زندگینامه افراد موفق عارفانه

معرفی یاران شهید امام حسین علیه السلام

شهدای کربلا

همراهان محترم مجله اینترنتی تحلیلک؛ در این مطلب می خواهیم به معرفی یاران شهید امام حسین علیه السلام بپردازیم.

 

معرفی یاران شهید امام حسین علیه السلام

یاران شهید امام حسین علیه السلام

۱ – ادهم بن امیه: از شیعیان بصره بود که در خانه ماریه اجتماع مى‏ کردند، او با یزید بن ثبیط از بصره به مکه آمد و به امام علیه ‏السلام پیوست.

۲ – امیْ بن سعد: او از اصحاب امیرالمؤمنین علیه ‏السلام و از تابعین و ساکن کوفه بوده و چون از آمدن امام حسین علیه ‏السلام به کربلا آگاهى یافت، در ایام مهادنه به خدمت امام حسین آمد.

۳ – بشر بن عمر: او از تابعین بود و دلاورى فرزندان او در جنگ‌ها معروف است، در ایام مهادنه به خدمت امام علیه ‏السلام آمد.

۴ – جابر بن حجاج: جابر از یاران شجاع امام حسین علیه ‏السلام بوده و قبل از ظهر روز عاشورا به شهادت رسید.

۵ – حباب بن عامر: او در کوفه سکونت داشته و از شیعیان است و با مسلم بن عقیل بیعت کرده و در بین راه به امام علیه ‏السلام ملحق گردید.

۶ – جبله بن على: از شجاعان کوفه و از ابتداى امر با مسلم بود و سپس نزد امام حسین علیه ‏السلام آمد.

۷ – جناده بن کعب: از مکه مصاحب امام بود و او و خانواده‏ اش به همراه امام به کربلا آمدند.

۸ – جندب بن حجیر کندى: او از بزرگان و سرشناسان شیعه و از اصحاب امیرالمؤمنین علیه ‏السلام بود و در بین راه قبل از برخورد امام با حربن یزید به خدمت آن حضرت رسید و به کربلا آمد.

۹ – جوین بن مالک: او شیعه و در میان قبیله بنى تمیم بوده است و با آنان براى جنگ با امام حسین علیه‏ السلام بیرون آمد! و چون ابن سعد شرط‌ هاى امام را نپذیرفت، او نیز همانند گروه دیگرى دست از سپاهیان کوفه کشیده و شب هنگام به سوى اردوى امام کوچ کرد.

۱۰ – حارث بن امرئ القیس: او از شجاعان به نام بود و شهرتى در جنگ‌ها به دست آورده بود و با سپاه عمر بن سعد به کربلا آمده بود! چون آنها کلام امام حسین علیه‏ السلام را نپذیرفتند، به امام پیوست.

۱۱ – حارث بن نبهان: پدر او نبهان – بنده حمزه بن عبدالمطلب – سوارى شجاع بود و فرزندش حارث از پیوستگان به امام على و امام حسن علیه‏ السلام بود و با امام حسین علیه‏ السلام به کربلا آمد و شهید شد.

۱۲ – حجاج بن بدر: او اهل بصره است و همان کسى است که پاسخ نامه امام علیه‏ السلام را از بصره به خدمت امام در کربلا آورد؛ این نامه را امام به مسعود بن عمر نوشته بودند و حجاج بن بدر با امام بود تا در اولین حمله پیش از ظهر عاشورا به شهادت رسید، و بعضى شهادت او را بعد از ظهر ضمن مبارزه ذکر کرده ‏اند.

۱۳ – حلاس بن عمرو: او و برادرش نعمان از اصحاب امیرالمؤمنین علیه ‏السلام هستند و حلاس در کوفه فرمانده نیروهاى آن حضرت بوده است. او ابتدا با سپاه عمر بن سعد به کربلا آمده بود و چون عمر بن سعد شرایط امام را نپذیرفت او شبانه به اردوى امام حسین علیه ‏السلام پیوست.

۱۴ – زاهر بن عمرو: شجاعى با تجربه و دلاورى مشهور و از دوستان معروف اهل‌بیت بود، او از یاران عمرو بن الحمق – صحابى معروف – بشمار مى‏ رفت و چون زیاد بن ابیه در طلب عمرو بن الحمق برآمد، زاهر با او بود و در قول و فعل با او مصاحبت داشت، آنگاه که معاویه عمرو را تعقیب مى‏ کرد، در تعقیب زاهر نیز بود، و سرانجام عمرو بن الحمق به دست معاویه به قتل رسید و زاهر خود را پنهان مى ‏کرد، و در سال شصت هجرى چون مناسک حج را به جاى آورد، با امام علیه ‏السلام ملاقات کرد و همراه امام به کربلا آمد.

۱۵ – زهیر بن سلیم: آنگاه که سپاه کوفه تصمیم به جنگ با امام علیه ‏السلام گرفتند، او از جمله کسانى بود که شب عاشورا به خدمت امام آمد و به اصحاب آن حضرت پیوست.

