سه‌شنبه/ 4 آبان / 1400

غزل 95 حافظ (مدامم مست می‌ دارد نسیم جعد گیسویت) به همراه شرح

شرح غزل 95 حافظ / مدامم مست می‌ دارد نسیم جعد گیسویت

مدامم مست می‌ دارد نسیم جعد گیسویت
خرابم می‌ کند هر دم فریب چشم جادویت

پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن
که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت

سواد لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم
که جان را نسخه‌ای باشد ز لوح خال هندویت

تو گر خواهی که جاویدان جهان یک سر بیارایی
صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رویت

و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی
برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت

من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی‌حاصل
من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت

زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی
نیاید هیچ در چشمش بجز خاک سر کویت

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 95 حافظ / مدامم مست می‌ دارد نسیم جعد گیسویت
شرح غزل 95 حافظ / مدامم مست می‌ دارد نسیم جعد گیسویت

شرح غزل 95 حافظ (غزل مدامم مست می‌ دارد نسیم جعد گیسویت)

مدامم مست می‌ دارد نسیم جعد گیسویت
خرابم می‌ کند هر دم فریب چشم جادویت

پیوسته بوی خوش گیسوی تابدارت و چشم جادوگر و افسونگرت مرا خراب و مست و بی خویش می سازد.

پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن
که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت

ای خدا آیا می شود بعد از مدت ها تحمل دوری تو شمع دیده را در محراب ابرویت روشن کنیم و به وصالت برسیم؟

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

سواد لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم
که جان را نسخه‌ای باشد ز لوح خال هندویت

مردمک دیده را از آن جهت عزیز و گرامی می دارم که برای جان من عکسی از خال سیاه توست.

سواد لوح بینش: کنایه از مردمک چشم

تو گر خواهی که جاویدان جهان یک سر بیارایی
صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رویت

اگر می خواهی که جهان را جاودانه آراسته کنی و پر از رنگ و بو سازی به باد صبا بگو که برای یک لحظه نقاب از چهره زیبایت بردارد. به عبارت دیگر خواجه معشوق خود را به غنچه مانند کرده است و از صبا می خواهد که نقاب از روی او بردارد تا سراسر جهان پر از زیبایی شود.

و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی
برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت

و اگر می خواهی که رسم نیستی را از جهان برداری گیسوی خود را افشان کن تا از هر تار موی تو هزاران جان عاشق که همچون ذرات غبارند فرو ریزند و زندگی و حیات پیوسته برقرار شود.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی‌حاصل
من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت

من و باد صبا دو سرگردان بیچاره ای هستیم که راه به جایی نمی بریم؛ من از افسونگری چشم جادوی تو مستم و صبا از بوی خوش زلف تو خراب و بی خویش است.

زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی
نیاید هیچ در چشمش بجز خاک سر کویت

آفرین بر همت بلند حافظ که از تمام دنیا و آخرت فقط خاک سر کوی تو را برگزید و همچون توتیا آن را بر چشم خود کشید.

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا