مجله اینترنتی تحلیلک

دوشنبه/ 27 فروردین / 1403
Search
Close this search box.
شرح غزل 377 حافظ / ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم

شرح غزل ۳۷۷ حافظ / ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم

در این مطلب به غزل 377 حافظ با مطلع ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر آن پرداخته ایم.

غزل ۳۷۷ حافظ (ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم) به همراه شرح

شرح غزل ۳۷۷ حافظ / ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم

ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم

دل بیمار شد از دست رفیقان مددی
تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم

آن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفت
بازش آرید خدا را که صفایی بکنیم

خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاست
تا در آن آب و هوا نشو و نمایی بکنیم

مدد از خاطر رندان طلب ای دل ور نه
کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم

سایه طایر کم حوصله کاری نکند
طلب از سایه میمون همایی بکنیم

دلم از پرده بشد حافظ خوشگوی کجاست
تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 377 حافظ / ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
شرح غزل ۳۷۷ حافظ / ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم

شرح غزل ۳۷۷ حافظ (شرح غزل ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم)

ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم

ما شبی دست به دعا بر می داریم تا شاید برای غم دوری و فراق تو چاره ای بیندیشیم.

دل بیمار شد از دست رفیقان مددی
تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم

ای یاران، دل بیمار و عاشقم از دست رفت. به داد دلم برسید و من را یاری کنید تا طبیب عشق یعنی معشوق را بر سر این بیمار بیاوریم و آن را درمان کنیم.

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

آن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفت
بازش آرید خدا را که صفایی بکنیم

آن معشوقی را که بی هیچ جرمی از من ملول شد و من را آزرده خاطر کرد و رفت، به خاطر خدا به سوی من بازگردانید تا با آمدنش صلح و صفایی بکنم.

خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاست
تا در آن آب و هوا نشو و نمایی بکنیم

ریشه عیش و شادی خشک شد، راه میخانه کجاست تا در آب و هوای دل انگیز و نشاط آور آن، رشد و نمویی بکنیم و جانی تازه بگیریم؟

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

مدد از خاطر رندان طلب ای دل ور نه
کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم

ای دل از خاطر رندان عاشق پیشه مست طلب یاری کن وگرنه کار، سخت و دشوار است و مبادا که اشتباهی بکنیم.

خاطر: فکر و اندیشه

صعب: دشوار

سایه طایر کم حوصله کاری نکند
طلب از سایه میمون همایی بکنیم

ای دل از آدم های ناتوان و کم ظرفیت کاری ساخته نیست، بیا تا از رندان لاابالی و مست یاری بطلبیم.

میمون: خجسته و مبارک

هما: استعاره از رندان

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

دلم از پرده بشد حافظ خوشگوی کجاست
تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم

دلم بی تاب و قرار گشت، حافظ خوش سخن و خوش آواز کجاست تا با قول و غزلش آهنگی ساز کنیم و نوایی بزنیم؟

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه و شاخ نبات حافظ نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

تعبیر فال شرح غزل ۳۷۷ حافظ / ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم

دست به دعا برداشته‌ای تا برای مشکلی که به تازگی در زندگی تو به‌وجود آمده، راه حلی پیدا شود. راه رسیدن به مقصود بسیار سخت است و اراده‌ای محکم و استوار را طلب می‌کند. باید هوشیار و مراقب باشی تا دچار لغزش و خطا نشوی زیرا هرخطایی باعث رنجش خاطر خودت و دیگران و بدتر شدن اوضاع می‌شود. هرکسی توانایی این را ندارد که به کمک تو بشتابد، از دوستان مشفق و آگاه راهنمایی بطلب و با آنها مشورت کن. صبر و حوصله داشته باش تا بتوانی با آرامش خاطر به کار خود ادامه بدهی.

5 1 رای
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

شعر اتفاقی شما

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x