شهدای کربلا

۱۶ – سالم (غلام عامر بن مسلم ): او غلام عامر بود و در بصره سکونت داشت و عامر از شیعیان آن شهر به شمار مى‏ رفت، و هنگامى که یزید بن ثبیط با فرزندان خود و برخى دیگر در مکه به خدمت امام علیه ‏السلام آمدند، این دو نیز به همراه آن ها به امام ملحق و با او به کربلا آمدند.

۱۷ – سالم بن عمرو: او اهل کوفه و از شیعیان بود، و در ایام مهادنه که هنوز کار امام علیه ‏السلام با سپاه کوفه به جنگ نیانجامیده بود، به کربلا آمد و به اصحاب امام ملحق شد.

۱۸ – سوار بن ابى حمیر: او نیز قبل از شروع جنگ به امام و یارانش ملحق شد و در حمله اول مجروح گردید. او را سپاه کوفه اسیر کرده و نزد عمربن سعد بردند، عمربن سعد خواست او را به قتل برساند، خویشان او که در سپاه کوفه بودند از ابن سعد خواستند که او را آزاد نماید، و چون او مجروح شده بود پس از شش ماه به شهادت رسید و در عبارت زیارت ناحیه آمده است: «السلام على الجریح المأسور سوار بن ابى حمیر الفهمى»

۱۹ – شبیب بن عبدالله: او دلاورى شجاع بود که با سیف و مالک فرزندان سریع به اردوى امام علیه ‏السلام پیوسته است و قبل از ظهر روز عاشورا از جمله کسانى بود که در حمله اول شهید شدند.

۲۰ – عائذ بن مجمع: او به همراه پدرش مجمع بن عبدالله در بین راه به امام علیه ‏السلام ملحق شد.

۲۱ – عامر بن مسلم: از اهل بصره و از شیعیان بود، به همراه غلامش سالم با یزید بن ثبیط از بصره به مکه آمده و به امام علیه ‏السلام ملحق گردید.

۲۲ – عبدالله بن بشیر: او از مشاهیر دلاوران و از حامیان حق به شمار مى ‏رفت، نام او و پدرش در جنگ‌ها مشهور است؛ عبدالله بن بشیر با لشکر عمر بن سعد به کربلا آمد و قبل از شروع قتال به امام علیه ‏السلام پیوست و در اولین حمله قبل از ظهر عاشوار به شهادت رسید.

۲۳ – عبدالله بن یزید: او به همراه پدرش از بصره به مکه آمد و به خدمت امام علیه ‏السلام رسید، سپس به همراه آن حضرت به کربلا آمده است.

۲۴ – عبیدالله بن یزید: او نیز به همراه پدرش یزید بن ثبیط و برادرش و گروهى دیگر از اهل بصره در مکه به امام علیه ‏السلام ملحق شدند.

۲۵ – عبدالرحمن بن عبد الرب: او از اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله و از مخلصین اصحاب امیرالمؤمنین علیه ‏السلام است، هنگامى که على علیه ‏السلام در رحبه کوفه از مردم خواست کسى که در غدیر خم حاضر بوده و حدیث غدیر را شنیده بپاخیزد و شهادت دهد، او به همراه گروهى دیگر برخاسته و گفتند: از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدیم که مى‏ فرمود: «خداى عزوجل ولى من است و من ولى مؤمنین، پس هر کس من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدایا دوست بدار کسى را که او را دوست مى ‏دارد و دشمن بدار کسى که او را دشمن مى‏ دارد»؛ على علیه ‏السلام او را تربیت کرده و قرآن تعلیم او نموده؛ او از مکه همراه امام حسین علیه ‏السلام بوده و به کربلا آمده است.

۲۶ – عبدالرحمن بن مسعود: او و پدرش از معروفین شیعه و از شجاعان مشهور بودند، با عمر بن سعد به کربلا آمدند و قبل از آغاز جنگ به خدمت امام حسین علیه ‏السلام رسیدند و بر او سلام کردند و نزد امام مانده و در حمله اول به شهادت رسیدند.
۲۷ – عمر بن ضبیعه: او سوارى پیشتاز بود که با عمر بن سعد به کربلا آمد و بعد به حلقه یاران امام علیه ‏السلام پیوست.

۲۸ – عمار بن حسان: از شیعیان مخلص و از شجاعان معروف بود، پدرش حسان از اصحاب امیرالمؤمنین علیه ‏السلام بود و در جنگ‌هاى جمل و صفین در راه دفاع از آن حضرت مبارزه کرد و شهید گردید. عمار از مکه در خدمت امام حسین علیه‏ السلام بود و از آن حضرت جدا نشد تا در روز عاشورا در حمله اول به فیض شهادت نائل آمد.

۲۹ – عمار بن سلامه: از اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله و از یاران على علیه‏ السلام در جنگ‌ها بود و هنگامى که براى جنگ جمل همراه حضرت مى‏ رفتند از آن حضرت سؤال کرد: وقتى با اصحاب جمل روبرو شدى چه خواهى کرد؟ امیرالمؤمنین علیه ‏السلام فرمود: آنها را به خدا و طاعت او دعوت مى‏ کنم و اگر خوددارى کردند با آنها جنگ خواهم ‏کرد، عمار گفت: آن کس که مردم را به سوى خدا خواند هرگز مغلوب نگردد. عمار بن سلامه در کربلا به خدمت امام حسین علیه‏ السلام آمد و شهید شد.

