مجله اینترنتی تحلیلک

چهارشنبه/ 2 خرداد / 1403
Search
Close this search box.

شرح غزل ۵۱ حافظ / لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است

در این مطلب به غزل 51 حافظ با مطلع لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر و فایل صوتی آن پرداخته ایم.

غزل ۵۱ حافظ (لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است) به همراه شرح

شرح غزل ۵۱ حافظ / لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است

لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
وز پی دیدن او دادن جان کار من است

شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز
هر که دل بردن او دید و در انکار من است

ساروان رخت به دروازه مبر کان سر کو
شاهراهیست که منزلگه دلدار من است

بنده طالع خویشم که در این قحط وفا
عشق آن لولی سرمست خریدار من است

طبله عطر گل و زلف عبیرافشانش
فیض یک شمه ز بوی خوش عطار من است

باغبان همچو نسیمم ز در خویش مران
کآب گلزار تو از اشک چو گلنار من است

شربت قند و گلاب از لب یارم فرمود
نرگس او که طبیب دل بیمار من است

آن که در طرز غزل نکته به حافظ آموخت
یار شیرین سخن نادره گفتار من است

غزل شماره ۵۱ پوستر

شرح غزل ۵۱ حافظ (شرح غزل لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است)

لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
وز پی دیدن او دادن جان کار من است

لب زیبای یار من تشنه ریختن خون عاشقان است و من نیز برای دیدن او جان خود را می دهم.

لعل: سنگ قیمتی سرخ رنگ، استعاره از لب معشوق

شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز
هر که دل بردن او دید و در انکار من است

از آن چشم سیاه و مژگان دلفریب یار شرمش یاد هر آن کس که دلبری معشوق من و ناز و غمزه آن چشم سیاه را دید و باز مرا سرزنش می کند.

شرح غزل ۵۱ حافظ (شرح غزل لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است)

ساروان رخت به دروازه مبر کان سر کو
شاهراهیست که منزلگه دلدار من است

ای ساربان بار و بنه سفر را به دروازه نبر و از آن راه نگذر. بیا از کوی محبوب من که شاهراه امن و بی خطر است، بگذر.

 

بنده طالع خویشم که در این قحط وفا
عشق آن لولی سرمست خریدار من است

سپاسگزار بخت خویش هستم زیرا در این روزگار که وفا و محبت کمیاب است هنوز معشوق سرمست و زیبا در عشق وفادار است. یعنی از اقبال بلند من است که یار من به من وفادار مانده است وگرنه در زمانه یافت نمی شود.

طالع: بخت و اقبال

طبله عطر گل و زلف عبیرافشانش
فیض یک شمه ز بوی خوش عطار من است

گل خوشبو همراه با گیسوی عبیرآمیزش اندکی از بوی خوش معشوق زیبای من است.

طبله: صندوقچه عطاران

عبیر: نام خوشبویی است که از صندل و گلاب و مشک سازند.

باغبان همچو نسیمم ز در خویش مران
کآب گلزار تو از اشک چو گلنار من است

ای معشوق من را مانند نسیم از درگاه خود نران زیرا اشک گلگون من سبب رونق گلزار عشق توست.

شربت قند و گلاب از لب یارم فرمود
نرگس او که طبیب دل بیمار من است

چشم بیمار معشوق برای درمان دل عاشق و بیمار من بوسه ای چند از لبان شیرین یار تجویز کرد.

دل بیمار: کنایه از عاشق

آن که در طرز غزل نکته به حافظ آموخت
یار شیرین سخن نادره گفتار من است

اگر غزل های من دلنشین و لطیف است به خاطر این است که از طرز سخن گفتن معشوق پیروی کرده است.

 

فایل صوتی غزل ۵۱ حافظ / لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است

 

دانلود فایل صوتی غزل لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

تعبیر فال شرح غزل ۵۱ حافظ / لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است

نگران و هراسان نباش. به تلاش خودت ادامه بده و با اراده به سمت اهدافت حرکت کن تا پیروزی را در آغوش بگیری. دوستان صمیمی و قدیمی خود را هیچگاه فراموش مکن. از انتقاد و عیب جویی افراد نادان اطرافت هراسی نداشته باش که نمی‌توانند خدشه‌ای به تو وارد کنند. اگر در آستانه ازدواج هستی دل خوش دار که ازدواج موفقی خواهی داشت و به سعادت خواهی رسید. توکل بر خدا را فراموش نکن.

5 1 رای
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

شعر اتفاقی شما

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x