ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

دوست داشتنی باش؛ مجموعه داستان‌های شیوانا

شیوانا

شیوانا: پسرم، دوست داشتنی باش …

شیوانا از کوچه ای می گذشت چشمش به چند پسر بچه افتاد که دور هم جمع شده بودند، یک لحظه یاد روزهای بچگی و دوستانش افتاد، روزهایی که خاطراتش همیشه در ذهنش می درخشید، ایستاد و به بچه ها خیره شد و برای یک لحظه به آن روزهای شیرین پرتاب شد. همینطور که در خیالات خود غوطه ور بود متوجه پسری شد که به دوستانش خوراکی های زیادی می داد و از آنها می خواست با با او بازی کنند اما بچه ها به محض اینکه خوراکی ها را از پسرک می گرفتند او را ترک می کردند و به بازی با یکدیگر سرگرم می شدند.

پسرک از خانواده پولداری بود و برای اینکه دوستانش با او بازی کنند هر روز خوراکی های فراوانی برایشان می خرید وقتی بچه ها خوراکی ها را از او می گرفتند و ترکش می کردند پسرک غمگین گوشه ای می نشست و گریه می کرد و وقتی می دید دوستانش دور هم مشغول بازی شده اند غصه می خورد و به آنها دشنام می داد. دوستانش هم دشنام او را که می شنیدند از او بیشتر دور می شدند. در واقع پسرک نمی دانست که تلخی زبانش موجب آزردن و دور شدن بیشتر بچه ها می شود.

شیوانا که با دیدن این صحنه بسیار ناراحت شده بود خودش را به پسرک رساند کنارش نشست و در گوشش گفت:

پسرم به اجبار نمی توان دیگران را وادار به دوست داشتنِ خود کرد سعی کن خودت آنقدر دوست داشتنی باشی که دوستانت به عشق وجودت همچون پروانه دور و برت باشند. وقتی در دلت مهر و وجودت دوست داشتنی باشد حتی اگر دورترین نقطه کره زمین هم که بروی همه مجذوب وجودت می شوند چه خوراکی در بساطت باشد و چه دستت خالی باشد.

بخوانید!  باب هفتم گلستان سعدی؛ در تاثیر تربیت (قسمت آخر، جدال سعدی با مدعی)

اگر بخواهی دوستانت را با خوراکی برای خودت نگه داری و در وجودت هیچ نقطه ی مهری نداشته باشی تا زمانی تو را می خواهند که دستت خالی نباشد ولی به محض اینکه هیچ چیز دلخواهی برایشان نداشته باشی جذابیت و محبوبیت خود را از دست می دهی و ترکت می کنند ولی اگر از درون به دوستانت عشق بورزی و با محبت آنان را جذب کنی دیگر تو را رها نمی کنند و حتی اگر روزی تو را نبینند یادت از دلشان بیرون نخواهد رفت.

پسرم به جای اینکه هر روز برای دوستانت خوراکی های متنوع بخری بنشین و با خودت فکر کن که هر کدام از دوستانت چه خلق و خویی دارند، آنها را بشناس و همان کاری را انجام بده که دلشان می خواهد، گاهی شاید یک لبخند زیبا یا کلامی دلنشین بهترین پیام برای دوستت باشد که تصویر ماندگار آن تا ابد در دلش حک شود. شاید یک عکس العمل کوچک ولی دلخواه از طرف تو بهترین یادگاری برای دوستانت باشد که یاد و خاطره آن زیباترین دلیل برای دیدن ِ دوباره ی تو باشد.

پس پسرم! تو باید در دل دوستانت نفوذ کنی تا دوستانت نیز تو را در دلشان جای دهند تا بودن در کنار تو برایشان لذت بخش ترین حس باشد و نیازی به صرف هزینه های گزاف برای حفظ دوستانت نخواهی داشت. در این صورت آنها نیز دلشان برای تو تنگ خواهد شد چرا که تو دوست داشتنی ترین دوست برایشان خواهی بود. رشته محبت را چنان محکم بر گردنشان بیفکن تا هر کجا که بروند و حتی این رشته از هم بگسلد دوباره محکم تر گره خورد.

بخوانید!  زندگینامه پروین اعتصامی بانوی شاعر ایرانی

دوستانت را عاشقانه دوست بدار و برایشان دوست داشتنی باش.

 

پایدار بمانید تا داستانی دیگر شیوانا …

 مجله اینترنتی تحلیلک

نوشته های مرتبط

پریچهر ( قسمت دهم )

ارغوان فاطمی

در مسیر ناهموار تاریخ؛ شعری از حامد ابراهیم پور

محمد زکی زاده

علامه علی اکبر دهخدا و چرند و پرند (قسمت دوم)

محمد زکی زاده

دیدگاه خود را ثبت کنید