بخوانید!  محرم در ادبیات فارسی / همراه با شهریار

۳۰ – قاسم بن حبیب الأزدى: او از شیعیان کوفه بود و با سپاه عمر بن سعد به کربلا آمد و قبل از آغاز جنگ به اردوى امام علیه‏ السلام پیوست.

۳۱ – قاسط بن زهیر: او از اصحاب امیرالمؤمنین علیه ‏السلام و از جمله یاران امام حسن علیه ‏السلام بود و در کوفه ماند و در جنگ‌ها خصوصا در صفین حضور داشت. چون امام حسین علیه ‏السلام به کربلا آمد، شبانه به آن حضرت پیوست.

یاران شهید امام حسین علیه السلام

۳۲ – کردوس بن زهیر: از اصحاب على علیه ‏السلام بوده و همراه دو برادرش شبانه به امام حسین و کربلا پیوست.

۳۲ – کنانه بن عتیق: او از پهلوانان کوفه و از زمره زاهدان و قاریان قرآن است. در کربلا به خدمت امام حسین علیه ‏السلام آمده و در حلمه اول شهید شد و بعضى شهادت او را بعد از حمله اول ذکر کرده ‏اند.

۳۴ – مسلم بن کثیر: از تابعین کوفه و از یاران امیرالمؤمنین علیه‏ السلام بود و در یکى از جنگ‌ها یک پاى او آسیب دید و معلول شد و شاید به همین جهت او را «اعراج» مى ‏گفتند. هنگامى که امام حسین علیه ‏السلام به کربلا وارد شد، از کوفه به سوى آن حضرت حرکت کرد و در کنار او به شهادت رسید.

۳۵ – مسعود بن حجاج: او و فرزندش از شیعیان معروف و از شجاعان مشهور بودند و در ایام مهادنه به کربلا آمده خدمت امام علیه‏ السلام رسیدند و نزد امام ماندند و هر دو در اولین حمله به فیض شهادت رسیدند.

۳۶ – مقسط بن زهیر: او و دو برادرش از اصحاب امیرالمؤمنین علیه ‏السلام و از مجاهدان پیشتاز آن حضرت در جنگ‌هاى جمل و صفین و نهروان بودند. چون امام حسین علیه ‏السلام به کربلا آمد، شبانه به خدمت آن حضرت رسیده و به فیض شهادت نائل شد.

۳۷ – نصر بن ابى نیزر: پدر او از فرزندان ملوک عجم یا از اولاد نجاشى است و فرزند او (نصر) بعد از امام على و امام حسن علیه‏ السلام در خدمت امام حسین علیه‏ السلام بود، و از مدینه همراه حضرت به مکه آمد و از آنجا به کربلا و در آنجا به شهادت رسید.

۳۸ – نعمان بن عمرو الراسبى: او و برادرش از اهل کوفه و از اصحاب على علیه ‏السلام هستند، چون عمر بن سعد سخنان امام را نپذیرفت، شبانه به خدمت آن حضرت آمد و در کنار او به شهادت رسید.

۳۹ – نعیم بن عجلان: او و دو برادرش نضر و نعمان هر سه از اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام به شمار مى ‏رفتند و در جنگ صفین در رکاب آن حضرت بودند و از شجاعان و از شعرا به شمار مى‏ رفتند، نضر و نعمان از دنیا رفتند و نعیم در کوفه باقى ماند؛ چون امام حسین علیه ‏السلام به سوى عراق آمد او به خدمت ایشان رسید و در روز عاشورا به عزم جنگ پیش آمد و در حمله اول به فیض شهادت نائل آمد.

۴۰ – زهیر بن بشر الخثعمى: صاحب مناقب او را از جمله شهداى حمله اول ذکر کرده است، ولى در دیگر مصادر نام او یافت نشد.

امام حسین علیه السلام

نام‌هاى سایر شهدا

پس از این که گروهى از یاران امام علیه‏ السلام که نامشان را قبلا یادآور شدیم در اولین حمله جان باختند و شربت شهادت نوشیدند، نوبت فداکارى به دیگر اصحاب و همچنین اهل‌بیت آن حضرت از بنى‌هاشم رسید که هر کدام به میدان رزم شتافته و به استقبال شمشیرها و نیزه‏ ها رفتند.

۱- عبدالله بن عمیر: او پدر وهب و مردى شجاع و شریف بوده و در کوفه سرایى نزدیک «بثر الجعد» همدان داشت، همسرش ام وهب است. او روزى به لشکرگاه کوفه در نخیله آمد و سپاه کوفه را مشاهده کرد که عازم حرکت به سوى کربلا هستند، سؤال کرد، به او گفته شد که این سپاه براى جنگ با حسین فرزند دختر رسول الله صلى الله علیه و آله مى‏ روند!

عبدالله بن عمیر گفت: به خدا سوگند من مشتاق جهاد با اهل شرک هستم و امیدوارم جنگ با این جماعت که با پسر دختر پیامبرشان مى‏ جنگند، کمتر از جهاد با مشرکین از نظر ثواب نباشد. پس نزد همسرش ام وهب آمد و او را از این ماجرا آگاه و تصمیم خودش را گوشزد کرد، همسرش گفت: درست اندیشیده ‏اى، خداوند تو را به بهترین راه‌ها و درست ‏ترین اندیشه‏ ها راهنمایى کند، همین کار را بکن و مرا نیز با خود ببر.

