارکه یا گلوله هشت مثقالی می زنند.

معلوم است که در یک خروار گندم، اضافه کردن یک من از این چیزها(مزه نان را عوض نمی کند) و هیچ معلوم نمی شود که چنان نانی ناخالصی دارد.

روز دوم دو من از این چیزها به یک خروار گندم می زنند.

به این ترتیب روز سوم سه من، روز چهارم چهار من و بعد از صد روز که سه ماه و ده روز می شود، صد من گندم با صد من تلخه، جو، سیاهدانه، خاک اره، کاه، یونجه یا شن مخلوط می شود و چون مردم به تدریج به تغییر مزه نان گندم عادت می کنند، هیچ کسی با خوردن چنین نان ملتفت ناخالصی آن نمی شود و به این ترتیب عادت نان گندم خوردن از سر مردم می افتد.

واقعا که عقل و دولت قرین یکدیگرند!

برادران غیور تریاکی من، البته می دانید که انسان عالم صغیر است و شباهت تمام به عالم کبیر دارد؛ یعنی مثلا هرچیز که برای انسان دست می دهد، ممکن است برای حیوان، درخت، سنگ، کلوخ، در، دیوار، کوه و دریا هم اتفاق بیفتد و هرچیز هم برای این ها دست می دهد، برای انسان هم ممکن است دست بدهد، زیرا انسان عالم صغیر است و آن چیزها جزء عالم کبیرند.

مثلا این را می خواستم بگویم: همان طور که ممکن است عادتی را از سر مردم انداخت، می توان عادتی را از سر سنگ و کلوخ و آجر هم انداخت چرا که میان عالم صغیر و کبیر مشابهت کامل وجود دارد.

پس حالا که می شود عادت سنگ و کلوخ را عوض کرد، چه انسانی باشد که از سنگ و کلوخ هم کمتر باشد؟

مگر می شود انسانی از سنگ و کلوخ هم کمتر باشد که نتواند عادت بدی را ترک کند؟

مثلا مریض خانه ای را مرحوم حاج شیخ هادی مجتهد ساخت و موقوفاتی هم برای آن معین کرد که همیشه یازده نفر مریض در آن جا بستری باشند.

تازمانی که حاج شیخ هادی در قید حیات بود، مریض خانه به یازده نفر مریض عادت داشت. اما همین که حاج شیخ هادی مرجوم شد، طلاب مدرسه به پسرش گفتند: ما، وقتی تو را آقا می دانیم که موقوفات مریض خانه را خرج ما کنی.

حالا ببینید این پسر خلف ارشد شیخ هادی چه کرد!

ماه اول یک نفر از مریض ها را کم کرد. ماه دوم دوتا، ماه سوم سه تا، ماه چهارم چهارتا و همین طور تا حالا که تعداد مریض های بستری در این مریض خانه به پنج نفر رسیده و به حُسن تدبیر او، آن پنج نفر هم تا پنج ماه دیگر وجود نخواهند داشت.

پس ببینید که با تدبیر چطور می توان عادت را از سر همه کس و همه چیز به در کرد.

حالا مریض خانه ای که به بستری بودن یازده نفر در آن عادت داشت، بدون این که ناخوش شود، عادت بستری بودن یازده مریض در خودش از سرش افتاد. چرا؟

برای اینکه مریض خانه جزء عالم کبیر است و مثل انسان که عالم صغیر است، می شود عادت از سرش انداخت.

 

                                                                                                                                      دخو

 

بیشتر بخوانید

چرند و پرند علامه علی اکبر دهخدا (قسمت اول)

 

در مطالب بعد به مقالات دیگری از چرند و پرند علی اکبر دهخدا می پردازیم.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x