مجله اینترنتی تحلیلک

چهارشنبه/ 9 خرداد / 1403
Search
Close this search box.
شرح غزل 217 حافظ / مسلمانان مرا وقتی دلی بود

شرح غزل ۲۱۷ حافظ / مسلمانان مرا وقتی دلی بود

در این مطلب به غزل 217 حافظ با مطلع مسلمانان مرا وقتی دلی بود پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر آن پرداخته ایم.

غزل ۲۱۷ حافظ (مسلمانان مرا وقتی دلی بود) به همراه شرح

شرح غزل ۲۱۷ حافظ / مسلمانان مرا وقتی دلی بود

مسلمانان مرا وقتی دلی بود
که با وی گفتمی گر مشکلی بود

به گردابی چو می‌ افتادم از غم
به تدبیرش امید ساحلی بود

دلی همدرد و یاری مصلحت بین
که استظهار هر اهل دلی بود

ز من ضایع شد اندر کوی جانان
چه دامنگیر یا رب منزلی بود

هنر بی‌ عیب حرمان نیست لیکن
ز من محروم تر کی سائلی بود

بر این جان پریشان رحمت آرید
که وقتی کاردانی کاملی بود

مرا تا عشق تعلیم سخن کرد
حدیثم نکته هر محفلی بود

مگو دیگر که حافظ نکته‌ دان است
که ما دیدیم و محکم جاهلی بود

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 217 حافظ / مسلمانان مرا وقتی دلی بود
شرح غزل ۲۱۷ حافظ / مسلمانان مرا وقتی دلی بود

شرح غزل ۲۱۷ حافظ (شرح غزل مسلمانان مرا وقتی دلی بود)

مسلمانان مرا وقتی دلی بود
که با وی گفتمی گر مشکلی بود

ای مسلمانان زمانی دلی داشتم که مشکلم را به او می گفتم.

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

به گردابی چو می‌ افتادم از غم
به تدبیرش امید ساحلی بود

هنگامی که در گرداب غم می افتادم و به بلا و سختی گرفتار می شدم، امید داشتم که با چاره اندیشی دل، از درد و غم رهایی یابم و به ساحل نجات برسم.

دلی همدرد و یاری مصلحت بین
که استظهار هر اهل دلی بود

دلی داشتم که با من همدردی می کرد و دوستی خیرخواه و صلاح اندیش بود و نیز مایه پشت گرمی هر صاحب دلی بود.

استظهار: پشت گرمی

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

ز من ضایع شد اندر کوی جانان
چه دامنگیر یا رب منزلی بود

دلم در کوی معشوق از دست رفت و گرفتار شد. خدایا کوی یار چه منزل دامن گیری بود که مرا سخت اسیر و در بند ساخت.

هنر بی‌ عیب حرمان نیست لیکن
ز من محروم تر کی سائلی بود

هنر و فضیلت با رنج و ناکامی همراه است و از من گدا محروم تر و بی بهره تر چه کسی وجود دارد؟

حرمان: ناکامی، بی حاصلی

سایل: محتاج، گدا

بر این جان پریشان رحمت آرید
که وقتی کاردانی کاملی بود

بر این جان پریشان و بی قرار من، دلسوزی و رحم نکنید زیرا زمانی کاردیده ای توانا و کامل بود.

مرا تا عشق تعلیم سخن کرد
حدیثم نکته هر محفلی بود

از زمانی که عشق طرز سخن گفتن را به من آموخت حکایت و سخنم در هر مجلسی نکته ای ظریف و دلنشین شده است.

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

مگو دیگر که حافظ نکته‌ دان است
که ما دیدیم و محکم جاهلی بود

دیگر نگو که حافظ نکته سنج و دقیق است و در سخنوری ماهر، زیرا ما فهمیدیم که او بسیار جاهل و نادان است.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه و شاخ نبات حافظ نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

تعبیر فال شرح غزل ۲۱۷ حافظ / مسلمانان مرا وقتی دلی بود

فکر می‌کنی که همه تو را در دریای مشکلات و سختی‌ها رها کرده‌ و کسی به فکر نجات تو نیست به همین خاطر از اطرافیانت دلخور شده‌ای. این مشکلات همه نشانه‌ای از مصلحت خداوند است و تو در بوته آزمایش قرار گرفته‌ای. نگران نباش که لطف الهی شامل حالت خواهد شد و کاردانی تو، تو را نجات خواهد داد. البته بدان که این مصائب بخاطر بی‌توجهی خودت نیز بوده است؛ تو در گذشته از هوش و درایت خود نهایت استفاده را می‌بردی اما مدتی است که خودت را به دردسر انداخته‌ای، هنوز هم دیر نشده است و با یک تصمیم درست می‌توانی زندگی خودت را نجات دهی. اگر عشق به سراغت آمد، از او استقبال کن که باعث رشد و تعالی تو خواهد شد.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

شعر اتفاقی شما

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x