پس شب هنگام همسرش را برداشت و حرکت کرد تا در کربلا به خدمت امام حسین علیه ‏السلام رسید.

۲ و ۳- سیف بن الحارث، مالک بن عبدالله: این دو برادر مادرى به همراه غلامشان شبیب روز عاشورا هنگامى که امام حسین علیه ‏السلام را در آن حال مشاهده کردند، گریه کنان به خدمت امام آمده و به اردوى او ملحق شدند.

۴ – عمرو بن خالد الصیدواى

۵ – سعد مولاى عمرو

۶ – جابر بن حارث

۷ – مجمع بن عبدالله: این چهار بزرگوار با هم بر اهل کوفه حمله بردند و چون در میان دشمن قرار گرفتند سپاه کوفه آن ها را محاصره و از دیگر یاران امام جدا کردند، امام حسین علیه‏ السلام برادرش عباس علیه ‏السلام را فرستاد تا آن ها را با شمشیر از حلقه محاصره نجات دهد در حالى که آنها کاملا زخمى شده بودند، ولى در اثناى راه، دشمن باز با شمشیر بر آن ها حمله برد و با این که مجروح بودند، مبارزه کردند تا در کنار هم به شهادت رسیدند.

۸ – بریر بن خضیر: و چون جنگ شدت پیدا کرد، مردى از سپاه کوفه به نام یزید بن معقل به میدان آمد و بریر را ندا کرد که: کار خدا را درباره خود چگونه مى ‏بینى؟!

بریر گفت: به خدا سوگند که او در حق من نیکى کرد و کار تو را در مسیر شر قرار داد.

یزید بن معقل گفت: دروغ مى‏ گویى و قبل از این دروغگو نبودى! و من گواهى مى ‏دهم که تو از گمراهانى!

بریر گفت: آیا مى ‏خواهى با تو مباهله کنم تا خدا دروغگو را لعنت و آن که را بر باطل است به قتل برساند؟

او پذیرفت و با هم در آویختند و دو ضربت رد و بدل شد و یزیدبن معقل ضربتى بر بریر وارد کرد که زیانى متوجه او نشد و شمشیرى حواله سر او کرد و کلاه او را شکافت و به مغز سرش رسید و روى زمین افتاد، و در حالى که شمشیر بریر در سر او فرو رفته و بریر آن را تکان مى ‏داد که از سر او بیرون آورد، مرد دیگرى از سپاه کوفه به نام رضى بن منقذ بر بریر حمله کرد و ساعتى با یکدیگر مبارزه کردند تا بریر او را بر زمین زده و روى سینه او نشست، آن مرد فریاد زد: کجایند یاران تا مرا نجات دهند؟!

کعب بن جابر به یارى او شتافت، به او گفته شد: این مرد بریر بن خضیر قارى است که در مسجد کوفه مى ‏نشست و ما را قرآن مى‏ آموخت، او توجهى نکرد و با نیزه به بریر حمله کرد، و آن را بر پشت بریر نهاد.

۹ – عمرو بن قرظه بن کعب انصارى: پدر او از صحابه رسول خدا صلى الله علیه و آله و از یاران امیرالمؤمنین علیه ‏السلام بود، و در جنگ‌هاى امام على علیه ‏السلام شرکت داشت و آن حضرت او را به ولایت فارس گمارده بود، و در سال ۵۱ بدرود حیات گفت. عمرو در ایام مهادنه در کربلا خدمت امام حسین علیه السلام رسید و امام او را جهت ارشاد نزد عمر بن سعد مى‏ فرستاده است، و این جریان تا آمدن شمر ادامه داشت، و چون شمر به کربلا آمد، این ارتباط قطع شد. او روز عاشورا از امام اذن گرفت و به میدان رفت.

۱۰ و ۱۱- سعد بن حارث، ابو الحتوف بن حارث: این دو برادر با عمر بن سعد به کربلا آمده بودند، و چون روز عاشورا شد و امام حسین علیه ‏السلام ندا مى ‏کرد: «الا من ناصر ینصرنا» و زنان و کودکان با شنیدن صداى امام علیه السلام شیون مى‏ کردند، از دیدن این منظره تاب نیاوردند و شمشیر به روى سپاه کوفه و دشمنان امام حسین علیه ‏السلام کشیدند و آنقدر مبارزه خود را ادامه دادند تا شهید شدند.

۱۲ – نافع بن هلال: از اصحاب امیرالمؤمنین علیه‏ السلام و مردى بزرگوار و شجاع و قارى قرآن و نویسنده حدیث بود و در جنگ‌هاى جمل و صفین و نهروان در خدمت على علیه‏ السلام شمشیر مى‏ زد، و چون امام حسین علیه ‏السلام به سمت عراق آمد، نافع و سه نفر دیگر از یارانش در میان راه به آن حضرت پیوستند.

۱۳ – ابو الشعثأ کندى: نام او یزید بن زیاد است و با عمر بن سعد به کربلا آمده بود، و چون کار به مقاتله انجامید، و سخنان امام را رد کردند، به جانب حسین علیه ‏السلام آمد.

او که تیرانداز ماهرى بود در برابر امام حسین علیه ‏السلام زانو زد و صد تیر به سوى دشمن پرتاب کرد و امام مى ‏فرمود: خدایا! تیرهاى او را به هدف بنشان و بهشت خود را پاداش او قرار ده! و هنگامى که تیرهاى او تمام شد، در حالى که به پا مى ‏خواست گفت: پنج تن از سپاه عمر بن سعد را کشتم، سپس بر سپاه دشمن حمله کرد و نوزده نفر را به قتل رساند و بعد به شهادت رسید.

بخوانید!  در محضر امام حسین علیه السلام / قسمت چهلم

۱۴ – مسلم بن عوسجه: او مردى شریف، عابد و زاهد بود و از اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله به شمار مى ‏رفت؛ شجاعت او در جنگ‌ها و فتوحات اسلامى همیشه ورد زبان‌ها بود.

۱۵ – حربن یزید ریاحى: حر مردى شریف در میان قوم خود بود و عاقبت به نداى حق لبیک گفت و با شادى به استقبال شهادت رفت و فرزند پیامبر را یارى کرد.

۱۶- حبیب بن مظاهر: او از اصحاب رسول خدا بود و در کوفه سکونت داشت و از یاران على علیه ‏السلام بود و در تمام جنگ‌ها در خدمت آن حضرت شمشیر مى‏ زد و از جمله خواص اصحاب آن حضرت و حاملان علوم آن بزرگوار است. او از جمله کسانى است که مشتاقانه به یارى امام حسین علیه ‏السلام شتافتند.

حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه در کوفه براى امام بیعت مى ‏گرفتند و چون عبیدالله بن زیاد به کوفه آمد و اهل کوفه مسلم را تنها گذاشتند، قبیله حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه آنها را پنهان کردند تا آسیبى به آن ها نرسد، و هنگامى که امام حسین علیه ‏السلام به کربلا آمد آن دو به سوى آن حضرت حرکت کردند، روزها مخفى مى ‏شدند و شب‌ها طى طریق مى ‏نمودند تا به اردوى امام علیه ‏السلام ملحق شدند.

۱۷- سعیدبن عبدالله حنفى: سعیدبن عبدالله در جلوى امام ایستاد و امام نماز گزارد و او در اثر تیرباران دشمن به روى زمین افتاد در حالى که مى‏ گفت: خدایا این گروه را لعنت کن همانند لعن قوم عاد و ثمود و سلام مرا به پیامبرت برسان؛ همچنین گفت: پروردگارا! این زخم‌ها را براى درک ثواب تو در راه نصرت فرزند پیامبر تو بر جان خود خریدم. آنگاه به طرف امام التفاتى کرده گفت: آیا به عهد خود وفا کردم اى پسر رسول خدا؟!

امام علیه‏ السلام فرمود: آرى، تو در بهشت پیشاپیش من قرار خواهى داشت.

۱۸- ابو ثمامه صائدى: نام او عمرو بن عبدالله بن کعب و از تابعین بود و مردى دلاور و از شخصیت‌هاى شیعه به شمار مى ‏رفت. از اصحاب امیرالمؤمنین علیه ‏السلام بود و در جنگ‌ها با آن حضرت شرکت مى ‏کرد، و بعد از امیرالمؤمنین از اصحاب امام حسن مجتبى علیه ‏السلام گردید و در کوفه ماند. چون معاویه مرد، به امام حسین علیه‏ السلام نامه نوشت و او را دعوت کرد و از جمله فرماندهان مسلم بن عقیل بود که با سپاهیان خود عبیدالله بن زیاد را در قصر دارالاماره محاصره کرد، و چون مردم از اطراف مسلم پراکنده شدند ابو ثمامه به صورت مخفیانه زندگى مى ‏کرد و ابن زیاد شب و روز در جستجوى او بود!

او با نافع بن هلال در اثناى راه به امام حسین علیه السلام ملحق گردید و در روز عاشورا پس از آن که با امام حسین نماز گزارد به آن حضرت عرض کرد: یا ابا عبدالله! تصمیم گرفته ‏ام که به یاران خویش ملحق شوم، و ناخوش دارم که زنده بمانم و تو را کشته ببینم.

۱۹- سلمان بن مضارب: او پسر عموى زهیر بن قین بود و همراه او به حج آمده بود، و چون زهیر در بین راه به امام حسین علیه ‏السلام پیوست، سلمان بن مضارب نیز به امام ملحق گردید و به کربلا آمد و در روز عاشورا بعد از اداى نماز ظهر با امام قبل از زهیر بن قین به شهادت رسید.

۲۰- زهیر بن قین بجلى: او مردى شجاع و شریف در قبیله خود بود و در کوفه اقامت داشت و شجاعت او در جنگ‌ها مشهور بود. در ابتداى کار از طرفداران عثمان بود و پس از ملاقات با امام حسین علیه‏ السلام در اثر هدایت الهى از عقیده خود دست کشید و از شیعیان على و اهل‌بیت علیهم السلام شد و همراه امام حسین علیه ‏السلام به کربلا آمد.

عزاداری امام حسین علیه السلام

۲۱ – حجاج بن مسروق الجعفى: او از شیعیان و از اصحاب امیرالمؤمنین علیه ‏السلام بود و در کوفه سکونت داشت. چون امام حسین علیه ‏السلام به مکه عزیمت کرد، از کوفه به مکه آمد و پس از ملاقات با امام علیه ‏السلام در خدمت او بود و در اوقامت نماز براى حضرت اذان مى‏ گفت.

۲۲ – یزید بن مغفل جعفى: او از شعراى خوب و از شجاعان شیعه و از اصحاب امام على علیه‏ السلام در جنگ صفین به شمار مى ‏رفت، او در مکه به همراه حجاج بن مسروق به امام حسین علیه ‏السلام ملحق شد.

۲۳ – حنظله بن اسعد شبامى: از بزرگان شیعه و مردى فصیح و شجاع و قارى قرآن بود و فرزندى داشت به نام على که در تاریخ از او یاد شده است. حنظله بعد ار ورود امام حسین علیه‏ السلام به کربلا به اردوى آن حضرت ملحق شد و امام او را به عنوان رسول نزد عمر بن سعد مى ‏فرستاد.

۲۴ – عابس بن ابى شبیب: او از قبیله بنى شاکر بود که طائفه ‏اى است از همدان؛ عابس از رجال شیعه و از رؤساى آن ها و مردى شجاع و خطیبى توانا و عابدى پر تلاش و متهجد بود.

عابس در روز عاشورا مى ‏گفت: امروز روزى است که باید تلاش کنیم براى سعادت خویش با هر چه در توان داریم زیرا بعد از امروز حساب است و عمل به کار نیاید.

ربیع بن تمیم گوید: چون دیدم که عابس به سوى میدان مى ‏آمد او را شناختم و سابقه او را در جنگ‌ها مى ‏دانستم که او شجاع‌ترین مردم است؛ به سپاه عمر بن سعد گفتم: این شخص شیر شیران است، این فرزند شبیب است، مبادا کسى به جنگ او رود؛ پس عابس مکرر فریاد مى ‏زد و مبارز مى ‏طلبید و کسى جرأت نمى‌کرد به میدان او رود.

عمر بن سعد گفت: حال که چنین است او را سنگباران کنید، پس لشکر این گونه کردند.

عابس که چنین دید زره از تن به در کرد و کلاه خود از سر برداشت سپس بر سپاه کوفه حمله کرد.

۲۵ – شوذب بن عبدالله: او از رجال شیعه و از معدود دلیران به نام و حافظ حدیث از امیرالمؤمنین علیه ‏السلام بود، و مجلس حدیث داشت که شیعیان نزد او آمده و اخذ حدیث مى‏ کردند. با عابس بن ابى شبیب از کوفه به مکه آمد و نزد امام علیه ‏السلام ماند تا روز عاشورا و چون جنگ آغاز شد به مبارزه پرداخت.

۲۶ – جَون بن ابى مالک: او بنده سیاه چرده ابوذر غفارى بود که نزد امام علیه ‏السلام آمد و براى مبارزه اجازه خواست. امام حسین علیه ‏السلام فرمود: تو از جانب ما مأذونى و براى عافیت همراه ما آمده ‏اى، خود را در مشقت مینداز!

گفت: من در راحتى باشم و در سختى شما را تنها بگذارم؟!! به خدا سوگند هر چند که بوى بدن من بد و حسب من رفیع نیست ولى امام بزرگوارى چون تو بوى مرا خوش و بدنم را مطهر و رنگ روى مرا سفید مى‏ کند و به بهشتم مژده مى ‏دهد! به خدا سوگند که از شما جدا نگردم تا خون سیاه من با خون شریف شما آمیخته گردد! و شجاعانه به جنگ با دشمن پرداخت و بیست و پنچ نفر از آنان را به قتل رساند تا این که شهید شد. امام حسین علیه ‏السلام بر بالین او حاضر شد و گفت: خدایا روى او را سپید و بوى او را خوش و او را با نیکان محشور کن و با محمد و آل محمد آشنا و معاشر گردان.

۲۷ – عبدالرحمن الارحبى: او از تابعین و مردى شجاع و دلاور بود و به همراه قیس بن مسهر با نامه‏ هاى مردم کوفه در مکه در شب دوازدهم ماه رمضان به خدمت امام رسید، و امام علیه ‏السلام عبدالرحمن را همراه مسلم بن عقیل به کوفه فرستاد و او مجدداً بازگشت و از جمله یاران امام بود.

۲۸ – غلام ترکى: او غلام امام علیه‏ السلام و از قاریان قرآن بود، اذن گرفت و به میدان آمد مبارزه مى ‏کرد و رجز مى‏ خواند و گروهى از سپاهیان دشمن را کشت سپس به علت زخم‌هاى وارده بر روى زمین افتاد. امام حسین علیه‏ السلام آمد و گریست و صورت بر صورتش نهاد!

بخوانید!  درس های محرمی (قسمت دوازدهم)

غلام همین که چشمش را باز کرد و امام علیه ‏السلام را بر بالین خود مشاهده کرد لبخندى زد و سپس جان داد.

۲۹ – انس بن حارث: او از اصحاب رسول خداست که در غزوه ‏هاى بدر و حنین در خدمت آن حضرت بود و احادیثى از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرده که از جمله آن ها این حدیث است که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «این فرزندم حسین در زمین کربلا کشته خواهد شد. هر کس در آنجا باشد باید او را یارى کند.»

۳۰ و ۳۱ – عبدالله بن عروه، عبدالرحمن بن عروه: این دو برادر، جدشان از اصحاب امیرالمؤمنین علیه ‏السلام بوده و در کربلا به امام حسین علیه ‏السلام ملحق شدند و در روز عاشورا به نزد آن حضرت آمده و سلام کردند و گفتند: دوست داریم که در برابرت مبارزه کرده و از حریم تو دفاع کنیم.

امام علیه ‏السلام فرمود: مرحباً بکما! آفرین باد بر شما! و این دو برادر در نزدیکى امام با دشمن مبارزه کردند تا این که شهید شدند.

۳۲ – عمرو بن جناده: عمرو بن جناده انصارى بعد از شهادت پدرش جناده بن حارث انصارى، به خدمت امام حسین علیه ‏السلام آمد در حالى که یازده سال بیشتر نداشت. امام علیه‏ السلام به او اجازه نداد و فرمود: پدر این کودک در حمله اول شهید شده و شاید مادرش از این کار ناخشنود باشد.

آن کودک گفت: مادرم به من فرمان داده است که به میدان روم!

وقتى امام علیه‏ السلام سخن او را شنید او را اذن داد، پس به میدان رفت و شهید شد و سر او را از تن جدا کرده و به سوى امام حسین علیه‏ السلام پرتاب نمودند! مادرش آن سر را گرفت و خاک و خون از آن پاک کرد و آن را بر سر مردى از سپاه کوفه که در نزدیکى او قرار داشت، کوبید و او را به هلاکت رساند.

امام حسین

۳۳- واضح الترکى: او مردى شجاع و قارى قرآن و ترک زبان بود و با جناده بن حارث به حضور امام حسین علیه ‏السلام آمده بودند، و احتمالا همان کسى است که اهل مقاتل ذکر کرده ‏اند که روز عاشورا را در مقابل سپاه کوفه ایستاد و پیاده با شمشیر مبارزه مى ‏کرد و رجز مى‏ خواند و چون روى زمین افتاد به امام علیه ‏السلام استغاثه کرد، امام بر بالین او آمد و دست بر گردن او نهاد در حالى که او جان مى ‏داد و او به خود مى‏ بالید که: چه کسى همانند من است در حالى که پسر رسول خدا صورتش را بر صورتم گذارده است، سپس به ملکوت اعلى پیوست.

۳۴ – رافع بن عبدالله: او با مولایش مسلم بن کثیر هنگامى که امام علیه ‏السلام وارد کربلا شده بود، خدمت آن حضرت رسید و در جنگ با سپاه کوفه شرکت کرده و بعد از مسلم بن کثیر و پس از نماز ظهر مبارزه کرد و شهید شد.

۳۵ – یزید بن ثبیط : او از اصحاب ابوالاسود و از شیعیان بصره و در میان قومش شریف و بزرگوار بوده است، با دو فرزندش از بصره به مکه آمد و با امام علیه ‏السلام رهسپار کربلا شد و پس از مبارزه با دشمن به شهادت رسید.

۳۶ – بکر بن حى: او با عمر بن سعد و سپاه کوفه به جنگ حسین علیه‏ السلام آمده بود، روز عاشورا که آتش جنگ مشتعل گردید، متوجه امام شد و توبه کرد و از سپاه کوفه جدا گردید و با آن ها مبارزه کرد و در مقابل امام حسین علیه ‏السلام شهید شد.

۳۷ – ضرغامه بن مالک: او از شیعیان کوفه و از کسانى بود که با مسلم بیعت کرده بود. چون مردم مسلم را تنها گذاشتند، او با سپاه عمر بن سعد به کربلا آمد و به امام علیه‏ السلام ملحق گردید و با سپاه کوفه مقاتله کرد و در برابر امام حسین علیه ‏السلام بعد از نماز ظهر در مبارزه با دشمنان به شهادت رسید.

۳۸ – مجمع بن زیاد: او در منازل جهینه اطراف مدینه به اصحاب امام علیه‏ السلام پیوست و بعد از خبر شهادت مسلم همچنان با امام بود تا در کربلا به شهادت رسید.

۳۹ – عباد بن مهاجر: او نیز در میان راه در منزلى که از منازل جهینه بود به امام علیه ‏السلام ملحق گردید و در کربلا با آن حضرت به شهادت رسید.

۴۰ – وهب بن حباب کلبى: وهب بن حباب اذن جهاد گرفت و رهسپار میدان گردید، قتالى نیکو با دشمن نمود و بر سختی‌ها و ناراحتی‌ها شکیبائى کرد و برگشت به سوى همسر و مادرش که در کربلا با او بودند، پس به مادرش گفت: آیا از من راضى شدى؟

گفت: از تو راضى نشوم مگر آن زمان که پیش روى حسین و در راه او کشته گردى.

همسرش به او گفت: مرا به ماتم خویش اندهناک مکن.

مادرش گفت: اى پسرک من! از تقاضاى همسرت روى گردان و برابر حسین علیه‏ السلام مقاتله کن تا به شفاعت جدش در روز قیامت نائل شوى. پس جنگید تا دستانش قطع شد؛ همسرش چوبى را به دست گرفت و سوى او روانه شد و به او گفت: پدر و مادرم به فدایت، از حرم پیامبر دفاع کن و مقاتله نما.

وهب خواست او را بازگرداند، امتناع کرد، امام حسین علیه ‏السلام به او گفت: بازگرد خدا تو را از اهل‌بیت جزاى خیر دهد؛ پس به خیمه ‏ها باز گشت و وهب مقاتله نمود تا به شهادت رسید.

۴۱ – حبشى بن قیس بن سلمه: جد او از اصحاب رسول خداست و از قبیله نَهْم است، و پدر او نیز گویا محضر پیامبر گرامى را درک کرده بود. او در ایامى که هنوز در کربلا صحبت از جنگ نبود به خدمت امام حسین علیه ‏السلام آمده و به همراه آن حضرت شهید شد.

۴۲ – زیاد بن عریب: از قبیله همدان و مکنى به ابى عمره است، مردى متهجد و اهل عبادت بود، پدر او از اصحاب پیامبر بود و خود او نیز محضر پیامبر گرامى را درک کرده بود، مردى شجاع و معروف به عبادت و پرهیزگارى بوده است.

مهران کاهلى مى‏ گوید: در کربلا حضور داشتم، مردى را دیدم شدیداً مى‏ جنگید و هرگاه که بر سپاه کوفه حمله مى ‏کرد آنها را پراکنده مى ‏ساخت سپس به نزد امام حسین علیه‏ السلام آمده و مى‏ گفت: ابشر هدیت الرشد یابن احمد! فى جنّْ الفردوس تعلو صعدا.

سؤال کردم: او کیست؟

گفتند: او ابوعمره حنظلى است.

پس شخصى به نام عامر بن نهشل راه را بر او گرفت و او را به شهادت رساند و سر او را از بدن جدا کرد.

۴۳ – عقبه بن صلت: این مرد نیز در میان راه مکه به کربلا در یکى از منازل جُهینه به خدمت امام حسین علیه ‏السلام آمد و از او جدا نشد تا در کربلا به شهادت رسید.

۴۴ – قعنب بن عمر: او از شیعیان بصره و با حجاج بن بدر از بصره به مکه آمده و به یاران امام علیه ‏السلام ملحق شد و در روز عاشورا برابر آن حضرت به شهادت رسید. و در زیارت ناحیه آمده است: «السلام على قعنب بن عمر النمیرى»

۴۵ – انیس به معقل: او نیز مردى شجاع بود و پس از مبارزه ‏اى سخت به فیض شهادت نائل آمد.

۴۶ – قره بن ابى قره: او به دفاع از فرزندان رسول خدا صلى الله علیه و آله پرداخت و با دشمن جنگید و بعد از به هلاکت رساندن شصت و شش نفر از سپاه دشمن به شهادت رسید.

۴۷ – عبدالرحمن بن عبدالله الیزنى: او نیز براى رسیدن به فوز عظیم شهادت راهى میدان گردید و همانند دیگر یاران امام حسین علیه ‏السلام مقاتله کرد و شهید شد.

۴۸ – یحیى المازنى: این دلاور نیز با خواندن رجز همانند لشکرى بر دشمن یورش برد و سرانجام برابر امام علیه ‏السلام به شهادت رسید.

۴۹ – منجح: شیخ طوسى او را از اصحاب امام حسین علیه ‏السلام ذکر کرده است که در کربلا با آن حضرت شهید شد. از ربیع الابرار زمخشرى نقل شده است که حسنیه جاریه امام حسین علیه‏ السلام بود که او را از نوفل بن حارث خریدارى کرده بود، سپس او را به مردى به نام سهم تزویج کرد و از او منحج متولد شد، و مادرش حسنیه در خانه امام سجاد علیه‏ السلام خدمت مى‏ کرد، چون امام حسین علیه‏ السلام به سوى عراق آمد منحج نیز به همراه مادرش به کربلا آمد و در کربلا در آغاز جنگ به شهادت رسید.

۵۰ – سوید بن عمرو: مردى شریف و کثیرالصلاه بود و در میدان جنگ همانند شیر خشمگین مبارزه مى ‏کرد و در رویارویى با بلاها و سختی‌ها بسیار مقاوم بود و او آخرین نفر از اصحاب امام علیه‏ السلام است که شهید شده است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

نوشته های مرتبط

در محضر علامه حسن زاده آملی / بُوَد عید آن که دور از خود نمایی خوی حیوانی

سوخته

حضور و مراقبت استاد صمدی آملی / مجلس هشتم (فرق بین ایجاد و اسناد)

سوخته

شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی؛ مجلس نهم (قسمت هشتم)

سوخته

دیدگاه خود را ثبت کنید